اون مهربون بود...
جذاب بود...
انگاری توی چشمهاش هزارتا ستاره طلوع کرده بود
و میتونست تمام شبهامو روشن کنه...
حرفهاش شیرین بود
و لبخنداش یه دنیای متفاوت...
درست مثل تیکه ای از بهشت....
من انتخابی به جز عاشق شدن نداشتم....
←[کامل شده]→
- تو مثل رز سیاهی.
+ چرا رز سیاه؟
- فکرکنم دلیلشو خودت خوب بدونی...
جیمین دیگه اون امگای آروم و شاد و سرزندهی چهار سال پیش نبود. بعد از گذشت سهسال توی سازمان، که حاصلی جز درد و رنج تمامنشدنی نداشت، حالا درست مثل یک گل رز یخ زده به پایگاه پناه آورده بود؛ جایی که تبدیل به مکان امنش شده بود. ولی مکان امنش میتونست تغییر کنه و جاش رو به میون بازوهای اون پسر مافیانمای خرگوشی بده؟
"از اخرش معلوم میشه زمین جهنم یک سیاره دیگهاست..."
ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، اسمات.
کاپل: کوکمین.
#🥇 in JUNGKOOK
#4 in JIMIN
#1 in Jikook
#1 in Kookmin
#1 in vmin
#2 in smut
Pain(فول شده💜)
.
.
ژانر: ریل لایف• انگست•هارت جیمین•تجاوز•رومنس•اسمات
.
کاپل: کوکمین
.
.
خلاصه: کسی از شما هست که پسر بیست و یک ساله ای و درک کنه که تو هوای سرد شبونه توو تراس اتاقش ایستاده؟کسی از شما پسر بیست و یک ساله ای رو درک میکنه که داره از درون منفجر میشه؟کسی از شما هست که بتونه پسر بیست و یک ساله ای رو که به بدترین شکل ممکن عاشق شده رو درک کنه؟کسی از شما میتونه عاشقی رو که میدونه هیچوقت به عشقش نمیرسه رو درک کنه؟شاید بگین آره...شاید براش دل بسوزونین...شاید...
این جئون جانگکوک بود...پسر بیست و یک ساله ی محبوب...گلدن مکنه گروه معروف بی تی اس...عشق میلیون ها دختر و مورد تحسین میلیون ها پسر...پسر به ظاهر خوشبخت و غرق در پول بنگتن...پسری که با تلاش به اینجا رسید...پسری که برای اولین بار وحشتناک ترین و زیبا ترین و عجیب ترین احساس رو توو زندگیش تجربه میکنه....
.
.
.
نویسنده: نیاز (مینی)
.
.
𝓜𝓸𝓸𝓷 𝓯𝓸𝓻𝓮𝓱𝓮𝓪𝓭
~افسانه ی ماه پیشونی~
مادرش با گریه میگفت:
"تو نحسی! اون نشانتم نحسه! فقط بپوشون اون لعنتیو! و نزار هیچ وقت کسی ببینتش!"
پسرک که واقعا دلش گرفته بود و بغض داشت گفت:
" اوما... ولی.... ماه پیشونی که خیلی وقت پیش پیدا شده...
پس.... من چیم؟"
__________________________
"مطمئنی؟ من... چطوری آخه؟"
'چون تو یه چیزی بیشتر از "ماه پیشونی" ای'
__________________________
#چندشاتی
Best rankings:
☆ number 2 in vminkook
☆ number 2 in ویمینکوک
☆ number 2 in جیکوک
☆ number 18 in kookmin
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝑴𝑰𝑵𝑲𝑶𝑶𝑲
𝓗𝓪𝓹𝓹𝔂 𝓮𝓷𝓭𝓲𝓷𝓰
'ملودی گمشده'
❞جونگکوک پسر ماجراجویی که، اتفاقی سر از عمارتی قدیمی در میاره، عمارتی که در اون با روح پسر جوونی به نام جیمین آشنا میشه که سالهاست اونجا گیر افتاده..
❝
▸▸ ژانر : رمنس، فانتزی، تراژدیک
▸▸ کاپل : ویمین
▸▸ نویسنده : Humoon
▸▸ وضعیت آپ : کامل شده
نوع: داستان کوتاه
شروع : 8 مرداد 1400
پایان : 9 مهر 1400
من اون شب به خودم و اون قوی سیاه قول دادم.
قسم خوردم، که فرشتمو به همه ی آرزوهاش برسونم.
و اون روحشو به من بخشید، بالهاشو به من هدیه کرد،
که تا آخر عمر، تا جایی که مرگ مارو از هم جدا کنه، مواظبش باشم. "
∷∷∷∷∷
سر پسر کوچکتر که روی شونه هاش به خوبی جاخوش کرده بود رو آروم بوسید.
ماه طلایی از این فاصله خیلی دست یافتنی به نظر میرسید، انگار اگه میپرید و دستهاشو باز میکرد،
میتونست به چنگش بیاره و میدونست که بعدش با تمام وجود و عشق اونو به پسر کناریش هدیه میکنه، هرچیزی رو میده تا اون خنده بزرگ شیرینشو دوباره و دوباره ببینه.
"امشب ستاره ها خیلی نزدیک مان، بی نهایت درخشان و زیبا، انگار هرکدومشون دارن باهام حرف میزنن، میخوای بدونی دارن چی میگن جیمین؟ "
پسر کوچکتر پوست نرم دست بزرگتر رو لمس کرد و انگشت هاشونو بین هم قفل کرد
"چی میگن تهیونگ؟ "
لبهاشو به گوش پسر چسبوند و زمزمه کرد
"دارن میگن باید براش آماده باشیم، دارن میگن بالاخره نوبت ماهم میرسه"
....
Cover by: Infectedfantasy
Vmin/short story