💜
98 stories
𝖮𝖭𝖲𝖤𝖳 ‖ JINKOOK "ONESHOT" by KAIZUWRITER
KAIZUWRITER
  • WpView
    Reads 785
  • WpVote
    Votes 94
  • WpPart
    Parts 1
_جونگکوک هیچوقت فکرش رو نمیکرد مربی باشگاهش که از قضا کراشش بود، درحالیکه داره تو رختکن جرک‌آف میکنه مچشو بگیره. @Spidervictory "چنل تلگرام"
𝗹𝘂𝗰𝗶𝘂𝘀 ‖ KOOKJIN "COMPLETED" by KAIZUWRITER
KAIZUWRITER
  • WpView
    Reads 2,180
  • WpVote
    Votes 287
  • WpPart
    Parts 3
_درحال‌حاضر، نمی‌دونم می‌خوام ببوسمت یا از روی پل پرتت کنم پایین... _می‌تونم انتخاب کنم؟! @Spidervictory "چنل تلگرام"
𝗟𝗜𝗚𝗛𝗧𝗡𝗜𝗡𝗚 𝗦𝗧𝗥𝗜𝗞𝗘 by Uranussnowy
Uranussnowy
  • WpView
    Reads 15,674
  • WpVote
    Votes 2,040
  • WpPart
    Parts 81
𝗙𝗮𝗻𝗳𝗶𝗰 𝗻𝗮𝗺𝗲 ᯓ 𝗟𝗶𝗴𝗵𝘁𝗻𝗶𝗻𝗴 𝘀𝘁𝗿𝗶𝗸𝗲 فریادش لرزه به تن سوکجین می‌انداخت. جونگ‌کوک: تمـــــــومش کن لعنــــــتی، با هوســـــت داری دوســـــتی چهار نفـــــــره‌امون رو نابود می‌کــــنی. و آلفا در جواب این توهین و تهمت لبخند زد. سوکجین: می‌تونی هر اسمی که می‌خوای روی احساساتم بذاری، اهمیت نمیدم؛ چون در نهایت هر بخش از وجودم بهتون گره خورده. 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 ˖ ⊹ 𝗩𝗼𝗰𝗮𝗹 𝗹𝗶𝗻𝗲 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 ˖ ⊹ 𝗗𝗿𝗮𝗺𝗮, 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁, 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮𝘃𝗲𝗿𝘀𝗲, 𝗙𝗿𝗶𝗲𝗻𝗱𝘀 𝘁𝗼 𝗹𝗼𝘃𝗲𝗿𝘀, 𝗣𝗼𝗹𝘆𝗮𝗺𝗼𝗿𝘆, 𝗘𝗿𝗼𝘁𝗶𝗰𝗮, 𝗟𝗴𝗯𝘁𝗾, 𝗕𝗱𝘀𝗺 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 ˖ ⊹ 𝗔𝗽𝗼𝗹𝗹𝗼
𝕋𝕙𝕒𝕥 𝕄𝕠𝕠𝕟𝕝𝕚𝕥 ℕ𝕚𝕘𝕙𝕥 by TAE_LOVE_JIN
TAE_LOVE_JIN
  • WpView
    Reads 1,114
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 3
🥀شیــطانـها مـےتونن عاشـــق بشــن؟! بعیـــد مـےدونـم... اصــلا مگـه شیــطان قلبـے دارہ کــه بخـــواد عاشــق بشــه؟! ایــن غیــرممکــنه کـه یـه شیــطان عشــق رو تـجربـه کنــه... ولــے... اون شــب مهـــتابـے!! 𝕋𝕪𝕡𝕖 : 𝕄𝕚𝕟𝕚 𝔽𝕚𝕔𝕥𝕚𝕠𝕟/𝟛 ℙ𝕒𝕣𝕥𝕤 ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖 : 𝕋𝕒𝕖𝕛𝕚𝕟 𝔾𝕖𝕟𝕣𝕖 : 𝔸𝕟𝕘𝕖𝕤𝕥, 𝔻𝕣𝕒𝕞𝕒, 𝔽𝕒𝕟𝕥𝕒𝕤𝕪
𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕  by Esmeray_tj
Esmeray_tj
  • WpView
    Reads 1,416
  • WpVote
    Votes 185
  • WpPart
    Parts 3
𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 | نیمه شب همه چیز با مرگ پدر و برادرم تغییر کرد، حالا من مونده بودم با دشمنانی که با ظاهری دوستانه قصد شکست دادنم را داشتن... فکر میکردم بین تمام آدم های اطرافم، حداقل تو یکی واقعیِ اما تو هم به من ثابت کردی که هم چیز در این دنیا، جز دروغ نیست، تمام اون حرف ها و احساساتی که باهم لمس کردیم همش دروغ بود مثل دوست داشتنت. حالا من تنها ایستادم بین نزدیک ترین افراد زندگیم که در آخر روزی مرا خواهند کشت! writer: Lana Genre: Drama, Action، Mystery Couple: Taejin " این داستان متعلق به تخیل نویسنده است و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی و واقعی آرتیست ها ندارد "
𝖫𝖮𝖢𝖮 𝖲𝖤𝖮𝖴𝖫'𝖲 ‖ JINKOOK "COMPLETED"  by KAIZUWRITER
KAIZUWRITER
  • WpView
    Reads 6,559
  • WpVote
    Votes 944
  • WpPart
    Parts 7
_عشق در نگاه اول وجود نداره کیم. _پس چطور می‌تونم احساسی رو که برای اولین بار دیدمت توصیف کنم جئون؟! چشم‌آهویی با چاشنی ناباوری خندید و به پسر بزرگتر نگاه کرد. _اوه... پس عاشقم شدی؟ _ظاهراً به گفته تو نه! @spidervictory "چنل تلگرام" Name: مجنون سئول Couple:JINKOOK
"TaeJin OneShots" by TAE_LOVE_JIN
TAE_LOVE_JIN
  • WpView
    Reads 3,242
  • WpVote
    Votes 307
  • WpPart
    Parts 10
༺𝑎𝑙𝑙 𝑜𝑓 𝑚𝑦 𝑜𝑛𝑒𝑠ℎ𝑜𝑡𝑠 𝑎𝑛𝑑 𝑠𝑐𝑒𝑛𝑎𝑟𝑖𝑜𝑠 𝑎𝑟𝑒 ℎ𝑒𝑟𝑒༻ ❁همـه‌ے وانشـات‌هـا و سنــاریـوهــاے تهجینیِ مـن اینجــان‌‌❁
I'm Sorry For Loving You  by MyAstronautt
MyAstronautt
  • WpView
    Reads 650
  • WpVote
    Votes 80
  • WpPart
    Parts 1
تهیونگ و جین مدتیه که مخفیانه با هم قرار می‌ذارن. همه چیز خوب پیش میره تا اینکه تهیونگ متوجه میشه دوست پسرش مثل قبل بهش اهمیت نمیده و متفاوت تر از هر زمانی رفتار می‌کنه. و اما ماجرا وقتی پیچیده‌تر میشه که جین و جونگکوک بیش از پیش به هم نزدیک میشن. "تهیونگ عاشق، نمیدونه چطور باید با این موقعیت کنار بیاد." _____________________________ Main Couple: TaeJin, KookJin Side Couple: Vmin Genre: Drama, Angst, Smut Original Author: hirazara [Persian Translation]
Hidden  by kimelham
kimelham
  • WpView
    Reads 21,676
  • WpVote
    Votes 3,551
  • WpPart
    Parts 34
(پایان یافته) همه چیز اون طور که می‌بینیم، نیست. همه‌ای آدم ها اون طوری که نشون میدن، نیستن. همه چیز توی این دنیا پشت یه سری چیزها مخفی شدن. آدم های مهم زندگیت، اونایی که بیشتر از همه بهشون اعتماد داری هم پشت نقاب پنهان شدن‌‌... دنیایی جایی که نباید به کسی اعتماد کامل داشته باشی و نباید کسی رو زود قضاوت کنی...
Jeon Family | KookJin by imCalic_o
imCalic_o
  • WpView
    Reads 2,154
  • WpVote
    Votes 302
  • WpPart
    Parts 2
"با گذشت پنج سال از زندگیشون در نروژ، دلتنگی باز هم سراسر وجودش رو در بر میگرفت! کم حرفی نبود، برای باهم بودن و داشتن خانواده سه نفرشون باید قید خیلی چیز هارو میزدن! خانوادش، کشورش، دوستاش... ولی به هیچ وجه احساس پشیمونی نمیکرد؛ حضور جونگ‌کوک برای جبران همه ی این دلتنگی ها کافی بود. با وجود سرمایه ی کمی که با خودشون به اون کشور اورده بودن سخت تلاش کردن تا بتونن صاحب یک ساختمون دو طبقه تو اوسلو بشن، طبقه اول کافه و طبقه بالا یه خونه نقلی برای سه تاییشون بود. فضای دنج کافشون رو دوست داشت... عاشق عصرهایی بود که برای جونگکوک و سوکجونگ، پسر کوچیکشون کیک میپخت و همسر و فرزندش تمام مدت به کارهاش خیره میشدن و اخر سر بخاطر خوشمزگی همیشگی کیک هاش تحسینش میکردند! لبخند شیرین فرزندشون و خنده های جونگ‌کوک تنها دلیل خوشحالی جین بود!" ... کاپل: کوکجین ژانر: رمنس، فلاف، اسمات، قسمتی از زندگی Writers: Jina, Vill - پایان یافته -