𝐵𝑒𝑎𝑢𝑡𝑖𝑓𝑢𝑙 𝑜𝑙𝑑🕯
15 hikaye
𝑴𝒚𝑮𝒊𝒓𝒍★دختـــــــــرمــــــــ tarafından Lunaticfic
Lunaticfic
  • WpView
    OKUNANLAR 5,560
  • WpVote
    Oylar 446
  • WpPart
    Bölümler 27
"اما‌..اخه...چرا نمیتونن مارو مثل خودشون ببینن..ما حق عاشق شدن نداریم؟ چرا انقد اذیت میکنن مگه خودشون عاشق نمیشن مگه ما ادم نیستیم؟" "خاصیت مشهوریت همینه!" "اما من نمیخوام از دستش بدم...خواهش میکنم...بزارین واسه بار اخر بغلش کنم" "بحث چیزی که تو میخوای نیست...بعضی موقع ها باید کاراییو انجام بدی که نمیخوای...اما به نفع همس." های گایز داستان نوشته ی خودمه و کپی یا ترجمه نیست کاپل اصلی : تهیونگ بی‌تی‌اس و جنی بلک‌پینک بچه ها اول داستان بگم من هیچگونه شیپی نمیکنم و هیچگونه شیپ کردن تعصبی نمیپذیرم. قصدم آزار و اذیت به ایدل هام نیست♡ سعی میکنم هر روز یه پارت اپ کنم به شرطی که حمایت بشه دوستون دارم♡
+4 tane daha
MY DESTINY tarafından Deliaena
Deliaena
  • WpView
    OKUNANLAR 14,700
  • WpVote
    Oylar 1,718
  • WpPart
    Bölümler 32
-من جنی رو می خوام -یعنی چی جنی رو می خوای؟ -میخوام مال خودم باشه ژانر: رمانتیک - کمدی - اسمات کاپل: taennie (اصلی) - Jirose - jinsoo - liskook BLACKPINK × BTS × IU × ITZY
+20 tane daha
I CAN'T || taennie || tarafından singularity066
singularity066
  • WpView
    OKUNANLAR 7,253
  • WpVote
    Oylar 963
  • WpPart
    Bölümler 21
از همه متنفرم ! از همه ی کسایی که باعث شدن اینجوری بشم متنفرم ! از خودم هم متنفرم ...
HE SHOULD DIE࿐ tarafından FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    OKUNANLAR 30,262
  • WpVote
    Oylar 4,197
  • WpPart
    Bölümler 39
جنی درست همون قسمتی که گفت لمس نکنه رو با سر انگشت هاش لمس کرد. به ثانیه نکشید نفس کشیدنش تغییر کرد، قفسه سینه‌اش بالا و پایین می‌شد و تند تند نفس می‌کشید... چشم‌هاش رو روی هم گذاشت و لب تر کرد: -چرا اینکار رو می‌کنی؟ به قدری محکم لبه های وان رو نگه داشته بود که رگ های دستش برجسته شدن و سر انگشت هاش به سفید تغییر رنگ دادن... جنی با نگرانی، ازش فاصله گرفت و صورتش رو بین دست هاش گرفت: -حالت خوبه!؟ وقتی جنی خواست از جاش بلند بشه، رون پا هاش رو تو چنگش گرفت و محکم نگه داشت: -می‌خوای بدونی با لمس جایی که نباید چی کار کردی؟ جنی با ترس به چشم‌هاش خیره شد. بعد کمی مکث بخاطر حس قدرتی که از ترسی که تو وجود دختر شکل گرفته بود به وجود اومد، ادامه داد: -بیا تا نشونت بدم! ░G░e░n░e░r░☟ M̳y̳s̳t̳e̳r̳y̳ ̳ ̳M̳a̳f̳i̳a̳ ̳S̳m̳u̳t̳ ̳D̳r̳a̳m̳ #full ✷ #𝐹 ✷
+22 tane daha
❦ 𝐒𝐇𝐘 𝐋𝐎𝐕𝐄 ❦ tarafından starlsljs0277192
starlsljs0277192
  • WpView
    OKUNANLAR 7,965
  • WpVote
    Oylar 534
  • WpPart
    Bölümler 6
❣ کامل شده ❣ یه عشقِ پنهان... یه عشقِ شیرین و طولانی... یه عشقِ پر از خجالت... یه اعترافِ شیرین... ❣عشق خجالتی❣ 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄 : 𝐓𝐚𝐞𝐧𝐧𝐢𝐞 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄 : 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 / 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 / 𝐒𝐦𝐮𝐭 / 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜
God of Devil • Mini Fic ✔ tarafından Maxlueslia
Maxlueslia
  • WpView
    OKUNANLAR 12,295
  • WpVote
    Oylar 1,290
  • WpPart
    Bölümler 10
[Completed] تهیونگ، خدای اهریمن، وظیفش تبدیل قربانی هاش به جن بود. جن هارو میکشت و روحشونو به شیطان تحویل میداد. کیم جنی، قربانی بعدیش بود...! Mini Fic - Maxlueslia
+10 tane daha
Luxury Love tarafından aydamooni1
aydamooni1
  • WpView
    OKUNANLAR 32,063
  • WpVote
    Oylar 3,079
  • WpPart
    Bölümler 38
Luxury love~ boy×girl ~ Liskook Jinsoo Taehnnie Jirose #bangpink #bts #blackpink
BLACK SUIT || taennie || tarafından singularity066
singularity066
  • WpView
    OKUNANLAR 21,200
  • WpVote
    Oylar 2,122
  • WpPart
    Bölümler 28
آروم از سر جام بلند شدم و به سمت در رفتم . آروم بازش کردم ، هیچکس نبود ، با قدم ها نوک انگشتی آروم آروم به سمت حیاط رفتم . بادیگارد ها اونطرف بودن و از فرصت استفاده کردم و دویدم ؛ ولی متوجه من شدن ، سرعتم رو بیشتر کردم ولی از بس ترسیدم که پام پیچ خورد و افتادم زمین ؛ منو گرفتن باز بردن تو ولی اینبار به یه اتاق دیگه بردن و نشوندن رو صندلی جلوم یه میز و صندلی بزرگ‌ بود ؛ انگار اینجا اتاق کار هس و صدای آشنایی شروع کرد به صحبت کردن ... شیپ ها : تهیونگ و جنی جونگکوک و لیسا جیمین و رز چانیول و آیرین
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎2 tarafından BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    OKUNANLAR 49,344
  • WpVote
    Oylar 4,591
  • WpPart
    Bölümler 18
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| • من رو یادت نمیاد؟! راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی... ولی میدونی چیه؟ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره... راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا نه؟ بهتره بیشتر باهاش وقت بگذرونی، چون میدونی باید از الان خودت رو برای مرگ نابهنگامت آماده کنی جنی! به زودی دنبال تو هم میام کوچولوی باهوش! فقط یکم دیگه با دوستات خوش باش... لحظاتی سخت تر از خونه عروسکی در انتظارتونه! امضا : شبح آبی
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎1 tarafından BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    OKUNANLAR 81,392
  • WpVote
    Oylar 7,098
  • WpPart
    Bölümler 23
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| من و سه خواهر ناتنیم برای خونه جدیدمون هم خونه نمیخواستیم! مخصوصا هم خونه های وحشتناکی که هر لحظه نقشه ریختن خونمون رو میکشیدن و به ما به چشم،عروسک های کوچولوی بی گناهی، برای خونه عروسکیشون نگاه میکردن... -این فیک دارای دو فصل میباشد 🥀