darkblue_94
- Membaca 4,157
- Vote 877
- Bab 37
[On going]
تو مال من نبودی، دقیقا از همون لحظهای که به خودم اومدم و دیدم به طرز احمقانهای عاشقتم! از همون لحظهای که مچ قلبمو گرفتم وقتی داشت برای لمس تو بهم التماس میکرد و تند میتپید. تمام اون لحظاتی که روبهروم ایستاده بودی و من به بوسیدنت فکر میکردم، تو مال من نبودی.
حتی اگه این ف کر اشتباه بود، تو لیاقت نداشتی که زخم های زشت منو ببینی! تو برای دیدن اون زخمای عمیق و خونی زیادی بیگناه بودی. روح تو برای دیدن این خشم خاموش زیادی پاک بود...