Will read
4 stories
Soft Spot | Vkook & Namjin by Delenefer
Delenefer
  • WpView
    Reads 151,482
  • WpVote
    Votes 21,328
  • WpPart
    Parts 16
صورت جونگکوک رو بین دست های لرزونش گرفت. -بگو دوسم داری -دوست دارم - قول بده جونگکوک... بهم بگو تا تهش مال منی -تا تهش مال توام کیم تهیونگ. هیچکس و هیچ چیز نمیتونه بین مون جدایی بندازه. نفس داغ تهیونگ حواس جونگکوکو پرت می‌کرد. -حتی اگه یه پسر جوون و جذاب تر از من ببینی؟ -چرا نمیفهمی ددی؟ چشم های من جز تو کسیو نمیبینه. *** =من شما رو میشناسم؟ جین نمیتونست باور کنه چه کلماتی از دهنش بیرون اومده. +نامجون.. من. معذرت میخوام اگه بهت سر نزدم تو گوشیتو جواب ندادی. =منظورم اینه.. میشه خودتونو معرفی کنید؟ آخه.. بعد تصادف فراموشی گرفتم.... جین شوکه شده به کلماتی که از دهنش خارج شده بود فکر کرد. +تو.. منو یادت نمیاد؟ =متاسفم.. +من..جینم..دوس... نامجون که از چیزی خبر نداشت... چرا فرصتو از دست می‌داد؟ چشم هاش رو بست و سریع گفت : +دوست پسرت Name : Soft Spot Season 1: I'm not your toy! Genre: Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff Start: 1399/11/28 ° پارت ها کوتاهن
My_Life[vkook] by Izhray
Izhray
  • WpView
    Reads 335,921
  • WpVote
    Votes 32,092
  • WpPart
    Parts 45
کاپل های اصلی:ویکوک [کامل شده] "جونگ کوک برادر کوچک تر چانیول که عاشق کیم تهیونگ دشمن چانیول میشه و....همه چیش توی این عشق عوض میشه....دیگه نه جونگ کوک خجالتی قبله نه یه پسر ترسو....فقط و فقط به خاطر کیم تهیونگ...." {اسمات_فان_مدرسه ای} 🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞 خودتون داستان عشقشون رو بخونید👿☺
My Red Wine by someonepsycho
someonepsycho
  • WpView
    Reads 51,454
  • WpVote
    Votes 6,196
  • WpPart
    Parts 22
-دوسش داری مگه نه..؟من میدونم که تو از این خوشت میاد، اعتراف کن. بهم اعتراف کن واین، میدونم.. تو از گرمیه نفس من روی تنت خوشت میاد... +تو... تو میدونی.. ک دوسش دارم.. 'گرمیه نفسای اون مرد.. هربار درست زیر گوش من.. چشمای گرسنه و سردش.. من.. من چطور میتونم نخوامش..؟'
Cinderella┆TK✔️ by the_popola
the_popola
  • WpView
    Reads 20,380
  • WpVote
    Votes 3,884
  • WpPart
    Parts 12
「Cinderella ┆سیندرلا」 ✔️کامل شده ──╍╍╍╍── «این سرگذشت ما است. در این قصر نفرین شده ،هنگامی که من و تو در سینمای این کتاب گیر افتاده‌ایم شاهزادهٔ من. بیا باهم بسازیمَش! و من به آن لحظه‌ای قسم می‌خورم که در اغوشت نقش اول، و تو در حال بوسیدن من دومین را ایفا میکنی. اری امضا می‌کنم؛قلمم انگشت و جوهرم خون! نباید سخت باشد..این همان روایت قدیمی است، سیندرلا.» ──╍╍╍╍── این ماجرای یک باستان شناس است که برای نجات خود و همگروهی هایش شرط یک گربه سخنگو را قبول می‌کند و وارد کتابِ«سیندرلا»می‌شود. او باید مراقب باشد و طبق قوانین کتاب رفتار کند... ──╍╍╍╍── ◠🏹کاپل↜تهکوک ◠🗝ژانر↜فانتزی,کلاسیک,عاشقانه. ◠🧡نوشته شده توسط↜پوپولآ. ◠🪞پی نوشت↜اسمات ندارد. چنل تلگرام: polacore