...
14 stories
💎Crystalline💎 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 1,468,168
  • WpVote
    Votes 176,448
  • WpPart
    Parts 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]
Capo | Vkook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 1,145,982
  • WpVote
    Votes 114,497
  • WpPart
    Parts 71
كيم تهيونگ، كاپوى قدرتمندِ مافياى نيوجرسى، باید با دخترِ مشاورِ مافیایِ بوستون به قصد صلح ازدواج كنه، اما درست قبل از مراسم نامزدى با خبر فرار اون دختر، همه چيز بهم ميريزه و تهيونگ براى حفظ غرور و تحقيرى كه در خفا صورت گرفته، خبرِ ازدواجش با پسرِ اون خانواده رو اعلام ميكنه... قوىِ وحشى! ↳Name: Capo ↳Couple: Vkook ↳Genre: Romance / Smut / Crime ↳Writer: #Sahel 🥇1Taehyung 🥇1Fiction 🥇1Romance 🥇1BTS 🥈 2عاشقانه 🥇1Crime 🥇1teakook 🥇boyxboy
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 887,034
  • WpVote
    Votes 110,082
  • WpPart
    Parts 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
🐾 • Catnip •🐾 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 402,891
  • WpVote
    Votes 125,801
  • WpPart
    Parts 52
🏺✨ بکهیون یه هایبرد پاپیه که درست از وقتی که به بلوغ هایبردی رسید و فهمید وقتی زیادی هیجان‌زده میشه دم و گوشاش بی اجازه میان بیرون چشم‌هاش روی گربه همسایه زوم شده بود. درست شنیدید گربه همسایه! ولی خب اقا گربه ما پارک چانیول حوصله پاپی‌ها رو اصلا نداره و فقط ترجیح میده گوشه اتاقش چرت بزنه و هیچکس هم مزاحمش نشه. بکهیون خیلی برای جناب گربه صبر کرد تا نگاش کنه ولی بی‌فایده بود... " یه سری چیزها رو هیچوقت نمیشه عوض کرد! " این رو بکهیون خوب یاد گرفته ولی اگه پای یه کم جادو بیاد وسط چی؟ ✨🏺 🐈 اسم فیکشن : Catnip 🌿 کاپل : چانبک 🐈 ژانر : رمنس.فانتزی. فلاف 🌿محدودیت سنی : 18+ 🐈 نویسنده : SilverBunny 🕰️ وضعیت : پایان یافته ✔️
𝐌𝐲 𝐅𝐫𝐞𝐜𝐤𝐥𝐞𝐬𝐲 𝐃𝐚𝐜𝐢𝐚𝐧𝐚 by Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Reads 89,319
  • WpVote
    Votes 14,660
  • WpPart
    Parts 20
[𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] - و درنهایت، شاهزاده با بوسیدن امگای زندانی شده در قلعه، طلسم رو شکست و جفت عزیزش رو از زندان نجات داد. حالا اون دو نفر، تا ابد در کنار هم خوشحال زندگی میکردن. با بستن کتاب، امگا کوچولوی بلوند پنج ساله، دست پدرش رو گرفت و با لحن کودکانه‌اش پرسید + اگه منم الفامو پیدا کنم خوشحال میشم؟! - البته عزیزم! + میتونم ببوسمش؟! کریس، خنده‌ای به شیرین زبونی امگای دلبندش کرد و دستی به سرش کشید و بوسه‌ای روی گونه کک مکیش کاشت. - اره میتونی ببوسیش... اون بوسه قلبتون رو به همدیگه پیوند میده. پیوندی که تا ابدیت مال هردوی شماست... 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑯𝒚𝒖𝒏𝑳𝒊𝒙, 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑯𝒐 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆, 𝑺𝒄𝒉𝒐𝒐𝒍, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕 [فصل دوم رو با عنوان Amias میتونین از داخل همین پیج دنبال کنین]
Alpha till Omega by novaOo
novaOo
  • WpView
    Reads 54,921
  • WpVote
    Votes 9,906
  • WpPart
    Parts 31
ماجرای آشنایی دو کیونگسو، امگای ثروتمند و کیم جونگین، آلفایی که از هویت خودش متنفره ..
「 ✦ white Wolf ✦ 」 by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 55,543
  • WpVote
    Votes 4,832
  • WpPart
    Parts 22
ᯓ گرگ سفید ᯓتکمیل شده ᯓ ژانر : امگاورس - عاشقانه - اسمات - انگست ᯓ کاپل: تهکوک - یونمین ✦داستان خلاصه ای از زندگی چهار قبیله ی قدرتمند در دنیای امگاورس هست که از قضا باعث ارتباط جانشینان دو قبیله باهم میشود.... چه اتفاقی میوفته اگر این دوتا پسر آلفا جفت هم باشن!؟ . . #تهکوک # یونمین #امگاورس
Apapa |ᵛᵏᵒᵒᵏ•ᵏᵒᵒᵏᵛ by Armi-ssi
Armi-ssi
  • WpView
    Reads 183,306
  • WpVote
    Votes 24,573
  • WpPart
    Parts 55
اسم فیک: apapa نویسنده: Armida کاپل اصلی: Vkook/Kookv کاپل های فرعی: yizhan* yoonmin* namjin* and.. ژانر: گرگینه، رمنس، امپرگ، خوناشام، تخیلی، زمان حال، فان، ماجراجویی، اسمات، روزمرگی و ... وضعیت: پایان یافته خلاصه: جئون جونگ کوک و کیم تهیونگ دو آلفای خون اصیل و قوی که هر کدوم آلفای پک (رئیس پک) خودشونن و سال هاست در سرزمین انسان ها زندگی میکنن. دو آلفا که الهه ماه اونها رو به عنوان جفت هم انتخاب کرده و اونها هم از این موضوع خوشحالن و سالهاست با عشق کنار هم زندگی میکنن، اما با ورود کسی توی زندگیشون، نه تنها زندگی خودشون بلکه تمام موجوداتِ طرف مقابل دنیای انسان ها تغییر میکنه...
Kingship_vkook by Ghazal181082
Ghazal181082
  • WpView
    Reads 291,365
  • WpVote
    Votes 36,367
  • WpPart
    Parts 52
(کامل شده) Complete کاپل اصلی :ویکوک کاپل فرعی:______ ژانر:عاشقانه،اسمات،امگاورس(رایحه و فرمون اینجور چیزا نداره)،امپرگ، پادشاهی جونگ کوک 16ساله کوچیک ترین پسر امگای پادشاه هستش که برای پیوند جیمین برادر بزگترش با شاهزاده تهیونگ به قصرش در انگلیس میرن اما جیمین عاشق یکنفر دیگست و نشان باکرگی نداره ولی با تجاوز تهیونگ به جونگکوک و از بین بردن نشان باکرگی امگا همه چیز تغییر می ده #1اسمات #1teakook #1تهکوک
Mine | Persian Translation  (Vkook/Taekook - Werewolf) by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 244,724
  • WpVote
    Votes 32,874
  • WpPart
    Parts 32
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن. سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد . اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست ! اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود . انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت . فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند . تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود . تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود . ----- #Mine Wrriten By @softieparadise Translated By #beth ----- : متعــلق به من | نوشته شده توسط @softieparadise #Beth ترجمه از