sarehnorozie's Reading List
129 stories
Babysitter Is My Noona💜 by Primaverabloom
Primaverabloom
  • WpView
    Reads 39,234
  • WpVote
    Votes 6,614
  • WpPart
    Parts 83
کمکت‌ میکنم حس خوب رو به قلبت هدیه بدی^-^💜 •میخوای بنگتن‌ رو بیبی تصور کنی؟ فیک درستی رو انتخاب کردی، توی این فیک کلی اتفاقات کیوت قراره بیوفته که حسابی سافت و بامزه‌س. ♡خلاصه‌ی فیک♡ جیمین نگاهی به بوم انداخت و سرش رو جلو برد و دم گوش نامجون هیونگ پرسید: "نونا تو شکمش بیبی کاشته؟" نامجون با تعجب گفت:"چی؟" جین جلو اومد و پرسید:" یعنی چی جیمینی؟" تهیونگ جلو اومد و خودش رو توی بغل نامجون جا داد و گفت:"بکهیونی گفته فقط مامانا میتونن نینی بخرن و نونام مامانه..." هوسوک سرشو بالا اورد و اروم گفت:" چی؟؟!! نونا نینی داره؟" یونگی با تعجب به بوم خیره شد و گفت:" ولی نونا منو دوست داره" نامجون تلاش کرد که نخنده و پرسید:" نونا هنوز ازدواج نکرده " جیمین با چشمای گرد گفت:" یعنی باید تو عروسی داماد بوسش کنه؟" تهیونگ سریع گفت:" اون موقع هسته نینی تو شکمش کاشته میشه؟" جین خندید و گفت:" نمیدونم چطوری به این نتیجه رسیدین ولی نه نونا نینی نداره" جیمین لباشو به هم فشار داد و گفت:"ولی شب من میخوام نونا رو معاینه کنم ." نامجون با تعجب بهش خیره شد و گفت: "چیکار کنی؟!!" •میخوای بدونی بوم کیه و ادامه‌ی ماجرا چی میشه؟ فیک رو دنبال کنید تا متوجه بشین^-^ ♡ ژانر: فلاف، خانوادگی، روزمره، برمنس و.... ♡وضعیت: تمام شده ☆
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 426,611
  • WpVote
    Votes 39,791
  • WpPart
    Parts 57
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
دزد اسپرم by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 123,826
  • WpVote
    Votes 17,044
  • WpPart
    Parts 47
تهیونگ بعد از فهمیدن اینکه یه قسمت اضافی توی بدنش داره می خواست قبل از در اوردنش ازش استفاده بکند. مرد با سگرمه های درهم فریاد کشید: مردتیکه‌ی بی حیای اسپرم دزد! دست هاش رو محافظ گونه مقابل شکم برامدش قرار گرفته،متقابلا اخم هایش را برای مرد در کشید. : داد نزن بچه‌م میترسه. : من این مردتیکه رو میندازم زندان. تهیونگ حق به جانب: بد کاری کردم نزاشتم اسپرم هات برن تو فاضلاب؟ تو باید از من ممنونم باشی اون غول تشن ها به سختی جئون رو نگه داشته بودند تا به تهیونگ حمله ور نشود. کوکوی
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 387,879
  • WpVote
    Votes 49,412
  • WpPart
    Parts 38
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
The Glass Knife | VK by eluvarv
eluvarv
  • WpView
    Reads 176,771
  • WpVote
    Votes 31,319
  • WpPart
    Parts 48
جونگکوک فکر میکرد قراره یک الفا بشه و تمام تصمیمات و اهدافش رو بر همین اساس در نظر گرفته بوداما روز تولد 18 سالگیش همه چیز برخلاف تصورش رقم خورد و حالا نمیدونست برای ادامه مسیر باید چیکار کنه. الان که دیگه الفا نبود باید رو تصمیمات قبلیش میموند یا روی خواسته هاش خط میکشید و مثل خیلی ها مطابق میل گرگ درونش و جنسیت ثانویه ش عمل میکرد؟ Writer: runa Name: The Glass Knife |چاقوی شیشه‌ای Couple: VKOOK Genre: Omegavers , Action , Romance , Little Comedy , Little Angst , Mperg چنل بنده رو با سرچ کردن runasafeplace در تلگرام میتونید پیدا کنید☕️
Your voice          صدای تو by suzilv
suzilv
  • WpView
    Reads 8,973
  • WpVote
    Votes 2,585
  • WpPart
    Parts 55
-میدونی قبل از آشنایی با تو بزرگترین ترسم چی بود؟ +نه!! چی بود؟ -اینقدر موسیقی برام مهم بود که به مامان و بابا گفته بودم اگه مردم حتما یه اسپیکر با انرژی خورشیدی رو قبرم بزارن تا همیشه ازش موسیقی پخش باشه... فرقیم نمیکرد چه موزیکی باشه، بدون موزیک از مردن میترسیدم. +چه بچه گونه... -هوم... میدونی الان بزرگترین ترسم چیه؟ +نه... چیه؟ -بمیرم و صدای تو رو نشنوم
 Chateau de Deschaneau  by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 15,424
  • WpVote
    Votes 2,547
  • WpPart
    Parts 62
Couple: taekook, yoonmin, namjin, hyunlix Genre: fantasy, vampire, mpreg, smut, romance خلاصه: سال ۱۸۵۰ میلادی، فرانسه، شهر وردن، عمارت شتو دشانو این قرار بود عکس یه خونه ی تسخیرشده باشه به عنوان آخرین عکس یادگاریم از فرانسه ی دوست داشتنی ولی الان عکس خونمه! . . +: مامان بزرگم قبلا یکبار از وردن و عمارت معروفش دیدن کرده اون میگه همه ی شایعات حقیقت دارن و هیولاهای ترسناک و خونخواری تو اون عمارت زندگی میکنن @: دقیقا همه چی راسته یکی از اقوام ما از اهالی همون شهره میگه تموم مردم وردن خبر دارن که خانواده ی دشان هیولان ولی کسی راجبشون حرفی نمیزنه +: چرا؟ &: چرا؟! مگه سوال پرسیدن داره؟ اهالی اون خونه به قدری ترسناک و مرموز و بانفوذن که کسی جرات حرف زدن راجبشون رو نداره به شما هم توصیه میکنم راجبشون زیاد حرف نزنید! @: تو کی هستی؟ &: اوه ادبم کجا رفته ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم من دلانو هستم دلانو دشان
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 482,055
  • WpVote
    Votes 62,236
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 98,225
  • WpVote
    Votes 14,245
  • WpPart
    Parts 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
𝓐𝓴𝓪𝓲 𝓲𝓽𝓸 by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 144,326
  • WpVote
    Votes 1,452
  • WpPart
    Parts 4
🦋عنوان: نخ قرمز سرنوشت 🦋ژانر: فانتزی، سوپرنچرال( تلفیقی از دنیای امگاورس، ومپایری، هایبردی)، انگست، رمنس، اسمات، کمی خشن 🦋کاپل ها: چانبک.....کای و سهون....کایهون یا سکای بودنش در طول داستان مشخص میشه... 🦋خلاصه: مثل تمام اُمگاهای پروانه‌ای با یه طرح نصفه ققنوس روی کمرش به دنیا اومد...طبق رسم هالونیا قرار بود به محض تولدش از بین خفاشی‌های سرزمینش "جفت حقیقیش" به آغوش بکشتش و آواز عاشقانه‌ای براش بخونه...اما بر عکس تمام پروانه‌ها هیچ آلفایی بزرگتری وجود نداشت که نشانش مکمل و نصفه دیگه "ققنوسش" باشه... اولین اُمگای پروانه‌ای بود که جفتی نداشت..‌.این شروع یه نحسی بود یا یه خوشبختی.... تکمیل شد...