Lilac's Faves
18 stories
My Idol Boyfriend || Jeonglix, Minsung, Seungjin, Chanbin by foroughpmavril
foroughpmavril
  • WpView
    Reads 29,305
  • WpVote
    Votes 3,202
  • WpPart
    Parts 32
(Completed) یانگ جونگین، عضو گروه استارکیدز روی لی فلیکس که یک آیدل سولوئه یک کراش ریز داره و اون رو به عنوان آیدلش تحسین می‌کنه. چی می‌شه اگر مجبور باشه سونبه‌اش رو چندین‌بار دیگه تصادفی ببینه و کراشش به پسر بزرگ‌تر جدی‌تر بشه؟ Genre: Comedy, Fluff, Slice of Life, Smut, Romance Couple:Jeonglix, Minsung, Seungjin, Chanbin
ReClock(chanho) by Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Reads 20,972
  • WpVote
    Votes 3,413
  • WpPart
    Parts 27
Completed دیوونه شده بودم نه؟ شده بودم دیگه. وگرنه کی دم مرگ، میره سراغ اکسش و بهش میگه «بهم بگو شب بخیر.» .•••. "یه... یه سوال بپرسم؟" عقلم بدون اطلاع قلبم عمل می‌کنه. دلم از چیزی که می‌خوام بپرسم مطمئنه، مغزم نیست. دلیل و منطق می‌خواد، مدرک می‌خواد. اطمینان می‌خواد... لعنت بهش که نمی‌تونه از بین آرایه‌ها بکشه بیرون چیزی که می‌خواد رو "دوستم داشتی فداتشم؟" name:ReClock couple:chanho genre:angest,romance,smut,slice of life, dram Up:mondey, thursday In collaboration with @Dyakamin
~ ꜱᴡᴇᴇᴛ ʙᴏʏ ~ by winterfallstonight
winterfallstonight
  • WpView
    Reads 1,357
  • WpVote
    Votes 221
  • WpPart
    Parts 11
Name: Sweet Boy Couple: ChanBin Genre: Slice of life, Romance, Fluff, Smut Writer: Winter Channel: Cloudyfiction چان توی یه کافه به اسم بنگ فمیلی همراه با خانواده‌اش کار می‌کنه. یه روز یه پسر با چمدون‌های زیادی وارد کافه میشه و اون چانگبینی هست که همه‌ی زندگیش رو توی کره پشت سر گذاشته و به استرالیا مهاجرت کرده تا بتونی زندگی‌ای که همیشه آرزوش رو داشت، بسازه.
apple. | hyunin. by cylIene
cylIene
  • WpView
    Reads 136
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 4
″هیونجین مرده.″ نفس عمیقی کشید و سرش رو بلند کرد. تمام اطرافیانش با چهره‌هایی متعجب بهش خیره شده بودن، درحالی که هیونجین پشت سرشون ایستاده بود. ″به من گفتن که اون مرده.″ هیونجین به چشم‌های اشک‌آلود جونگین نگاه کرد و با لبخند تلخی گفت: ″نمردم؛ ولی انگار بقیه مردنم رو به قبول این حقیقت که از مردها خوشم میاد ترجیح میدن.″ جونگین سال‌ها تو غم عشقی که کلیسا گناه می‌دونست، سوخته بود اما هنوز هم بعد از اون همه وقت، دردش تازگی داشت. حالا، بعد از سال‌ها، دوباره عشق دوران نوجوانیش رو به روش ایستاده بود؛ کاملا زنده و متفاوت از اون پسر مذهبی‌ای که از کلیسای مشترکشون می‌شناخت. cr. felixfleckle on x and ao3
Church Bells Fall ^ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 48,820
  • WpVote
    Votes 13,964
  • WpPart
    Parts 59
«تویی که میگفتی دنیا رو بهم میدی، میشه پس بگیریش و برگردی؟» _______ یه شمع روشن کردم و با خودم گفتم "وقتی شمع ذوب بشه، دیگه بهش فکر نمیکنم" اما پنجره باز شد و شمع خاموش شد. گمشده ی من، حالا که دنیا نمیخواد فراموشت کنم. بالاخره یک روز... تمام شمعای دنیا رو خاموش میکنی، و برمیگردی؟ _______ «این داستان منه، داستان عاشقانه ی پزشک ضد دین و کشیش متعصب در تاریکترین روزهای تاریخ کلیسا...میشه تو روزایی که عشق دوتا مرد نتیجه ای به جز چوبه ی دار نداره، پا روی تمام تفاوتامون بزاریم و عاشق بمونیم؟» Church Bells Fall By Irene Genner : Historical , Angst, Classic Channel @Pny_Fiction
🎪 Baek the best 🌍 by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 79,565
  • WpVote
    Votes 12,977
  • WpPart
    Parts 24
[کامل شده] FICTION : بهترین بک COUPLE : چانبک ، کایسو ، سورپرایز GENRE : انگست ، رومنس ، اسمات AUTHOR : #صفید READ ON: جمعه NC+18🔞 🎪STORY IS ABOUT : داستان زندگی بیون بکهیون، بندباز بیست و پنج ساله ی سیرک جهانی کره ای و ییشینگ و رز، بهترین دوستاش ، پارک چانیول ، پسر رهبر سیرک ، کیم کای ، پسر یتیم کره ای که به تنهایی توی لندن بزرگ شده ، کیم یی فان ، تنها کنت کره ای دربار انگلستان ، دو کیونگسو ، دانشجوی مغرور بهترین کالج انگلستان ، کیم جونگده ، نقاش پر احساس و سیرک بزرگ کره! که بکهیون 16 سال با اون بارها دور دنیارو سفر کرد ، توش برادرش رو گم کرد ، بهترین دوستش رو پیدا کرد ، گریه کرد ، خندید ، بزرگ شد ، عاشق شد و زندگی کرد! و رازی که مثل صاعقه توی زندگی این شش نفر ریشه کرده بود !
Always, omi by The_Untamed16
The_Untamed16
  • WpView
    Reads 55,022
  • WpVote
    Votes 2,110
  • WpPart
    Parts 12
Summary: under the bed, inside a box, it awaits to be found: a collection of letters from sakusa who was recovering from amnesia, addressed to atsumu, his fiancé.
The way a knife loves a heart by Melikulia
Melikulia
  • WpView
    Reads 5,662
  • WpVote
    Votes 594
  • WpPart
    Parts 9
خلاصه: ویل گراهام تو زندگی هانیبال بی ماننده, و اون به شکل خشن و آشفته ای عاشقش میشه. این برای ویل ما خیلی خوب نیست, اما ممکنه خودش اونطوری که انتظار میره مخالفت نکنه. این فن فیکشن ترجمه‌ست و من نویسنده اصلیش نیستم، امیدوارم دوستش داشته باشین🫰
•Until We Disappear• [SunaOsa] ~by MeikoAtsuhi on AO3 by YellowOtaku4
YellowOtaku4
  • WpView
    Reads 636
  • WpVote
    Votes 79
  • WpPart
    Parts 6
متناوباً: سونا و اوسامو هفت‌سال‌ـه که با همدیگه رابطه دارن. سونا خسته شده و میخواد جدا بشه. خودش که همچین نظری داره، تا این که اوسامو شروع به از دست دادن حافظه‌ش میکنه- به فراموش کردن خاطراتی از خودشون. بالاخره، هرچی نباشه، یه‌زمانی عاشق همدیگه بودن. -------------------- انیمه/مانگا: هایکیو!! زوج: سونا رینتارو × میا اوسامو [Persian Translation]
•Sweet Everythings• [BakuTodo] ~ by wanderingalonelypath on AO3 by YellowOtaku4
YellowOtaku4
  • WpView
    Reads 3,171
  • WpVote
    Votes 424
  • WpPart
    Parts 7
به‌جوری که کاتسوکی دیشب آرومش کرده بود فکر کرد، جوری که 'بیبی' از بین لب‌هاش خارج شد، انگار که خیلی‌وقت بود که میخواست اینجوری صداش کنه. حتی قبل از اون، 'خوشگله'. "پرنسس.' همهٔ اون‌ اسم‌هایی که کاتسوکی صداش میکنه و باعث میشه شوتو سرخ بشه و بلرزه. تا حالا هیچکس اینجوری صداش نکرده بود، و شوتو به ' تودوروکی' شنیدن مودبانه و غریبه و یا 'شوتو'های عصبانی و پُر از ترحم عادت کرده بود. شوتو میخواست که پرنسسِ کاتسوکی باشه. که خوشگلهٔ کاتسوکی باشه. میخواست که بیبیِ کاتسوکی باشه. فاک. شاید فقط میخواست که متعلق به کاتسوکی باشه. یا، پنج‌باری که باکوگو یه اسم قشنگ روی تودوروکی میذاره و یه‌باری که تودوروکی لطف‌ش رو جبران میکنه. این فن‌فیک شامل پسرایی‌‌ـه که عاشق میشن. ------------------- زوج: باکوگو کاتسوکی × تودوروکی شوتو انیمه/مانگا: مای هیرو آکادمیا (بوکو نو هیرو آکادمیا) [Persian Translation]