Kookv
157 cerita
Our royal secret | KOOKV| Completed  oleh qazalimi
qazalimi
  • WpView
    Membaca 121,546
  • WpVote
    Vote 10,359
  • WpPart
    Bab 30
کاپل: کوکوی ژانر: درام، عاشقانه، محافظتی، اسمات، اکشن خلاصه: جونگکوک، یکی از بهترین بادیگارد های بزرگترین شرکت امنیتی کره‌‌است که درگیر شغل مرموزی میشه. با این حال اون هیچ وقت تو رویاهاش هم تصور نمیکرد که بادیگارد شخصیِ دومین شاهزاده کره بشه، شاهزاده ای که با تمام محبوبیتش همیشه دردسر سازه و جونگکوک خیلی سریع فهمید که حفاظت ازش قرار نیست به آسونی پیش بره..
Damon/رام کردن oleh Lomara_926
Lomara_926
  • WpView
    Membaca 98,367
  • WpVote
    Vote 5,423
  • WpPart
    Bab 25
رمانِ: DAMON نویسنده: لومارا کیم‌تهیونگ٬بااون‌پوستِ‌گندُمی و لطیفش ..یجور زیباییِ دست‌نیافتنی داشت..استخونه‌گونهٔ‌ش برجسته بود..لب‌ های خوش‌فرم و قلوه‌ای داشت که همیشه یِ حالتِ نیمه‌لبخند روشون بود ٬ اما چیزی که تهیونگ رو از بقیه خاص‌تر‌ نشون میداد ٬ چشم‌هاش‌بود...قهوه‌ایِ‌روشن مثلِ عَسلِ‌ناب ..بعضی وقتا وقتی نور بهشون میتابید یه هاله‌ی طلایی دورِ مردمک چشمش درست میشد ..مژه های بلند و مشکیش مثلِ‌سایه‌بونه ظریفی روی چشماش افتاده بود تهیونگ ی زیبایی دلنشین و گیرا داشت..ی‌جورایی انگار تابلو نقاشی زنده بود‌ ی اثره هنریِ بی‌نقص.. و جئون جونگکوک.. مردی که به گرگ سیاه میشناسنش.. مافیایی که بیرحم و کاریزماتیکه٬تنهاییِ عمیقی داره.. گذشته ی سختی داشته اونقدر سخت که میتونم بگم از همون بچگی برای تسکین درداش به یه قاتل تبدیل شد "نقطه‌ضعف؟!" ممکنه یِ‌نفر باشه ٬ کسی که قلبش‌رو‌لمس‌میکنه که باعث میشه چشم‌های اون مرده تنها بازشه.. کسی‌که با ی نگاهِ آرومش٬ همه‌ی‌ زخم‌هاش رو ساکت میکنه.. "آیا ممکنه کیم تهیونگ و جئون جونگکوک که از دو دنیای کاملاً متفاوتن.. یکی مثلِ نور ٬ ساده ٬ لطیف و بی‌خبر از تاریکی دنیا.. یکی مثلِ شب٬ پر از راز ٬پر از زخم ؛ پر از خشم و نفرت.." همدیگرو ملاقات کنن.. و بعد‌عاشق‌‌بشن؟
Monalisa | KOOKV oleh Emmary_kim22
Emmary_kim22
  • WpView
    Membaca 37,418
  • WpVote
    Vote 3,363
  • WpPart
    Bab 25
_کل اون زمان من اسیر بودم! قلبم بدجور اسیرش بود و سعی میکرد از هر راهی بتونه اون هیولای سرکش رو دوباره به یک انسان تبدیل کنه! ولی هر روز که بیشتر میگذشت درد سینه من بیشتر از زخم های روی تنم میشد! وقتی بهم گفت دوستم نداره از درون ترک خوردم ولی وقتی که رفت شکستم و فرو ریختم! حالا که رفتی زخم های تنم رو خوب کردم ولی با زخم قلبم که هر روز برای دیدنت بیشتر خون گریه میکنه چکار کنم؟ ___________________________ مونالیزا؛ داستان پسری به اسم تهیونگ که با یک جی پی اس وارد یک باند مافیایی میشه و بعد از گیر افتادنش و کشف اون جی پی اس، مجبور میشه با زندگی آرامش بخش قدیمش خداحافظی کنه و ..... ___________________________ داستان مونالیزا با ژانر مافیایی، درام، اسمات، روان شناختی تقدیم نگاه شما قشنگ های مهربون♡ 🚫Do not copy 🚫 #Emma 💥تایم آپ💥 روز های زوج
My weird bodyguard (Kookv) oleh Nilzland
Nilzland
  • WpView
    Membaca 322,948
  • WpVote
    Vote 40,268
  • WpPart
    Bab 43
[Completed] جئون جونگ‌کوک هرروز تو لباس‌های چرم مشکی و بوت بلند، تکیه داده به موتور کلاسیکش، دم درب دبیرستان منتظر اون الهه‌ی برنزه و فریبنده می‌موند! و بعد از دیدن پسر، بدون هیچ حرفی فقط با نگاه داغی اون رو تا خونه همراهی می‌کرد... Genre: romance, mystery, smut🔞 ,triangle love & ( secret genre ) Couple: kookv & ( secret couples ) Writer: nilz🌸 Start: 20 Des 2021 End: 9 Apr 2022 Covered by: @MJ_storiess
black bell | ناقوس سیاه oleh seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Membaca 128,942
  • WpVote
    Vote 14,877
  • WpPart
    Bab 37
( فصل اول ) جونگکوک نگاهی به کلیسا انداخت و سرشو بالاتر برد + ناقوس سیاه؟ تاحالا ندیده بودم یک ناقوس سیاه باشه ! ... اینجا میتونه یه لوکیشن بینظیر برا ضبط فیلم ترسناکا باشه ! شاید یه ویدیوی قنادی اینجا ضبط کردم ... پسر مو سیاه درحال مسخره بازی و فیلم گرفتن بود غافل از اینکه شخص دومی هم توی اون مکان بود ... اون هم نه یک انسان معمولی ... اصلا اون فرد ... انسان بود ؟! کاپل اصلی : ویکوک . کوکوی .( ورس ) کاپل فرعی : نامجین . یونمین ژانر : عاشقانه . دارک . اکشن . هیجانی . طنز . تخیلی . اسمات نکته: فیک از هیچگونه از قوانین دنیای تخیلات و واقعی پیروی نمیکنه و فقط زاده های ذهن مریض نویسندست پس دنبال الگوریتم خاصی نباشید و از سم بودن ماجرا لذت ببرید 🌝🤌
I Want A Husband (Kookv) oleh Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Membaca 317,048
  • WpVote
    Vote 39,015
  • WpPart
    Bab 18
←⁩ شوهر می‌خوام تمام‌شده. ✔️ «همه‌ی امگاهای فامیل ازدواج کردن و فقط من موندم؛ این وسط گردن‌گیر دوست‌پسرم هم خرابه! من شوهر می‌خوام، دردم رو به کی بگم؟» تهیونگ احساس می‌کنه یه نفر طلسمش کرده، چون بختش به‌طرز عجیبی بسته شده؛ و این درحالیه که خواستگار پولدار و خفنش رو به‌خاطر دوست‌پسر گردن‌نگیرش رد می‌کنه و بعداً به شدت پشیمون می‌شه... کاپل: کوکوی، ناممین ژانر: عاشقانه، کمدی، اس.مات، امگاورس، فلاف
NIGHT HUNTER - KOOKV oleh Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Membaca 128,983
  • WpVote
    Vote 17,986
  • WpPart
    Bab 40
در دنیایی که قدرت در سایه مافیا پنهان شده، مردی از خاندانی قدرتمند، زندگی پرمخاطره‌ای را در پیش گرفته است. او در کنار دخترش، در تاریکی امپراتوری خود گام برمی‌دارد. اما یک شب، راز هولناکی از اعماق دریا سر برمی‌آورد. در اعماق تاریکی، رازهایی نهفته است که فقط دریا می‌داند.... موجی از فلس‌های آبی، در تاریکی شب می‌درخشد... موجودی افسانه‌ای، با موهایی به رنگ آسمان و فلس‌هایی که نوری از جنس دریا را ساطع می‌کنند، در قفس اسارت گرفتار شده است. مرد مافیایی، با میل به قدرت و رازگشایی، این معشوق اقیانوس را به قلمرو خود می‌برد. اما این آغاز ماجرایی شگفت‌انگیز است. رازهای ناگفته،عشق ممنوعه،و نبردی برای آزادی،تار و پود داستانی را می‌بافند که در آن،مرز بین انسان و افسانه،تاریک و روشن،و عشق و نفرت،درهم می‌شکند. • • ≈ Fic ↬ NIGHT HUNTER ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Mafia , Fantasy , Smut , Angst , Mermaid ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
تُو تنها متعلّق به منی! | Completed S² oleh Manelios
Manelios
  • WpView
    Membaca 122,117
  • WpVote
    Vote 13,293
  • WpPart
    Bab 45
خلاصه‌ی قصه این است: ²⁰²⁴ « - آدما فرق دارن! شاید من به قدری برات ارزش نداشتم که اون‌موقع بمونی به پای حرفی که بیست و چهارساعت هم ازش نگذشته بود... اما من، فکر کردم مال منی... که قلبت، فکرت، تنت، همه‌شون به من تعلق داره... همه بهم می‌گفتن بهت اعتماد نکنم... می‌گفتن شدم عروسک اختصاصیت... ولی باورم نشد... می‌خواستم داد بزنم و بگم شما هیچی نمی‌فهمید... من براش متفاوتم... من تو قصه‌ی اون، ستاره‌ی آسمونم... شب اون صبحی که منو به هر دلیل لعنت‌شده‌ای ول کردی رفتی اونور دنیا، من با این فکرها خوابیده بودم عوضی!» *** | آبی به‌سان نیمه‌شبی پر ستاره | You are just mine | S2 Geɴre: Roмαɴce & Drαмα & Aɴɢѕт & +18 Coυple: KooĸV, YooɴMιɴ Completed.
𝐂𝐑𝐔𝐃𝐄𝐋𝐄  oleh A_by_Atash
A_by_Atash
  • WpView
    Membaca 22,385
  • WpVote
    Vote 1,572
  • WpPart
    Bab 8
اما نگاه سنگین جونگکوک در حالی که از چهره اش چیز خاصی جز فکی ک قفل شده مشخص نبود در سکوت تمام روش بود. نگاهشو بالا برد و با چشمایی که به شدت با اون لنزا مست کننده تر و خمار تر به نظر میومدن گفت: _جئون؟ لبخند کوچیکی گوشه لبش نشست و خواست چیزی بگه ک توی ی حرکت سریع و البته خشن بدنش جفت تن مرد بزرگتر شد و دستاش به صورت خودکار و دفاعی روی سینه هاش مشت شد: _م..مشکلت چیه! جونگکوک همونطور ک از همون فاصله کم در حالی ک ساعدش داشت گودی کمر ته رو گود تر میکرد روی صورتش خم شد و خیره به چشماش غرید: _میخوام بدنتو تیکه پاره کنم و تا حد مرگ بگامت. موج شدیدی از خجالت و حس بد به قلب و بدن ته حجوم آورد و باعث شد از رایحه تند و تیز آلفاش اشک توی چشماش جمع بشه و نگاهشو پایین انداخت. انگار که نمیتونست صحبت کنه و ناخواسته چشماش میلرزیدن که جونگکوک با لحن به ظاهر نرم اما سنگینی ادامه داد: _مگه بهشون نگفتم چطوری امادت کنن شیرینم؟ ته اما اون بین همونطور ک می‌خواست امتحانش کنه سعی کرد به ترس امگاش غلبه کنه و اروم گفت: _ب..بد شده؟ از این مظلومیت و ترسی که جذبه اون مردک همیشه باعثش میشد متنفر بود اما نمیتونست انکار کنه ک اون گرگ احمقش عاشق این ابهت آلفاشه. کاش اون گرگ احمق یکم عقل و درک داشت. COUPLES: Kookv , Side Couple. GENRE: Omegaverse/Angst/Smut/Mafia/H.E. Up: [
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 oleh Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Membaca 391,507
  • WpVote
    Vote 39,756
  • WpPart
    Bab 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!