We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
BB
124 stories
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 by Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Reads 399,089
  • WpVote
    Votes 40,111
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!
I don't know you anymore (Vers ) by fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Reads 116,648
  • WpVote
    Votes 8,951
  • WpPart
    Parts 36
پایان غیرمنتظره و شوکه کننده میخوای ؟ قطعا باید اینو بخونی !! . . . چی میشه اگه تهیونگ با دوستش سر اغوا کردن پسر هات و پولدار دانشگاهشون شرط ببنده؟ آیا موفق میشه؟ . . چهره‌ی درهم جانگکوک چیز خوبی رو نشون نمی‌داد اون کاملا به هم ریخته بود و در کمال ناباوریِ تهیونگ نزدیک بود برای لکه گرفتن لباسش گریه کنه. -چه مرگته تو؟! هیچ می‌دونی پول این لباس چقدره؟! از کل هیکلت گرونتره !! . . . -م..میشه لمست کنم؟ خواهش میکنم...تا حالا هیچوقت انقدر چیزی رو نخواستم.... ❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️❤️❣️ ژانر : رومنس، اسمات، معمایی کاپل: تهکوک (ورس)، یونمین
Wenca by erigna78
erigna78
  • WpView
    Reads 59,640
  • WpVote
    Votes 3,215
  • WpPart
    Parts 37
_میدونی رقص بسمل چیه؟ معروفه به رقص مرگ . روی بدن بی سره طرف روغن داغ میریزن و چون خون هنوز تو بدن در گردشه و بدن داغه فرد شروع به چرخیدن دور خودش میکنه. منم این رقصو همون موقع که دره خونه رو پشتت بستی تجربه کردم. توام باید برقصی. باید مثل من از تموم وجود با مرگ برقصی تهیونگ. ..... ×ولی رقص تو روی بدنم جذاب تر از رقصه بسمله..اینطور نیست؟ ....
+18/𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( completed) by hailxie
hailxie
  • WpView
    Reads 299,933
  • WpVote
    Votes 34,814
  • WpPart
    Parts 25
" من واقعا به یک پرستار احتیاج ندارم ، ۱۹ سالمه ." - جانگکوک پرستار جدیده تهیونگه • Written by @meicrodon '
🐰Vanilla & Strawberries🍧 by DS_Cynthia
DS_Cynthia
  • WpView
    Reads 116,998
  • WpVote
    Votes 13,597
  • WpPart
    Parts 81
- عام تهیونگی، به فاک دادن یعنی چی؟ جونگکوک گفت و با چشمای گرد و کنجکاوش به تهیونگ نگاه کرد. + ها؟ چی گفتی؟! اونو از کجا یاد گرفتی؟! 🐰🍧🐰🍧🐰🍧 تهیونگ بعد از سه تا رابطه جدی و ناموفقی که داشت، تصمیم گرفت برای یه مدت بیخیال عشق و عاشقی بشه. ولی همه چیز همیشه طبق خواسته ها و برنامه های ما پیش نمیره، مگه نه؟ تهیونگ هم وقتی اینو فهمید که یه روز صبح از خواب بیدار شد و پسر لختی رو دید که بین پتو و ملافه هاش خوابیده! 🍧🐰🍧🐰🍧 -Secret couple- _ مسئله اینه که تو ناجی زندگی منی و... نمی‌دونم چجوری بگمش ولی... من بهت نیاز دارم. برای انسان بودن، برای خوشحال بودن، برای زنده بودن و زنده موندن، من بهت نیاز دارم... اینو گفت و نگاهشو از چشمای پسر مقابلش گرفت. ایندفعه نگاهشو به لبای اون پسر دوخت. بهش نزدیک تر شد. _ اجازه میدی...؟ _ هیونگ... در جواب زمزمه کرد و دستشو به پشت گردن پسر مقابلش رسوند. سر هیونگشو بیشتر به خودش نزدیک کرد و در نهایت اجازه داد لباشون همدیگه رو لمس کنن... 🐰وانیل‌و‌توت‌فرنگی🍧 Main Couple: 🐰taekook🍧 Sub couple: 🐰secret🍧 genre: 🐰fluff🍧romance🐰comedy🍧super natural🐰slice of life🍧smut🐰mystery🍧little action🐰 Up: 🐰 Sunday🍧 Begining--» ۱۴۰۰/۸/۲ Ending--» ? #3 lgbt #11 Persian #13
Loser | لوزر ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 3,838,532
  • WpVote
    Votes 409,993
  • WpPart
    Parts 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان
هردودرنهایت‌می‌میرند. by afradowr
afradowr
  • WpView
    Reads 1,556
  • WpVote
    Votes 106
  • WpPart
    Parts 8
قاصد مرگ پیغامی برای دو پسر نوجوان دارد: آن‌ها فقط یک روز دیگر زنده هستند. داستانی جسورانه، دلپذیر و فراموش نشدنی درباره از دست دادن، امید و قدرت دوستی. ••••••••••••• بازنویسی کتاب هردودرنهایت‌ می‌ میرند اثر آدام سیلورا به کاپل کوکوی. تایم آپ هر وقت جونم گرفت. 🌱
Till Time Stops Us by lonlynessblossom
lonlynessblossom
  • WpView
    Reads 130,904
  • WpVote
    Votes 22,157
  • WpPart
    Parts 28
اگه هیچ وقت ملاقاتت نکرده بودم یعنی الان داشتم چیکار میکردم؟ بدون اینکه بدونم این حس چه معنی ای داره.. کجا اواره و سرگردون بودم؟؟؟ به لبخندت ایمان دارم چون قبل از اینکه متوجه بشم خودم رو کنارت پیدا کردم.... چه اتفاقی قراره برای جانگ کوک بیچاره بیفته که از خونه رانده شده و دنبال کار میگرده وقتی با یه چهره از تاریکی و نا امیدی رو به رو بشه؟ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین
Basketball by I_Jaime
I_Jaime
  • WpView
    Reads 140,616
  • WpVote
    Votes 17,951
  • WpPart
    Parts 20
فیکشن و فیک‌چت[کامل شده] خلاصه: بسکتبالیست مغرور و پرخاشگر، جئون جونگ کوک، تنها به امید شروع حرفه ای بسکتبال وارد کالج میشه. همه چیز خوب پیش میره تا اینکه بخاطر عصبانیت زیادش، با هم تیمی‌ـش درگیر میشه و مربی به تهیونگ میگه کنترل خشم رو بهش یاد بده. ژانر: ناتوانی جسمی enemies to lovers انگست دانشگاهی اسمات کاپل اصلی: کوکوی/ویکوک (سوئیچ) کاپل فرعی: یونمین نویسنده اصلی: bisouvante