🔞🔞
کاپل : vmin
ژانر : smut . hybrid . daddy kink .fluff
خلاصه : جیمین یه هیبرید روباهه که زیبایی فریبنده اش اونو تبدیل به یه هیبرید خاص کرده به شدت خجالتیه و هر روز ارزو داره از اون پرورشگاه کوفتی هیبرید بیرون بیاد یکی به سرپرستی بگیردش تا اینکه یه روز یه شاگرد جدید به مدرسشون میاد که پدرش شاید کمی برای جیمین جذاب باشه .....🍑🍓😁
آپ : تمام شده
پسری که یه شب ماسکش و میزنه به صورتش و داستان انتقامش رو شروع میکنی
و اولین مهرش کیم تهیونگ رو کنار میزنه ...
کاپل اصلی : vkook _ kookv (تهکوک) = ورس
کاپل های دیگر: jenlisa 👭 (جنلیسا) _(یونمین)🧑🤝🧑 yoonmin _(نامجین) nomjin
ژانر : رومنس _ اسمات _ بی دی اس ام _ معمایی
کاپل:ویمین
ژانر:رومنس،درام،اسمات
وضعیت:کامل
جیمین یه دانشجوی تازه وارد که کنار هم اتاقیش کیم تهیونگ خیلی اتفاقا براش میفته اتفاقایی که باعث میشه این دو نفر بیشتر نزدیک هم بشن...
هشدار:هدف اصلی اسمات بود اصن اسماته فقط کمی چیزای رمانتیک بهش اضافه شده
کاپل:ویمین
ژانر:غمگین،رومنس،اسمات
وضعیت:کامل
جیمین پسریه که توی کتابخونه با یه نگاه به اون تیله های مشکی توش غرق شدو دیگه سعی بر نجات دادن خودش نکرد ولی کسی میخواست اونو از اونجا دربیاره و مال خودش کنه...
یه برده ای لعنتی نباید انقدر زیبا و معصوم میبود اگه اعتراف میکرد اون از همه ای زیر خوابا و برده های که داشت براش زیبا تر و دلنشین تر بود
Couple:Vmin
genre:Smut.BDSM
جیمین و تهیونگ دوتا دوست و هم اتاقی...
اتفاقات و مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنن...
و ایا فقط دوست هستن؟
Couple: Vmin,Hopv,Namjin
ژانر: روانشناسی، عاشقانه، روزمره، مرموز، طنز، اسمات
تهیونگ ( برادر ناتنی جیمین )و دوستاش(بقیه اعضا) اعتقاد دارن جیمین خیلی نحسه و باید بمیره برای همین خیلی اذیتش میکنن.
بنظرتون جیمینِ مهربونمون میتونه هیونگشو ول کنه و فرار کنه درحالی که دلش برای لبخند مستطیلی هیونگش تنگ شده؟ یا با همه سختیا کنار میاد و تلاش میکنه تا دوباره هیونگشو خوشحال ببینه؟
کاپل: ویکوکمین_نامجین-سپ
زمان آپ: هفته ای دو پارت(شاید بیشتر بستگی داره)
بخشی از فیک:
با ذوق به ماشین تهیونگ هیونگ که تازه خریده بودش زل زدم واو قشنگ ترین ماشینش همینه با خوشحالی برگشتم سمتش و بدون اینکه حواسم باشه هیونگ از من بدش میاد دستامو دورش حلقه کردمو گفتم:
_وای ته این خیلی خوبه تو با زحمت تونستی این پول هارو به دست بیاری بهت افتخار میکنم هیونگی، تو مورد علاقه ترین منی لطفا منو ببر با ماشینت دور بزنیم
توقع داشتم دست ته دورم حلقه بشه و بهم بگه((باشه موچی کوچولوی ته ))ولی اون محکم منو هل داد و با صدایی که از عصبانیت میلرزید گفت:
_توی لعنتی چطور جرات میکنی به من دست بزنی و منو ته صدا کنی هان؟! توی احمق فکر میکنی اجازه میدم سوار ماشینم بشی و اونو کثیف کنی؟!
با بغض لب زدم:
_ولی تهیونگ من بچه نیستم که ماشینتو کثیف کنم
____
خوشحال میشم سر بزنید به هردوتا فیکام