چی میشه اگه یه روز سر و کله یه دخترِ شَر تو مدرسه ای که پسرا توش حکمرانی میکنن پیدا بشه؟
دختری که بخاطر تنفرش از جنس مخالف هیچ وقت از شعاع ۴ متری هیچ پسری عبور نکرده و حالا
مجبوره تو کلاسی بشینه که ۷۰ درصد دانش آموزهاش پسرهای قلدر و زورگو ان!
📖قانون نیوتن
تو همیشه بخش بزرگی از وجود منی
بخشی که حتی با مرگ هم فراموش نشده
و تنها خاطراتش از جسمی به جسم جدیدی منتقل شده
تو همون روحی هستی که اگر هزاران بار هم بمیره
باز هم در جسم من زاده میشه
چون من تنها اون جسم بی ارزشی ام که با روح تو ارزشش پیدا کرده
و اون روح تا زمانی که زندگیش ادامه داره
به دنبال جسمی میگرده که به چشمش آشِنا باشه
شاید جسمی که در زندگی قبلیت باعث مرگت شده
couple:Teahyung.sulli
Girl.Boy
"اون دختر منه"
با یک پوزخند سادیستی بهم نگاه کرد.
"مال منم همینطور" بعد اونو بغل کرد و به سمت ماشین رفت و اجازه داد صورتم از اشک خیس بشه.
..این ادامه کتاب 1 و 2 mr arrogant .
[ Complete ] boy x girl
لی مین سوا مامور اموزش دیده ای که توی کار خودش مهارت بالایی داره و حالا میخواد برا اولین بار بادیگارد بازیگر معروف کیم تهیونگ بشه
ا/ت برای این که دوستش چو رو تو کنسرت بی تی اس همراهی کنه به کنسرت میره و غافل از این که یک اتفاق تو فن میتینگ کل زندگیشو متحول میکنه و قسمت از وجودش که سیاه و تاریکه و مدتها بود که خاموشش کرده بود دوباره فعال میکنه
چه کسی می تونه اونو از حالت جدیدش به اون دختر معصوم برگردونه ؟!
«چشماتـو ببند. چیزی که میبینی، بهشتِ منه.»
+ ولی تاریکی تنها چیزیه که میبینم.
- آفرین. خودشه!
◈یـه شوهوآی هجده ساله، پس از اخراج شدن از دبیرستانش، به واسطهی نامهای عجیب، سر از آکادمیای در اعماق جنگلی دور افتاده و تاریک درمی آورد: آکادمی سایهها.
همه چیز زیادی ساده به نظر میرسد، تا آنکه یک شب شوهوآ بالاخره مهمترین قانون را شکسته و وارد جنگل اسرارآمیز میشود.
با این کار، شوهوآ پا به دنیایی ناشناخته میگذارد که تنها در کتابها و فیلمها راجع به آن شنیده است؛ دنیای موجودات افسانهای که تا مدتها هیولاهای زیر تخت و شیطان درون کابوسهای کودکیاش بودند.
طی مدتی که شوهوآ سعی دارد با ترس و سردرگمیاش کنار بیاید، با فردی آشنا میشود که اطمینان دارد قبلا او را ملاقات کرده است و همین موضوع سرنوشت هر دوی آنها را دستخوش تغییر میسازد.
اما هنگامی که چندین قتل مرموز در آکادمی رخ میدهد و در پی آن دانشآموزانی ادعا دارند که موجواتی سایهوار آنها را تعقیب میکنند، شوهوآ و دوستانش میفهمند آکادمی سایهها، تنها مکانی برای پرورش تواناییها نیست؛ بلکه شبکهای از تارهای درهم تنیدهی رازهای ترسناک را در خود پنهان کرده است که...◈
- فصل¹ سایههاے پوشالـے (بخش دوم) 📚
"خواهر بزرگه"
داستان در مورد شش تا دختر با هفت تا پسره
حالا چرا زوج نیستن توی داستان مشخص میشه
اینجا نمینویسم چون تو اول داستان همه چیو توضیح دادم
~•فیک دختر پسری•~
ژانر : فانتزی- خوناشامی- عاشقانه
نام نویسنده:
setareh
آیدی نویسنده:
@1384zs
فیکشن : زندگی اجباری
نویسنده : خودم =>
کاپل : تهیونگ و هه جین ( boy x girl )
خلاصه داستان : هه جین دختری یتیم که خانواده پولداری او را به سرپرستی میگیرند اوایل زندگی راحت و خوبی داشت تا اینکه اتفاقاتی زندگی او را تغییر می دهد . او در گذشته اش خیلی سختی کشیده بود و حالا با ازدواج با تهیونگ قرار بود همه اون ها برایش تازه شود .
وضعیت : در حال آپ
_ به تو چه ها ؟ تو کی باشی ؟ _
_ من ؟ من کیم تهیونگم کسی که میتونه با ی اشاره زندگی تو به گند بکشه _