Famiy~( ̄▽ ̄~)~
14 story
𝓜𝔂 𝓓𝓮𝓪𝓻 𝓒𝓱𝓮𝓯 𝓪𝓷𝓭 𝓞𝓾𝓻 𝓒𝓱𝓲𝓵𝓭𝓮𝓻𝓮𝓷   بقلم callme_amaya
callme_amaya
  • WpView
    مقروء 24,933
  • WpVote
    صوت 4,051
  • WpPart
    أجزاء 30
my dear chef and our children🍕🥤 genre: family,fluff,daily couple:namjin up:complete خلاصه ی فیک: نامجون و جین بعد از چند سال بالاخره بهم اعتراف میکنن و بعد اعترافشون و ازدواجشون اون ها تصمیم میگیرن تعدادی بچه رو تحت پوشش قرار بدن اما جین دلش طاقت نمیاره و اون بچه ها رو میاره خونشون و اینجوری کیم فمیلی با پنج تا بچه قد و نیم قد تشکیل میشه..‌.
The Golden Family [S1, S2] بقلم Aika_Infp
Aika_Infp
  • WpView
    مقروء 36,887
  • WpVote
    صوت 4,906
  • WpPart
    أجزاء 37
نویسنده این فیک قبل از نوشتن این فیکشن تریاک مصرف میکرده(دوسال پیش) لطفاً با همین طرز تفکر بخونیدش😂 به خانواده دوست‌داشتنی بنگتن اومو..منظورم نامجین خوش اومدین Writer: Aika Couple: namjin Genre: soft , family, happy ending, comedy
KimFamily season2🍰 بقلم faezehrajaa
faezehrajaa
  • WpView
    مقروء 4,168
  • WpVote
    صوت 708
  • WpPart
    أجزاء 2
فازی ایز هیر با فصل دوم کیم فمیلی💥💕 اگر فصل یک رو نخوندید اینجا مقصدی نیست که انتخاب کنید، پس اول فصل یک رو بخونید و بعد برگردید🤷‍♀️ از اتفاق های فصل یک چند سالی میگذره و بچه های خانواده کیم چند سالی بزرگ میشند🥳 جین... خب اون الان یه طورایی بلاگره آپ این فیک عمیقا به نظرات و استقبال شما وابستست... پس دریغ نکنید.
Love At Kindergarten || BTS بقلم sonsuz_rb
sonsuz_rb
  • WpView
    مقروء 14,983
  • WpVote
    صوت 2,840
  • WpPart
    أجزاء 14
▪️عنوان: عشق در کودکستان ▪️ژانر: فلاف، کمدی ▪️گروه: BTS آرمی ها شدیدا مراقب روحیه‌ی خودتون باشید چون قراره با شیرین زبونی های بنگتن در کودکستان مواجه بشید! در فصل اول این فیک جیمین برای اولین بار بعد از جدا شدنش از مادرش وارد مهدکودک میشه و کسی نمیتونه در برابر دوست داشتن این موچی کیوت مقاومتی بکنه!
🏡kim family🏡 بقلم faezehrajaa
faezehrajaa
  • WpView
    مقروء 41,671
  • WpVote
    صوت 5,186
  • WpPart
    أجزاء 15
سلام سلامم👋🏻 فازی ایز هیر همونطور که میبینید ما یه خانواده داریم.🥳..حالا اعضای این خانواده کی هستن🤔 پاپا جین....یه طراح بازی خفن و فعال در توییتر 😅 ددی نامجون یه آهنگساز مشهور که همیشه توی دردسره🎹 یونگی هیونگ خانواده که عسل خالصه🍯 هوسوک که حسابی پر انرژیه⚡️ دوقلو های ویمین که تا میتونن آتیش میسوزونن🔥 و در نهایت ته تغاری و مکنه ی خانواده که عزیز دل همه اس😇😇 این فیکشن در ایام تعطیلات عید هر روز آپ میشه و در قالب ایو 🥇namjoon
kim family 🍓🍓 بقلم amirhosein3333
amirhosein3333
  • WpView
    مقروء 153,456
  • WpVote
    صوت 19,877
  • WpPart
    أجزاء 58
خلاصه=سال 4087،میلادی قرنی که هیچ زنی وجود نداره ونسلشون منقرض شده باپیشرفت علم مردها تونستن نسل خودشونو ادامه بدن دراین بین کیم نامجون ثروتمند ترین فردجهان با کیم سوکجین پادشاه زیبایی(لقبشه مثل ملکه زیبایی ) ازدواج میکنه و حاصل ازدواجشون 5تا بچه قدونیم قدن که لحظه به لحظه زندگیشونو به چالش میکشن توجه=نامجین دچار سندروم lmmortality هستن یعنی هیچوقت پیرنمیشن وباگذرزمان نمیمیرن واین ویژگی نسل به نسل ادامه پیدامیکنه تایم آپ=جمعه ها
Babysitter Is My Noona💜 بقلم Primaverabloom
Primaverabloom
  • WpView
    مقروء 39,234
  • WpVote
    صوت 6,614
  • WpPart
    أجزاء 83
کمکت‌ میکنم حس خوب رو به قلبت هدیه بدی^-^💜 •میخوای بنگتن‌ رو بیبی تصور کنی؟ فیک درستی رو انتخاب کردی، توی این فیک کلی اتفاقات کیوت قراره بیوفته که حسابی سافت و بامزه‌س. ♡خلاصه‌ی فیک♡ جیمین نگاهی به بوم انداخت و سرش رو جلو برد و دم گوش نامجون هیونگ پرسید: "نونا تو شکمش بیبی کاشته؟" نامجون با تعجب گفت:"چی؟" جین جلو اومد و پرسید:" یعنی چی جیمینی؟" تهیونگ جلو اومد و خودش رو توی بغل نامجون جا داد و گفت:"بکهیونی گفته فقط مامانا میتونن نینی بخرن و نونام مامانه..." هوسوک سرشو بالا اورد و اروم گفت:" چی؟؟!! نونا نینی داره؟" یونگی با تعجب به بوم خیره شد و گفت:" ولی نونا منو دوست داره" نامجون تلاش کرد که نخنده و پرسید:" نونا هنوز ازدواج نکرده " جیمین با چشمای گرد گفت:" یعنی باید تو عروسی داماد بوسش کنه؟" تهیونگ سریع گفت:" اون موقع هسته نینی تو شکمش کاشته میشه؟" جین خندید و گفت:" نمیدونم چطوری به این نتیجه رسیدین ولی نه نونا نینی نداره" جیمین لباشو به هم فشار داد و گفت:"ولی شب من میخوام نونا رو معاینه کنم ." نامجون با تعجب بهش خیره شد و گفت: "چیکار کنی؟!!" •میخوای بدونی بوم کیه و ادامه‌ی ماجرا چی میشه؟ فیک رو دنبال کنید تا متوجه بشین^-^ ♡ ژانر: فلاف، خانوادگی، روزمره، برمنس و.... ♡وضعیت: تمام شده ☆
+22 أكثر
Family kim بقلم kim_zakhari86
kim_zakhari86
  • WpView
    مقروء 31,351
  • WpVote
    صوت 4,024
  • WpPart
    أجزاء 15
_زل زده _چی؟ _ زل زده نامجون ! وقتی به یه جا خیره میشه یعنی شیطونی کرده . مرد قدبلند تر کودک رو به سمت خودش کشید و وقتی بچه خندید ، تازه فهمید چه خبره ؛ با هول خوابوندش و سعی کرد دهانش رو باز کنه . بعد از اینکه موفق شد با دو انگشتش مهره ی پلاستیکی رو از دهنش در بیاره ، هردوشون نفس راحتی کشیدن . _ باز لگو هاتون رو روی زمین ول کردید ؟ جین جیغ زد و جیمین و تهیونگ دویدن تا قایم بشن. این زندگی فعلی خانواده ی کیم بود ؛ تمام دردسر های بزرگ کردن پنج تا بچه کنار هم بعضی وقتا زیادی سخت میشد،اما همه ی این سختی ها با لبخند شیرین پسرهاشون مثل چشم به هم زدن از زندگیشون می‌رفت و محو میشد. نویسنده ها: aluckykoyadoll 140013001200shiva ژانر:،طنز،روزمرگی،فلاف،امپرگ کاپل اصلی:نامجین کاپل فرعی:چانبک
Family shared stories. بقلم qzll_hn
qzll_hn
  • WpView
    مقروء 44,892
  • WpVote
    صوت 5,999
  • WpPart
    أجزاء 14
داستان هایی از خانواده ی پنج نفره ی کیم ~
Stuck in the Seams  بقلم Asprishd
Asprishd
  • WpView
    مقروء 53,315
  • WpVote
    صوت 8,198
  • WpPart
    أجزاء 13
شاید خانواده‌ای که سوکجین برای خودش تشکیل داده بود عجیب و خلاف عرف به نظر می رسید، ولی سوکجین تک تک اعضای خانواده‌اش رو از صمیم قلب دوست داشت. وقتی دولت سرپرستی موقت یه یچه‌ی دیگه رو بهش سپرد، سوکجین مصمم بود از پسش بر بیاد. نگاه قضاوتگر آلفای گله هم هیچی اهمیتی نداشت. یا، روایتی از داستان کیم سوکجین و سه توله گرگ.