اکسو
72 stories
Under his shadow  by SNON1380
SNON1380
  • WpView
    Reads 43
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 6
بکهیون، امگایی که همیشه تو دنیای آروم خودش غرق بود، یه روز با چالشی بزرگ روبرو میشه . برادر دوقلوی اون ، هیون، که یک امگای قدرتمند تو دنیای مافیا بود، به خاطر مشکلی مجبور شد ناپدید بشه . هیون از بکهیون خواست تا جای اون رو بگیره و وانمود کنه که خودشه تا کسی متوجه غیبتش نشه تا گنگش و تشکیلاتش از هم نپاشه . این درخواست، بکهیون رو از دنیای امن و ساکت خودش به دل دنیای خطرناک و پر از دروغ مافیا پرتاب کرد. اون که تا به حال تنها با کتاب‌ها سر و کار داشت، حالا باید نقش یک امگای خشن رو بازی می‌کرد و در میون افراد خطرناک، هویت برادرش رو پنهون نگه می‌داشت . Fiction:🃏under his shadow🃏 Genres: •Dark Mafia Romance •Crime Fiction •omegavers•SMUT Couples : •CHANBEAK •hyunris writer : SHADOW
Diavolo by Danillain
Danillain
  • WpView
    Reads 9,207
  • WpVote
    Votes 2,286
  • WpPart
    Parts 24
می‌گویند وقتی فرشته‌ای سقوط می‌کند، شیطان متولد می‌شود. اما سقوط یک فرشته هرگز تنها یک قربانی ندارد. ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌•🕯️•🩶•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🥀•🧠•🪽•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🫀•♟️•🫁•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🌑•⚰️•🩸•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌⏳•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ دیاَوُلو؛ رئیس بزرگترین و پرقدرت‌ترین سازمان جنایی در نواحی جنوبی ایتالیا، شیطانی که روی سیسیل سایه انداخته بود. پارک جونگین؛ ژنرالی که به اجبار زیر پرچم اون اسم منفور مرگ رو در آغوش کشیده و اوه سهون؛ افسری که روزی برای نابودی دیاولو نفس‌هاش رو خرج کرده بود و حالا بعد از پنج سال تبعید، به عنوان نفوذی درگیر مأموریتی می‌شد که نقطه‌ی پایان‌ش قلب مردیِ که قرار نبود دوباره ببینه؛ کای. پارک چانیول؛ دکتری که خارج از محیط کارش با لقب یولیوس یه قاتل مشهورِ و بیون بکهیون؛ پرستاری که دوازده سال قبل از تیغ یولیوس گریخت و حالا با عطش حقیقت و ماجراجوییِ بزرگ، دوباره پا به خاک خونین جزیره می‌گذاشت. Name : Diavolo | دیاولو Genre : Mafia, Action/Thriller, Crime/Dark Romance, Psychological Drama, Angst, Smut, HappyEnd Couples : Chanbaek | Kaihun/Sekai Written by : Dan
Stay on the beach by bangtanjim_73
bangtanjim_73
  • WpView
    Reads 141
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Parts 2
.. _اگه منم مثل اینا بمیرم چی؟ بغض چانیول شدت گرفت و پسرک رو بیشتر در آغوش خودش حل کرد. _فکر کردی من میذارم؟ بکهیون به امواج دریا نگاه میکرد که چقدر وحشیانه حس و حال زندگی رو ازشون گرفته بود. _چه فرقی داره وقتی تهش قراره‌ هممون بریم!
His Proxy Destiny by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 4,908
  • WpVote
    Votes 874
  • WpPart
    Parts 15
☆Name: "His Proxy Destiny" "سرنوشت نیابتی او" ☆Genre: Romance, Forced Marriage, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر نوجوون آقای پارک که هنوز دبیرستانیه!" و ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. حالا بکهیون باید تصمیم بگیره که وارد این بازی خطرناک بشه؟ آیا میتونه از چانیول محافظت کند؟ بکیون باید بین وفاداری به آقای پارک و ترس از آیندهای نامعلوم یکی رو انتخاب کنه... در حالی که حتی چانیول رو به خوبی نمیشناسه! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 22,608
  • WpVote
    Votes 3,921
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
My Heaven Is In The Middle Of Hell by Emil_fiction
Emil_fiction
  • WpView
    Reads 27,373
  • WpVote
    Votes 6,048
  • WpPart
    Parts 66
[My heaven is in the middle of hell ] [بهشت من وسط جهنم][کامل] قرن نوزدهم شهر کوچیک و روستا مانند نزدیک نیویورک! قاتلی که بی رحمانه مردم شهر رو به طور مخفیانه میکشه . جسد اونا در حالی پیدا میشه که خنجر تیزی تو قلبشون فرو رفته و دو تا چشماشون از حدقه در اومده . طوری که انگار اصلا چشمی وجود نداشته . اون قاتل کیه و قصدش از کشتن مردم چیه ‌𖥔 ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ پارک چانیول ، بازرس و کاراگاه موفق و ساکن در نیویورک. به خاطر اعتراض به دادگاه نیویورک به اون شهر فرستاده میشه تا بتونه معمای قاتل مرموز رو حل کنه . اون میتونه این کارو با موفقیت انجام بده ؟ یا اینکه اونجا درگیر چیزی میشه که هرگز فکرشو نمی کرده؟ پارک چانیول باید دنبال راه فرار از اون شهر بگرده یا دنبال راهی برای موندن؟ باید آرزوی مرگ بکنه یا آرزوی لحظه ای زنده موندن؟ ‌ ִ ་ ָ࣪ 𓂃 𓂃 ۪ Genre:رمنس ، درام ، جنایی ، انگست، راز آلود Couple:چانبک Writer:Emil 🚫این فیکشن ماورایی،تخیلی، خون‌آشامی نیست🚫
Letalis by LordHamin90
LordHamin90
  • WpView
    Reads 8,250
  • WpVote
    Votes 1,206
  • WpPart
    Parts 17
خلاصه: ولیعهد یه کشور که پادشاه ظالمی داره، عاشقِ یه پسر میشه! پادشاهی که حتی به بچه‌های خودش هم بی اعتنایی میکنه و ولیعهدش، کسی که جایگاه پادشاهی رو محکم میکنه، به مرزها می‌فرسته و مقدمه‌ی ملاقاتش رو با مرد مرموز داستانمون فراهم میکنه! دست سرنوشت قراره زندگیشون رو چطور رقم بزنه؟
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 3,438
  • WpVote
    Votes 697
  • WpPart
    Parts 7
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,069
  • WpVote
    Votes 3,683
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
Pink Flamingo  by itsNikkii
itsNikkii
  • WpView
    Reads 2,831
  • WpVote
    Votes 456
  • WpPart
    Parts 7
"اگه زندگی بعدی وجود داشت، من یه فلامینگو میشم و تو مرداب که داخلش گیر افتادم. " (چانبک) امگاورس/کمدی سیاه/ کرایم ‎این فیکشن یه امگاورس کلاسیک نیست و فقط از این ژانر به عنوان بستری برای داستان استفاده شده است.