We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
دارم می خونم ♡
62 stories
His Proxy Destiny by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 6,467
  • WpVote
    Votes 1,072
  • WpPart
    Parts 18
•| His Proxy Destiny |•♡•| سرنوشت نیابتی او |• ☆Genre: Romance, Enemies to lovers, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر آقای پارک!" و حتی ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. اما مشکل اینه که آیا بکیهون میتونه با آدم بد اخلاقی مثل چانیول زندگی کنه؟! کسی که همه ازش فراری هستن حتی خانواده‌ش! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
༻Fᴀᴅᴇᴅ Fᴀɴᴛᴀsʏ by downtodust
downtodust
  • WpView
    Reads 30,871
  • WpVote
    Votes 6,208
  • WpPart
    Parts 72
پـــایـــــان یــــافـــتـــــــــــه فصــل ۱ : رویــایـ بی رنگـــ فصــل ۲ : آرزویـم همه تــــو فصــل ۳: آوانـــــگــــــارد درجه سنی R☠ اینتــــــرو فصــل ۱: از اینکه فردا صبح رد انگشتای بلند و خوش تراش چانیولو مثه یه چوکر دور گردنش ببینه لذت میبرد... حتی گاهی چند دقیقه جلوی آینه می ایستاد و از نگاه کردن به چوکر جدیدش دوباره داغ میشد. اینتــــــرو فصــل ۲: بکهیون قاتلیه که از بچگی برای کشتن آموز دیده. همیشه یه قاتل بی رحم بوده... همیشه... تا قبل ازینکه پارک رو ببینه و بعدش به یه قاتل عاشق تبدیل بشه. اینتــــــرو فصــل ۳: "قبل ازینکه کاملا بمیره... چند لحظه فریاد زدن و گریه کردن رو متوقف کرد و با چشم های وحشت زده بهم نگاه کرد‌. صورتش سفید میشد... لب های کبودشو تکون داد اما به جای کلمات فقط خون بیرون ریخت. وقتی که هنوز در مورد مردنش مطمئن نبودم، از گوشه چشمش یه قطره اشک روی ساعدم چکید و من بعدا روش سیگارمو خاموش کردم تا جاشو گم نکنم." تریگر وارنیـــنگ: صحنه‌ی‌قتل خونریزی خشونت غم‌انگیز اسلحه و ابزار قتل خشونت کلامی آخریـــــــــن وارن: این فیکشن شامل محتوای خشونت آمیز است و بر اساس واقعیت نوشته شده، واقعیت های ذهن نویسنده.
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 5,085
  • WpVote
    Votes 983
  • WpPart
    Parts 9
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
Freeze Frame by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 47,680
  • WpVote
    Votes 9,063
  • WpPart
    Parts 42
بکهیون بلاگر برجسته و معروفی که تقریبا میشه گفت عزیزدل نصف مردم کره جنوبی‌ـه؛ برای اولین بار در یک روز بهاری و خنک، پارک چانیول مدیرعامل کمپانی ARKAIOS رو ملاقات می‌کنه. این دیدار شاید گذرا به نظر می‌رسید اما فقط تا زمانی که قلب بکهیون در همون قاب و حین لایو پیش مرد قدبلند مو مشکی گیر نمی‌کرد! 🍋☽ قـاب یخ‌زده Freeze frame ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، اسـمات، روزمره ⛮ نویسـنده: السـا
𝖺𝖼𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝗂𝖼𝖾 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 12,090
  • WpVote
    Votes 2,506
  • WpPart
    Parts 32
«گاهی خاطره‌ها به بدترین شکنجه‌ها تبدیل میشن» این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خون‌آلودی از چهره والدینش لرز به اندامش می‌انداخت. -هم‌گنـاه -ژانر: عاشقـانه، جنایی، تراژدی، اسمـات، هپی‌اند -کاپل: چانبک -نویسنده: السا
Violet fine coefficient by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 40,598
  • WpVote
    Votes 7,461
  • WpPart
    Parts 54
آسمون و بال یاسی پروانه‌ها... مرداب و گل نیلوفر... دریا و پولک ماهی بنفش... آلفای بلوطی و امگای اقاقیا... شراب انگور سیاه و پیراهن ساتن... یه جفت حلقه و گردنبند... روزی عشق‌نگاری... یه آلفا بود که به خمیر شیشه با دست‌هاش شکل می‌داد و ازشون همه‌چیز می‌ساخت...یه روز هم با بوسه‌هاش به امگاش شکل داد و ازش عاشق ساخت. چانیول چشم‌هاش آبی بود. بکهیون چشم‌هاش یاسی بود پس قصه‌ی اونا داستان هاشور عشق بود و خاک اشک... (پایان یافته) 🌺Genre: Romance, Omegavers, Fluff, Smut 🌊Couple: Chanbaek, Hunhan
°𝘏𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘪𝘯 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴° by bloodyblossom_
bloodyblossom_
  • WpView
    Reads 2,755
  • WpVote
    Votes 480
  • WpPart
    Parts 16
-𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘏𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘪𝘯 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴 -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘚𝘮𝘶𝘵, 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢 -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬 "بین کتاب‌ها مخفی شدم، هویتم رو تغییر دادم و بدون هیچ مشکلی با این قضیه کنار اومدم. نباید پیدام می‌کردی و من رو از جلد کتاب درونم بیرون می‌کشیدی. اما حالا که اینجایی، باید تا تهش رو با من بمونی." -𝘍𝘪𝘯𝘥 𝘮𝘦 𝘩𝘦𝘳𝘦: @a_drop_of_blossom
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 36,407
  • WpVote
    Votes 6,069
  • WpPart
    Parts 23
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
Love in Boardroom by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 11,855
  • WpVote
    Votes 1,496
  • WpPart
    Parts 21
✅️completed |•Love in Boardroom•|عشق در اتاق هیئت مدیره| 🦋ژانر: اداری، امگاورس، فلاف، عاشقانه، امپرگ، اسمات🔞 🦋کاپل: چانبک 🦋نویسنده: Delvindsp 🦋ایده: yas_exowhale 🦋خلاصه: پارک چانیول الفای غالبی که مدیرعامل شرکت cy. هست. شرکتی که فقط یه قانون داره و اون اینه که حضور کادر مجرد ممنوعه... منظور از ممنوع یعنی واقعا ممنوعه...! یه روز متوجه میشه که مدیر بخش سازماندهی اطلاعات یعنی ، بیون بکهیون، از قانون سرپیچی کرده و یه جلسه میگیره تا جلوی جمع آبروش رو ببره! آیا موفق به اینکار میشه یا سرنوشت چیز دیگه ای رو رقم میزنه؟ -من نمی‌تونم احساساتم رو نادیده بگیرم! این یه عشق واقعیه ، نه یه بازی. +عشق واقعی؟ یا فقط یه وسوسه؟ ما داریم با آتیش بازی می‌کنیم و هر لحظه ممکنه بسوزیم. پس انقدر به بهانه های مختلف جلو چشم همه لمسم نکن، رئیس جون!