The best
112 stories
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 88,508
  • WpVote
    Votes 13,346
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
It's hurt  by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 281,290
  • WpVote
    Votes 35,803
  • WpPart
    Parts 34
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد = کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد =گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره به زور باهات بودم ولی.... اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی = به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت ×ازت متنفرم یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت _ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت ×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره کاپل ها کوکوی و یونمین ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و..... نویسنده مین کوالا
𝙈𝙧. 𝙋𝙤𝙨𝙩𝙢𝙖𝙣࿐ by tiny_devil
tiny_devil
  • WpView
    Reads 39,262
  • WpVote
    Votes 8,775
  • WpPart
    Parts 25
[𝘾𝙤𝙢𝙥𝙡𝙚𝙩𝙚𝙙] داستان یه پستچی تازه کار و پسری که بسته های پستی زیادی داشت! ≫کاپل: تهکوک( فاقد اسمات) ≫نویسنده : tiny_devil ≫ژانر: ریل لایف، عاشقانه، فلاف ≫دارای پارت های کوتاه
OUR EPIC LOVE  by yektarita
yektarita
  • WpView
    Reads 75,125
  • WpVote
    Votes 9,579
  • WpPart
    Parts 20
خب داستان عاشقانه ،اسمات و تاریخیه . اینکه توی اون قصر جانگکوک و تهیونگ از بچگی عاشق هم بودن و خب نگیم از کارایی که توی بچگی انجام دادن . . . . بعد از چند سال همیدگه رو میبین و دوباره عاشق هم میشن ولی .... . . . _ شاهزاده خواهش میکنم بس کنید . ولی اون بدون اینکه چیزی بگه زبونشو روی ترقوه ی سفید و نازکش گذاشت و به پسری که زیرش پیچ و تاب میخورد نگاه کرد. _ دلم واست تنگ شده بود عشقم 💦💦💦💦🔞🔞
Paranoia by sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    Reads 143,508
  • WpVote
    Votes 14,626
  • WpPart
    Parts 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
The writer ✍️🏻 by nazi__nkpr05
nazi__nkpr05
  • WpView
    Reads 28,276
  • WpVote
    Votes 1,883
  • WpPart
    Parts 6
خلاصه :تهیونگ يه نويسنده معروفه كه بعد از دوسال قرنطينه اولين فن ميتينگشو گذاشته و اونجا پسري ساده ولي زيبارو ملاقات كنه و بنظرتون بعدش چي ميشه؟ كاپل: تهکوک(ویکوک) ژانر:زندگي روزمره،هپي اند .
Love or Hate by Theryo36
Theryo36
  • WpView
    Reads 52,066
  • WpVote
    Votes 5,843
  • WpPart
    Parts 41
افسر جوونی که با جذبش با ی نگاه تن همه رو به لرزه در میاره... اما از ی نفر کینه ی قدیمی به دل داره و تا انتقامش رو نگیره، آروم نمیگیره... و چی میشه اگه اون ی نفر کیم تهیونگ رئیس بزرگترین مافیای کره باشه؟ ∆ ∆ ∆ قسمتی از فیک: ناگهان پسر رو به دیوار چسباند و پایین تنه اش را به آرامی به پایین تنه ی پسر کوبید.. پسر با این حرکت او آهی از کنج لب هایش خارج شد و با نفرتی تمام به او نگاه میکرد،پسر بزرگتر درحالی که نیشخندی کثیف بر کنج لب هایش نشسته بود گفت: +سلام خرگوش کوچولو... بالاخره گیرت انداختم... خیلی دوست داشتی پیدام کنی نه؟ حالا حالاها دیگه مهمون منی و قول میدم خوب ازت پذیرایی کنم... . . . شروع فیک:9 نوامبر 2022 پایان:درحال آپ ژانر:رمنس_اکشن_مافیایی_اسمات_خشن و کمی هم بی دی اس ام کاپل ها: ویکوک_نامجین_یونگسوکمین
ThirD DaVinChi by vella1_BtS
vella1_BtS
  • WpView
    Reads 269
  • WpVote
    Votes 49
  • WpPart
    Parts 7
+اوه خدای من... به نظرم اندام الکساندر پیش تو هیچه... -ممنونم ولی... فکر نمیکنی این یکم زیادی مبالغه‌ست؟؟؟ +مبالغه یعنی اینکه برای اینکه چیزیو جذاب نشون بدی چند تا دروغ دغل بزاری سرش... ولی تو که همینجوریشم زدی رو دست جذاب ترینا،من دیگه چی میتونم بگم؟! این لحظه ازون لحظه هایی بود که کوکی آرزو میکرد استادش هم حسی مثل خودش داشته باشه. ولی قطعا یه مرد متاهل که یه بچه هشت ساله هم داره،عاشق دانشجوش نمیشه،میشه؟؟!! این داستان، داستان داوینچی سومه که توی دامی که خودش پهن کرده میفته. چه اتفاقی قراره برای داوینچی ما رخ بده؟؟؟ ژانر: رمنس،فلاف،شاید یکمی طنز، اسمات. شروع اپ: 22/08/2021 پایان:.....
FUCK YOU  by ttttakila
ttttakila
  • WpView
    Reads 314,959
  • WpVote
    Votes 40,329
  • WpPart
    Parts 52
_ فکر کنم یه اشتباهی شده آخه یعنی چی"تبریک میگم شما حامله ای"؟ +شما آروم باشین یه لحظه _تازه اونم از کی؟؟ این احمق؟؟ +تست تعیین هویت ثابت کردن که بچه تو شکم شما از اقای جئون هستش _مطمئنم یه اشتباهی شده عقل آدم سالمم میفهمه همچین چیزی ممکن نیست شما دیوونه‌این همتون دیوونه‌این در واقع اونی که دیوونه شده منم کیم تهیونگ امگای ۲۰ ساله. راستش این اتفاق خیلی غیر منتظره نبود بعد از اینکه بارها باهم خوابیده بودیم منظورم از 'باهم' خودم و جئون جونگ کوک هستش رابطه ما بخاطر خانواده هامون شروع شد و قرار بود به نفع هردو طرف باشه ولی بعید میدونم این تصمیم به نفع کسی باشه درست تر بگم تصمیمشون یه اشتباه محض بود! تصمیمشون باعث ضرر جبران ناپذیری شد اما این تصمیم بیشتر از همه به ضرر من شد... چون عاشقش شدم!
DERSCHÖPFER by VicGodtor
VicGodtor
  • WpView
    Reads 6,561
  • WpVote
    Votes 653
  • WpPart
    Parts 15
[completed] ⇴ #derSchöpfer ⇴ #Fiction ⇴ #Vkook, #Namjin, #Yoonmin ⇴ Written by Valdemar انسان... چه مفهومی دارد؟ موجودی زنده یا شئ بی‌ارزش؟ هیچکدام... انسان‌ها همان اعداد ریاضی فرار کرده از زیر توابع مجهول زندگی هستند که کسی نمی‌تواند مفهوم آن‌ها را بفهمد... تهیونگ پسری جاودانه و موجودی که هیچ شناختی نمیشه ازش داشت، همسر آینده‌ی خودش رو زیر آب حوض می‌بینه ولی صورتی که دیده توهمی بیش نیست و چنین کسی قرار نیست حتی متولد بشه و عاشقی پسر رو بکنه. پس تهیونگ خودش همسرش رو آفرید، همسری از جنس خاک و گل ولی با درونی مثل آب زلال. جونگکوک عاشق مخلوق خودش می‌شه ولی آیا شخصیت دیگه‌ی داستان هم عاشق اون میشه و خالق خودش رو می‌پرسته؟