🩷🤌🏻
3 stories
𝐑𝐚𝐯𝐢𝐬𝐬𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭 | 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 by Hyong_1_995
Hyong_1_995
  • WpView
    Reads 1,572
  • WpVote
    Votes 333
  • WpPart
    Parts 41
راویسمْان:𝐑𝐚𝐯𝐢𝐬𝐬𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭 "این بوک در تاریخ ۳۱ مرداد حذف خواهد شد." تهیونگ یه زندگی آروم داشت. مجسمه می‌ساخت، چای آلبالو می‌خورد، با خودش حرف می‌زد، و مطمئن بود هیچ‌کس نمی‌تونه ذهنش رو به‌هم بریزه. تا اینکه جونگ‌کوک اومد. با یه نگاه و لبخند گوش‌تاگوشی که می‌گفت: «سلام، اومدم مغزتو ری‌استارت کنم.» از اون لحظه به بعد، تهیونگ دیگه نه خواب داشت، نه منطق، نه حتی یه لیوان چای آلبالوی سالم. جونگ‌کوک مثل یه ویروس وارد شد: اول آروم، بعد با قدرت، بعد با آپدیت‌های روانی. و تهیونگ؟ اون فقط سعی می‌کرد نفهمه داره عاشق می‌شه، چون عاشق شدن توی این داستان یعنی سقوط آزاد، بدون چتر نجات، با یه جونگ‌کوک که وسط سقوط می‌گه: «پایین رو نگاه، قشنگه!» 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐇𝐚𝐥𝐞𝐡 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧, 𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 , 𝐀𝐫𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
Life is a joke.(kookv)  by azin2013
azin2013
  • WpView
    Reads 16,992
  • WpVote
    Votes 3,945
  • WpPart
    Parts 38
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
𝗕𝗔𝗟𝗟𝗘𝗥𝗜𝗡𝗔|kookv by Chycara
Chycara
  • WpView
    Reads 7,992
  • WpVote
    Votes 930
  • WpPart
    Parts 14
صدای آشنایی داخل گوش‌هاش پیچید و گریه بی‌صداش به ضجه های بلند تبدیل شد. دست‌های بی‌رمقش رو روی صورتش گذاشت و چهره زخمیش رو پشتش پنهان کرد. تهیونگ از درد می‌ترسید، از زنده موندن می‌ترسید، می‌ترسید از اتاق منزجرکننده بیمارستان خارج بشه و تمام زندگیش به یک‌باره جلوش فرو بریزه. سرش داخل آغوش گرمی فرو رفت. عطر بلوشنل داخل بینیش پیچید. چنگی به کت زمستونی مرد زد و هق‌هق‌هاش با قدرت بیشتری آزاد شدن. "چیزی نیست گل وحشی، من اینجام"