در حال خواندن
16 stories
Lucky Daddies by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 8,068
  • WpVote
    Votes 1,642
  • WpPart
    Parts 9
ـ خبرا رو‌ شنیدید؟! + نه! چی شده؟! ـ بیون کلاسِ ⅔B و پارک کلاسِ ½C برای هم کری خوندن و حالا قراره برای کم کردن روی هم بین خودشون مسابقه‌ی "کی بهتر از همه میبوسه" برگذار کنن! +اوووووو!!!! خب حالا قراره برای ثابت کردن بهتر بودن خودشون کی رو ببوسن؟! ـ همدیگه رو!!!! #LuckyـDaddies 🍒🍓🍒🍓🍒🍓 +مشکل چیه والدین عزیز؟! _این دو نفر! _پدر شدن! _اونم توی مدرسه! _سر یه جشنِ رقص مسخره، با چند شات مشروب و چند پک ماریجوانا! +خب مشکل چیه؟! _نمیخوان بچه رو از بین ببرن! _میخوان نگه‌اش دارن!! _ بخاطر بچه با هم ازدواج کنن!!! _و عاشق هم بشن!!!!!
Ant Ant by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 22,490
  • WpVote
    Votes 5,146
  • WpPart
    Parts 20
🐜 داستان کوتاهی از دلدادگی دو هایبرد مورچه...یه شیرینی کوچولو که خوب میشه با چای عصرونه‌تون میل کنید... 🍭کاپل: چانبک 🥯وضعیت: کامل شده
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 77,693
  • WpVote
    Votes 18,352
  • WpPart
    Parts 42
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
Trace by Tinkerbelleri
Tinkerbelleri
  • WpView
    Reads 2,890
  • WpVote
    Votes 752
  • WpPart
    Parts 12
داستان از جایی شروع میشه که بکهیون و چانیول بعد از سالها رابطه ی عاشقانه تصمیم میگیرن ازدواج کنن. ‌اونها برای خرید خونه ی رویاهاشون به آمریکا میرن و حالا قراره برگردن کره تا مراسم ازدواجشونو با حضور خونواده و دوستاشون بگیرن. همه با خوشحالی تو فرودگاه سئول منتظر برگشت این زوج دوستداشتنی ان اما زمانی که می بینن بکهیون با چهره ای گرفته تنها برگشته شوکه میشن ... فکر می کردن برای خوشبختی فقط کافیه کنار هم بمونن فکر می کردن عشق از پس هر مانعی برمیاد اما بعضی جنگ ها بزرگتر از اونن که عشق براشون کافی باشه..در نهایت همه چیز از بین میره و تنها چیزی که میمونه خاطره هاست و رد محوی از کسی که دوستش داشتی...
•○⌬ Soul SkippeR ⌬○• by downtodust
downtodust
  • WpView
    Reads 777
  • WpVote
    Votes 250
  • WpPart
    Parts 20
#داسـتان_کوتـاه #کامل ژانـــرها: سـای‌فای تریلـر پسـاآخرالزمـانی دیستوپیا اکشـن دارکـــ سایبـرپانـک "میلیارد ها انسان طی چند ثانیه به خاکستر تبدیل شدن. زمین پوشیده شد از گازی که تماما از خاکستر... عناصر سمی و دی اکسید کربن و بخار آب تشکیل شده بود. سیاره تو یه خط بی نهایت مستقیم تو فضا به مسیرش ادامه داد. مسیری که به خاطر تهی بودن، تمامی نداشت. چرخه‌ی شب و روز و سال و ماه و فصل کاملا از بین رفت.جو زمین از شکست نور اندکی که از فضا بهش میرسید در بخار آبی که تو لایه های بالای اتمسفر جمع شده بود، همیشه نیمه روشن بود... چیزی شبیه گرگ و میشی بی پایان " ادیت نگارشی شده ai این داستان با کمک
SHARP by SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    Reads 6,834
  • WpVote
    Votes 1,209
  • WpPart
    Parts 17
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 45,446
  • WpVote
    Votes 8,233
  • WpPart
    Parts 41
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
The Hands🎬 by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 136,753
  • WpVote
    Votes 43,388
  • WpPart
    Parts 55
FICTION : The Hands- دست‌ها COUPLE : چانبک 🎬 GENRE : رمنس، روزمره، انگست، اسمات AUTHOR : #صفید EDITORS : ترنم و صدف READ ON : یک‌شنبه‌ NC-20 داستان: روزی انگشت اشاره‌ی دست چپِ بیون بکهیون با پوستر مسترکلاس‌های کارگردان پارک برید و خط سرخ خون روی اون انگشت کشیده نگاه کارگردان رو به خودش گره زد. تلگرام: Author : @theWhiteOne Channel : @panne_fiction
 ۞Between Heaven And Hell [ChanBaek]۞ by ItzLotus
ItzLotus
  • WpView
    Reads 489,337
  • WpVote
    Votes 98,878
  • WpPart
    Parts 95
بکهیون چانیول رو دوست داشت. حاضر بود خودش رو به خاطرش فدا کنه و هفت سال بعد تنهایی به خاطرش درد بکشه. فکر میکرد چانیول هم اون رو دوست داره و به خاطر کارایی که براش کرده ازش ممنونه. هر چند وقتی دوباره همو میبینن، چانیول شروع میکنه به اسیب زدن بهش. اون بابت هیچ چیز ممنون نیست و بکهیون از این که یه زمانی دوستش داشته متنفره. •••🎴•••🎴••• چانیول از بکهیون کینه داره. نه میتونه اون رو ببخشه و نه میتونه رهاش کنه، تنها کاری که میتونه بکنه اینه که کنار خودش نگهش داره و با دیدن اینکه هر بار بعد از اسیب زدن بهش، چقدر درد میکشه، خودش هم اسیب ببینه. ✤Between Heaven And Hell✤ Author: Nil Couple: Chanbaek, Sulay Genre: Romance, Drama, Criminal هشدار: فضای فیکشن دارکه و صحنه های خشونت امیز داره، اگه حساسین یا سنتون کم تر از ۱۵ ساله، نخونینش.
•𝑲𝒂𝒍𝒐𝒑𝒔𝒊𝒂༄ by LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Reads 33,262
  • WpVote
    Votes 11,822
  • WpPart
    Parts 39
❐ خلاصه↶ چیزی تا نابودی سطح زمین نمونده و فقط بازماندگانی که توسط هوش مصنوعی 'کالوپسیا' انتخاب شدند، توانایی زندگی در آرمانشهر زیر زمینی انسان‌ها رو دارند. ‌ ❐ کاپل⇜ چانبک ❐ ژانر⇜ آخرالزمان، مهیج، رمنس ❐ محدودیت سنی⇜ +18 ❐ نویسنده⇜ امرالد