msmw_m21's Reading List
200 storie
Similar di neiserli
neiserli
  • WpView
    LETTURE 1,346
  • WpVote
    Voti 145
  • WpPart
    Parti 19
یک زوج جوان و در آستانه‌ ازدواج‌. آیا جونگ کوک و تهیونگ با آشکار شدن تفاوت های شخصیتی و خانوادگی همدیگه در دوران نامزدی کنار میان؟ یا تمام تلاششون رو در دل زده کردن طرف مقابل انجام میدن فقط برای اینکه مقصر پایان رابطه نباشن؟ ----- برشی از داستان: تو زمان کوتاهی که طول کشید تا ماشین یونگی توی مسیر روبه‌رو ناپدید بشه، من، جونگ کوک جئون بودم نه یک رز. با لحن متهم‌کننده‌ای میگه: نمی‌خواستی بیام مهمونی، مگه نه؟ ـ لوس نشو، معلومه که می‌خوام بیای. بعدم لبخند بزرگی تحویلش می‌دم که متقاعد بشه. البته برای واقعی بودن باید بذارم این لبخند به چشمام برسه. هر بار که این کارو می‌کنم، دوست دارم روی صورتش بالا بیارم؛ از شهر موریس خارج بشم و دیگه هیچ‌وقت نبینمش.
WHELVE [KV] di liliafiction
liliafiction
  • WpView
    LETTURE 11,712
  • WpVote
    Voti 495
  • WpPart
    Parti 7
WHELVE (v.) to bury something deep; to hide • Couple: kookv • Genre: Omega vers- Angust- Drama- Smut • Season 1 برای اطلاع از تایم آپ و اسپویل‌ها اکانت واتپد ‌و تلگرام رو فالو داشته باشید♡ من خیلی سعی کردم کینه‌ای که تو دلم انداختی رو قایم کنم... یه روز به خودم اومدم و این کینه انقدر بزرگ شده بود که برای پنهان کردنش باید خودم رو خاک می‌کردم. تهیونگی که سعی میکنه گذشته‌ای که تقصیری درش نداشته رو از آلفاش پنهان کنه ولی سرنوشت حاضره با امگای داستانمون راه بیاد؟
Under Fang di ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    LETTURE 70,642
  • WpVote
    Voti 13,362
  • WpPart
    Parti 27
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، بهشون حمله‌ی سختی کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Historical, Smut Written by Luna🌙
ₜₕₑ ₗᵢₑᵣ bᵤₙₙy... di YukiS_08
YukiS_08
  • WpView
    LETTURE 288,376
  • WpVote
    Voti 29,967
  • WpPart
    Parti 36
بانیه دروغگو🌺 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎𝚜: 𝚖𝚊𝚏𝚒𝚊/𝚜𝚌𝚑𝚘𝚘𝚕/𝚑𝚊𝚙𝚙𝚢𝚎𝚗𝚍/𝚖𝚙𝚎𝚛𝚐/𝚜𝚖𝚞𝚝/𝚏𝚕𝚞𝚏/𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎/𝚏𝚘𝚛𝚌𝚎 𝚖𝚊𝚛𝚛𝚒𝚎𝚍/ ..... 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: @YukiS_08 start:1400/12/7 finish:1402/1/25 story: جونگکوک پسری که توی مدرسه گوشه گیره و به کسی کاری نداره در کل سرش تو کار خودشه.نفر اول توی کلاسشونه که سر همین همه ازش متنفرن و اذیتش میکنن و براش قلدری میکنن و سر اینکه قیافش شبیه بانیه مسخرش میکنن...اما...اگه کسی راز بزرگی که جونگکوک زیر قیافه ی معصومش قایم کرده رو بفهمه بازم جرعت میکنه که مسخرش کنه؟؟ تهیونگ یکی از قلدر های مدرسه که از مدرسه ی قبلیش بخاطر دلایلی انتقالی پیدا کرده و شرایطش خاصه و هیچکسم جزخودش و پدر مادرش چیزی ازش نمیدونه و همه فکر میکنن اون یه پسر شیطونه که فقط با پول پدر مادرش پز میده و هرزه هارو به فاک میده.....اما.....چی میشه اگه شرکتی که پدرش داشت دچار افت سهام بشه و اونوقت مجبور به ازدواجی بشه که موجب جلوگیری از این اتفاق بشه؟؟؟ ❌هشدار ❌ اگه امپرگ یا ژانرای دیگه رو دوست ندارید نخونید اینجا دنیای خیالیه منه و صندوق نظرات و انتقادات شما نیست سووو اگه با این شرایط مشکلی ندارید با آغوش باز ازتون پذیرایی میشه😁💜💋
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل{KookV} di LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    LETTURE 40,853
  • WpVote
    Voti 5,558
  • WpPart
    Parti 33
توجه‼️ این داستان در دو ورژن کوکوی و یونته نوشته شده. همه ی آلفاهای متاهل به جفتشون بیتوجهی میکردن؟ یا فقط اونهایی که بدون آشنایی قبلی با همسرشون ازدواج کرده بودن؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: All The Married Alphas نام داستان: همه آلفاهای متاهل Couple: KookV کاپل: کوکوی Omegaverse, Smut, Slice of life, angst امگاورس، اسمات، روزمره، انگست ■ A Novel By May ■
Wild Orcid|Kookv di blumer83
blumer83
  • WpView
    LETTURE 15,507
  • WpVote
    Voti 2,080
  • WpPart
    Parti 10
نفرت، ریسمانی‌ که قلب‌ها رو در سیاهی به هم گره می‌زنه. فرمانده‌ای بی‌رحم و پسری که به اسارت گرفته. سیاه‌چال، صحنه‌ی رقص شکنجه و برملایی راز می‌شه. ارکیده وحشی قصه‌ی عشقی‌ که در دل تاریکی جوانه زده، در حالی که ترس از نابودی، مثل شبح، قلبِ فرمانده رو تسخیر کرده. ⛓️‍💥Genres: Romance, Omegaverse, Historical, Drama, Smut ⛓️‍💥Writer: @blumerdailyy
Blindness  di hlm_135
hlm_135
  • WpView
    LETTURE 2,696
  • WpVote
    Voti 253
  • WpPart
    Parti 12
تو دنیایی که اگه از جفت حقیقیت جدا بشی، بیناییت رو از دست می‌دی؛ تهیونگ دوست صمیمی و جفتش جونگ‌کوک رو ترک می‌کنه و بیناییش رو از دست میده. Name: Blindness Couple: kookv Genre: omegaverse, smut, romance, Angst, forced marriage.
Endowment [kookv] di Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    LETTURE 291,130
  • WpVote
    Voti 31,512
  • WpPart
    Parti 17
- واقعا که یه امگای احمقی! - و تو از امگاهای باهوش و قوی خوشت میاد. مگه نه؟! - آره، همینطوره. چیزی که تو اصلا نیستی! - قسم می‌خورم یه روزی می‌فهمی هوش و قدرت واقعی اون چیزی نبوده که فکر می‌کردی. - منتظر اون روز می‌مونم. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، فانتزی، اسمات، رمنس، امپرگ - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Yvain | KOOKV di Shinrai_fiction
Shinrai_fiction
  • WpView
    LETTURE 94,241
  • WpVote
    Voti 11,941
  • WpPart
    Parti 25
༺ Yvain✨ AU ┊Genres: Romance, Comedy, Omegaverse, Smut ┊Couples: KookV, Hopemin ┊Writer: Shinrai اونها از هم متنفر بودن، خصوصیات طرف مقابلشون درست مجموعه همون رفتار هایی بود که هیچوقت نمیتونستن درکش کنن و باهاش کنار بیان. هرجا که اسمی از هم میشنیدن، با انزجار اون مکان رو ترک میکردن و برای رو‌به‌رو نشدن با همدیگه حاضر بودن پیشنهاد های میلیون دلاری رو رد کنن. ولی چی میشد اگر آلفا جئون جونگکوک، بزرگترین راز کیم تهیونگ رو متوجه بشه و بخواد با استفاده از اون، امگای خودشیفته رو زمین بزنه و ازش سبقت بگیره؟!
TENSION🍷(vkook) di seta8603
seta8603
  • WpView
    LETTURE 248,594
  • WpVote
    Voti 21,775
  • WpPart
    Parti 42
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی