We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
yasamin135's Reading List
12 stories
𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸 by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 89,415
  • WpVote
    Votes 6,244
  • WpPart
    Parts 29
رئیس‌جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی می‌گیره! این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستانش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
My Little Psychotic by REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Reads 148,556
  • WpVote
    Votes 15,097
  • WpPart
    Parts 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
···I'm HeRoiNe··· by Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Reads 36,065
  • WpVote
    Votes 8,421
  • WpPart
    Parts 28
···Larry Stylinson Action Fanfiction··· من هروئینم, همسر هری ادوارد استایلز اون یه کارآگاهه, ولی, اون کشته شد... به دست تو, تاملینسون! |این ففیک دارای صحنه های خشن,قتل و مرگ,مصرف مواد,اسمات,فحاشی می باشد! استریت نیست!| ,',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',',' #1_gun #1_shortstory #2_harryandlouis
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 867,722
  • WpVote
    Votes 114,499
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
Lilium _ لیلیوم by bts_Sunshine_edit
bts_Sunshine_edit
  • WpView
    Reads 126,778
  • WpVote
    Votes 16,919
  • WpPart
    Parts 48
"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ... ببوسم بهت برمیگردم" داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ شده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند ژانر : معمایی / عاشقانه وضعیت اپ : کامل شده ___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
Adonia | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 112,610
  • WpVote
    Votes 7,529
  • WpPart
    Parts 61
Adonia ⛪ - نگاهم کن! - دارم نگاهت می‌کنم... - نه خوب نگاهم کن. - چطوری تهیونگ؟! - همینطوری، همینطوری که زور صدات به اسمم می‌رسه و می‌فهمم نگاهت کاملا برای من بوده. Couple: Vkook, Secret Genre: Romance, Angst, Mysterious, Smut Writter: Ivanna
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 216,711
  • WpVote
    Votes 28,962
  • WpPart
    Parts 36
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 287,735
  • WpVote
    Votes 15,917
  • WpPart
    Parts 48
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
𝐒𝐢𝐧𝐜𝐞 1894 by btsalate
btsalate
  • WpView
    Reads 30,670
  • WpVote
    Votes 4,111
  • WpPart
    Parts 22
[ ترجمه شده ] "وقتی جنگ تمام شود، ازدواج خواهیم کرد و من گل‌هایی به زیبایی تو پرورش خواهم داد و داستان ما از زیباترین داستان‌های عاشقانه در جهان خواهد بود." - نامه پیدا شده در جیب یک سرباز مرده، کاپیتان جئون جونگکوک، ۱۸۹۵. روزهای آپ: فعلا نامنظم [ از نویسنده اجازه گرفته شده ] writer on twt: @: ARTSEOULVK writer on ao3: @: louvrekvs
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 447,618
  • WpVote
    Votes 36,307
  • WpPart
    Parts 43
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82