heliyashahli's Reading List
1 story
911 by CAFEVKOOK
CAFEVKOOK
  • WpView
    Reads 4,659
  • WpVote
    Votes 690
  • WpPart
    Parts 3
❮ ☎️🚨 ❯ ❣⓽⓵⓵❣ یه هکر حرفه ای که به طرز بیمارگونه ای شیفته اپراتور مرکز اورژانس شده. - 911، چه مشکلی پیش اومده؟ - اگر جرأت داری یه بار دیگه جلوی وب کمت رو بپوشون. اطلاعات خانوادتو دارم. فکر نمی کنم دلت بخواد یه روز پیک بیاد و یه بسته محتوی اعضای بدن یکی از اعضای خانوادتو تحویلت بده. دلت میخواد خرگوش کوچولو؟ صدای بم و عمیقش لرزه ای به بدن اپراتور انداخت: - وی؟ - درسته. - چرا برگشتی؟ بدن بی جونش رو روی میز خم کرد و دست هاش رو روی صورتش گذاشت. صدای آرومش و نزدیکش از توی هدفون باعث می شد جونگ کوک حس کنه اون دقیقا کنارش ایستاده، کنار گوشش خم شده و داره توی گوشش زمزمه می کنه: - من جایی نرفته بودم بانی. ☙Gᴇɴʀᴇ ⨟ Psychology, Mystery, Crime, Harsh, Romance, Smut ☙Cᴏᴜᴘʟᴇ ⨟ VKook ┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈─┈ ♨ @CAFEVKOOK ♨