thriley7's Reading List
4 story
* Dawn After Dark ( طلوع بعد از تاریکی ) * بقلم nana_is_here
nana_is_here
  • WpView
    مقروء 14,466
  • WpVote
    صوت 981
  • WpPart
    أجزاء 29
[ من گفتم سقوط درد نداره چون تو اون کسی بودی که من رو از بلندترین پرتگاه به پایین هل داد! قلبم رو با چاقو هزار تکه کن اما لطفا مواظب باش چاقو به دستت آسیب نزنه! ] * یونا دختری که پدر و مادرش رو در کودکی در حادثه ی تصادف از دست میده و مادربزرگ پیرش سرپرستی اون رو به عهده میگیره..‌ اما زندگی با یونا مهربون نیست و اون قبل از اینکه به سنِ قانونی برسه آخرین عضو از خانوادش یعنی مادربزرگش رو هم از دست میده... دولت اون رو به یه یتیم خونه در سئول منتقل میکنه و خیلی طول نمی‌کشه از اینکه یه راهبه به اسم میا اون رو به سرپرستی میگیره و با خودش به کلیسا میبره... یونا تمامِ ویژگی های یه دختر خوب و معصوم رو داره ولی چی میشه اگر تصمیم بگیره به یه آدمِ اشتباه دل ببنده؟! " به هر حال همیشه دخترای خوب متعلق به پسرای بد هستن" ____________________________________ 🏷 اتفاقات، حوادث ، رویدادها ، سازمان ها و قوانین این داستان ممکن است با واقعیت مطابقت نداشته باشد.
Hireath بقلم Eva_story
Eva_story
  • WpView
    مقروء 76,298
  • WpVote
    صوت 8,464
  • WpPart
    أجزاء 41
•| اتمام یافته|• مردی با دستانی آلوده به مرگ، مجبور به همراهیِ معشوقه‌ای اجباری‌ست! آیا معشوقه‌ی تازه، قادر به لمس تاریکی آن روحِ زخمی است؟ یا اینکه خودش، همان آتش خاموشی‌ناپذیری‌ست که قرار است بسوزاند و روشنایی بیاورد؟ در دالان‌هایی پر از راز، جنون، و حادثه، گاهی عشق نه نجات است، نه نابودی؛ بلکه پیچیده‌ترین کابوس مشترک است... _ جونگ‌کوک (استریت) ویمین (کاپلی) به قلم ایوا🍃
Incubus | کابوس بقلم byjeymin
byjeymin
  • WpView
    مقروء 78,022
  • WpVote
    صوت 6,129
  • WpPart
    أجزاء 49
کونگ جو، دختر یتیم 18 ساله است که گذشته ی خیلی بدی داشته. مادر و خواهرش کشته شدن و پدرش فرار کرده. اما نمیدونه که گذشته همچنان داره مثل یه سایه دنبالش میاد. و این کابوس کسی نیست جز جونگ کوک! خون آشامی سایکوپات که محصول آزمایشگاه پدرشه. Psycho, University, Vampire, Smut
Psychotic | Persian Translation ( jungkook~jin) بقلم Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    مقروء 81,755
  • WpVote
    صوت 9,458
  • WpPart
    أجزاء 51
"دوستش داشتم،نه بخاطر اینکه اون با فرشته های وجودم میرقصید,بخاطر اینکه آوردن اسمش شیطان های درونمو آروم میکرد" - Christopher Poindexter **** original Story Written By : @weyhey_harry *** این داستان ، بازگردانی شده !! ترجمه از #بث