ارزش خوندن دارن
62 histoires
Snickers par mellirora
mellirora
  • WpView
    LECTURES 2,363
  • WpVote
    Votes 537
  • WpPart
    Chapitres 7
"پایان‌ یافته" ترکیب چهره‌ش به‌قدری خوب بود که حواسم پرت زخم‌های صورتش نشه‌. احتمالا هرکس دیگه‌ای هم موقع دیدار اول به زیبا بودنش فکر می‌کرد. نه کتک خورده و زخمی بودنش. "-می‌ترسم انقدر محکم نگه‌ت دارم که از بین دست‌هام در بری‌. دیدی می‌گن اگه ماهی رو سفت بگیری، لیز می‌خوره؟ -من ماهی ام؟ -نه، تو خود اقیانوسی." چندشاتی سکای داستان در سال ‌‌‌1987 میلادی شروع میشه. انگست، روزمره، عاشقانه، اسمات.
𝐂𝐚𝐧 𝐘𝐨𝐮 𝐁𝐥𝐨𝐰 𝐓𝐡𝐞 𝐁𝐮𝐛𝐛𝐥𝐞𝐠𝐮𝐦? par phonix_L1485
phonix_L1485
  • WpView
    LECTURES 1,559
  • WpVote
    Votes 338
  • WpPart
    Chapitres 7
~ اوه سهون برای این آزمون استخدامی خیلی تلاش کرده بود، خیلی خیلی تلاش کرده بود! اون‌قدری که روی جون خودش شرط بست و با خودش قرار گذاشت اگر این‌بار هم قبول نشه، خودشو از بالاترین طبقه‌ی ساختمون اون اداره پرت کنه پایین! و یک ثانیه بعد از این فکر بود که بوی خوشایند قهوه‌، زیر بینی‌ش زد و پسر جوونی با لبخند دندون‌نماش، کنارش ایستاد و از آدامسی که انگار بوی دلنشین از اون میومد، به‌ش تعارف زد: - هِی! ریلکس باش! بلدی باهاش بادکنک درست کنی؟ •Multi shot• Couple: SeKai Genre: Fantasy،Healing
Creep par MarryPotter2005
MarryPotter2005
  • WpView
    LECTURES 14,986
  • WpVote
    Votes 2,119
  • WpPart
    Chapitres 42
_به اطرافت نگاه کن، فقط ما دو نفر اینجاییم، بدنت رو‌جوری که قلبت میگه رها کن، وقتی حرکاتت رو عمیق‌تر می‌کنی، نفسهات داغ میشن و به آرومی پخش میشه، وقتی سرعتت رو بالا می‌بری، حسش می‌کنی نه؟! لرزش رو حسش میکنی، پس امشب رو رو دنبال کن عزیز من، این آزادی رو حس کن سهون! _تو آزادی منی کای! 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚂𝚎𝚔𝚊𝚒, 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚋𝚊𝚎𝚔 𝙶𝚎𝚗𝚛𝚎: 𝙳𝚛𝚊𝚖, 𝙴𝚛𝚘𝚝𝚒𝚌𝚊, 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚂𝚖𝚞𝚝 𝚆𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛: 𝙼𝚊𝚛𝚛𝚢𝙿𝚘𝚝𝚝𝚎𝚛
the shadow of love(complete) par lilyblue92
lilyblue92
  • WpView
    LECTURES 288,027
  • WpVote
    Votes 68,270
  • WpPart
    Chapitres 63
از بین جمعیت شش هفت میلیاردی کره زمین چند تا کاپل وجود دارن که از سکس برای تموم شدن رابطه اشون استفاده کنن؟ این کاری بود که بکهیون با فروتنی برای دوست پسرش انجام داد، و بعد اجازه داد که از پیشش بره.. چون این درست ترین تصمیم بود. اما هیچ وقت فکرش رو نمیکرد شاید یه روزی رو در روی گذشته قرار بگیره. بکهیون از همسر سابقش یه بچه دوست داشتنی داره و حالا بعد از سیزده سال عشق قدیمیش تبدیل شده به رقیب و همکاری که میخواد زیر پاش رو خالی کنه و اون رو پشت سر بذاره... Chanbaek/sekai romance/smut +18 Writer:lilyblue @lilyblue92 @parkfamily_fictions
[COMPLETED]•⊱ BEFORE U GO ⊰• (SeKai chanbaek) par EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    LECTURES 17,401
  • WpVote
    Votes 5,713
  • WpPart
    Chapitres 28
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن Before U Go | قبل از اینکه بری... کاپل: سکای، چانبک (فرعی) ایونهه (فرعی) ژانر: رئال،رمنس،درام نویسنده: LA7 "همیشه فکر میکردم چیزی بینِ اون لبخند ها کمه... اونقدر خوب نقش بازی میکردی که فقط منی که تمام و کمال حواسم به تو بود متوجه شدم... خیال می کردم بازیگر خوبی هستی... نه سهونا... تو فوق العاده ای" ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 par Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    LECTURES 57,642
  • WpVote
    Votes 12,032
  • WpPart
    Chapitres 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
Cherry Red~ Chanbaek~ Completed par IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    LECTURES 3,445
  • WpVote
    Votes 677
  • WpPart
    Chapitres 7
"بهت گفته بودم من عاشق رنگ قرمزم؟ ولی همه چی عوض شد وقتی تو اونجوری بهش نگاه کردی. یهویی انگار دلم میخواست برم تمام گیلاسای دنیا رو به خاطرت رنگ بزنم که مبادا چشمت بهش بیوفته" ______ هیچوقت ادمهایی که از یک رنگ به خصوص متنفر بودند رو درک نمیکرد تا وقتی که اون پیام روی گوشی همسرش ظاهر شد و هیچوقت دلبسته ی هیچ رایحه ای نشده بود تا وقتی که عطر لیموی تازه به مشامش خورد. بعد از اون بیون بکهیون یه مرد عادی نبود، اون مردی بود که در آستانه ی طلاق، لیمویی ترین پسر دنیا رو ملاقات کرد. ____ Cherry Red Genere: Melodrama, Agegap
Kill me, Save me | Ongoing  par mellodymew
mellodymew
  • WpView
    LECTURES 29,797
  • WpVote
    Votes 4,323
  • WpPart
    Chapitres 45
بد شانسی پشت بد شانسی، جونگین امگای تنها و بی‌کسی بود که توی بار خدمات ویژه‌ای رو به مشتری‌هاش ارائه می‌داد. همه‌چیز به اندازه‌ی کافی دردناک به‌نظر میاد اما زندگی همیشه از همون‌جایی که تصورش رو نداری بهت ضربه می‌زنه، نه؟ امگا وقتی مشتری اون شبش آلفای حقیقی خودش از آب دراومد این رو به خوبی فهمید. آلفایی که خیلی زود، پدر بچه‌ی متولد نشده‌ی توی شکمش شد و بدتر از اون، متاهل بود. جونگین دیگه شک داشت که آیا این تنبیهی برای گناه نکرده‌ش بوده باشه، و یا تاوان اشتباهات رخ نداده‌ی زندگیش. اما حتم داشت که توافق با آلفایی که به سختی سنگ و به سردیِ زمستونه و کم‌کم تبدیل به پدر فرزندش می‌شه، تعبیر دقیقی از جهنمه. کاپل‌ها: سکای، کریسهو ( زوج فرعی ) ژانر: روزمره، انگست، امگاورس، اسمات، امپرگ. روز آپ: فصل اول پایان یافته.
True heir 1 [Completed] par Viaiba
Viaiba
  • WpView
    LECTURES 84,677
  • WpVote
    Votes 14,950
  • WpPart
    Chapitres 48
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده.. بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?! TRUE HEIR 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough '''''~~~'''''~~~'''''~~~''''' _اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ... بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید .. _ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..
Yugen [Completed] par NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    LECTURES 27,999
  • WpVote
    Votes 5,529
  • WpPart
    Chapitres 16
•𝒴𝓊ℊℯ𝓃 یوگن کلمه ای ژاپنی به معنی احساس زیبایی رازآلود. مثل وقتی که به آسمون نگاه میکنی، و یهو ماه از پشت ابر بیرون میاد. یا پرسه زدن توی جنگل بدون فکر کردن به برگشتن. درست مثل وقتی که کسی رو دوست داری، ولی نمیدونی چرا اینقدر برات جذابه!! یوگن تعریف زنده بودن روحه~ ┈──── 🌒🌓🌔 ────┈ بکهیون با خودش گفته بود دیگه هیچوقت قرار نیست ببینمش.. بعد از اون شب پرحرارتی که با هم گذرونده بودن، دیگه هیچوقت قرار نبود اون مرد رو ببینه!! پس چیشد که الان اینجا، مقابلش ایستاده بود و زیر اون نگاه ذوب کننده‌ و چشم های درشتش، هیچ حرکتی نمیتونست انجام بده؟! • ᴡʀɪᴛᴇʀ | ɴᴇᴏᴍᴀ • ɢᴇɴʀᴇ | ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ꜱʟɪᴄᴇ ᴏꜰ ʟɪꜰᴇ, ꜱᴍᴜᴛ • ᴄᴏᴜᴘʟᴇ | ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ꜱᴇᴋᴀɪ #Yugen