Wanna try (completed) 😶‍🌫️
88 قصة
AnoTheR بقلم MeHrz82
MeHrz82
  • WpView
    مقروء 3,455
  • WpVote
    صوت 631
  • WpPart
    فصول 34
خورشیدک! اینو ببین! یه طراحی مناسب برای یه شاهکار هنری! زیباست، دلفریب و شیفته‌کننده! اسمشو میذارم‌ پارمنیدس؛ نظر تو چیه عروسک عسلی؟!
I Know Places - Ziam AU بقلم zapsterpiece
zapsterpiece
  • WpView
    مقروء 59,602
  • WpVote
    صوت 4,473
  • WpPart
    فصول 33
Once Zayn and Liam were husbands. They used to be travellers and visited many places around the world. Unfortunately, they were separated from an airplane accident and forced to take a break from their five years marriage. Liam was missing. Zayn had amnesia. But one day fate united them back, still there was one job Liam had to do. Liam would take Zayn to all of places they had been in before to gain his memory back. Or would he?
Departure [Z,M] (mperg) بقلم Yanamson
Yanamson
  • WpView
    مقروء 5,824
  • WpVote
    صوت 1,032
  • WpPart
    فصول 26
Departure [Z,M] Completed ■Mperg ■Short story ■Happy end Couple: Ziam (Liam top) Genre: mystery, romance, angst Description: زین مالیک دانشجوی رشته‌ی بیوشیمی بالینی، امپریال کالج لندن هست؛ یک شب چشمانش را روی صندلی‌های دانشگاه باز می‌کند. وقتی تلفن همراهش را از جیبش بیرون می‌آورد با چهارصد و خرده‌ای میسکال از طرف خانواده و دوستانش مواجه می‌شود. به تاریخ و ساعت روی صفحه نمایش گوشی نگاه می‌کند. درست چهار ماه و چهار روز و چند ساعت از آخرین باری که به یاد می‌آورد؛ گذشته است.
+17 أكثر
Disaster chef & blonde teddy bear [l.s] [z.m] بقلم Nili_ya
Nili_ya
  • WpView
    مقروء 1,066
  • WpVote
    صوت 203
  • WpPart
    فصول 8
یه وانشات از دو ماه اخیر:)💙
Tom's Diner بقلم onehedgehog
onehedgehog
  • WpView
    مقروء 402
  • WpVote
    صوت 77
  • WpPart
    فصول 12
[completed] نشستن پشت پیشخوان روی صندلی‌های پایه بلند همیشه کار موردعلاقم بوده، تماشای جنب و جوش بچه‌ها و آماده شدن سفارش‌ها، با خبر شدن از حالشون و حتی روزهای شلوغ پیوستن بهشون پشت پیشخوان یا همراه گارسون‌ها سفارش گرفتن، همراه شدن با جریان زندگی...همه‌ی دلیلِ بودن همینه، نه؟
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر بقلم BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    مقروء 92,743
  • WpVote
    صوت 24,203
  • WpPart
    فصول 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
maybe tomorrow   شاید فردا بقلم Farapo21
Farapo21
  • WpView
    مقروء 34,044
  • WpVote
    صوت 8,186
  • WpPart
    فصول 85
[ کامل شده] هیچ وقت به سرنوشت اعتقادی نداشتم . همه چیز برای من بوی اجبار میداد . در سرنوشت کسی شبیه به من ، حتی آزادی هم اجباری بود ☆☆☆ زیام *‌ لیام تاپ * تاریخی _ عاشقانه_انگست_ هپی اندینگ *اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*
+12 أكثر
Courts of shines and stars (ZOUIS) بقلم anoona2001
anoona2001
  • WpView
    مقروء 5,352
  • WpVote
    صوت 1,250
  • WpPart
    فصول 41
زین یه انسان عادیه که برای اینکه شکم خواهراش و پدرش رو سیر کنه مجبوره شکار بره ولی یه روز که به شکار میره چیزیو پیدا میکنه که مسیر زندگیش رو کاملا عوض میکنه... برگرفته از رمان : a court of thrones and roses 🥀 #1 in #imagine #151 in #onedirection