I want to read
114 stories
silent gem [l.s][Completed] oleh Madcarasanchez
Madcarasanchez
  • WpView
    Membaca 32,853
  • WpVote
    Suara 6,180
  • WpPart
    Bagian 21
هری ناشنواست و لویی مترجمش میشه all credits to @strongxlarry i just translated the story
School fuckers [Z.M] [L.S] oleh queenrainberry
queenrainberry
  • WpView
    Membaca 27,943
  • WpVote
    Suara 4,783
  • WpPart
    Bagian 23
صحبت نویسنده با خودش _میدونی چیه ؟ به نظرم اونا در هر صورت با هم رو به رو میشدن . +اما کلی "اگه" وجود داشت که باعث میشد هیچ وقت همو نبینن _اما همو دیدن ! پس به نظرم اگه چندین جهان موازی وجود داشته باشه ... ما داریم با داستان هامون اونو به این جهان نشون میدیم . شاید هر کدوم از ما یکی از اون جهان های موازی رو دیدیم و اومدیم تا برای بقیه تعریفش کنیم. +متوجهی که داری کصشر میگی ؟ _ولی من این دیدگاه رو دوست دارم . +توی همه ی جهان ها اونا همو میبینن و عاشق میشن... _دیدی قانعت کردم ؟ +آره و that's the calamity... Smut🔞 Zayn top⬆️ Louis top⬆️ Larry Ziam Shiall diley
Entertainer [Z.M] (mpreg) oleh Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Membaca 195,564
  • WpVote
    Suara 26,547
  • WpPart
    Bagian 55
من عاشق شغلمم. وقتی دور میله می‌چرخم، این تویی که سرگرمم می‌کنی لیام!
My Son (LARRY & ZIAM) Complited oleh ParniyaDarabi9
ParniyaDarabi9
  • WpView
    Membaca 61,585
  • WpVote
    Suara 10,370
  • WpPart
    Bagian 52
به پسر کوچولوش که سرش رو پایین انداخته و چشمای آبیش رو نمی‌تونست ببینه،سرش رو بالا آورد و بوسه‌ای روی پیشونیش گذاشت هری:باید پسرم بمونه اینجا لویی با اخم به سمت اونا میره و بعد از اینکه هری رو هول میده اخمی میکنه لویی:بعد از ۲۰ سال برگشتی با پسر احمقت که مثل عقب‌مونده‌ها می‌مونه و حتی نمی‌تونه حرف بزنه و می‌خوای بندازیش گردن من..
All of my heart is yours oleh Violeeta96
Violeeta96
  • WpView
    Membaca 330,417
  • WpVote
    Suara 35,801
  • WpPart
    Bagian 53
تهیونگ، امگاییه که تو یه خانواده ی متعصب به دنیا اومده یه روز که داره از مدرسه بر میگرده مزاحمتی براش ایجاد میشه و بعد از اون به خاطر حرفایی که پشتش میزنن به انتخاب خانوادش با سوجون آلفایی از یک خانواده ی اصیل ازدواج میکنه ولی بعد از چند سال به خاطر بچه دار نشدنش از سوجون جدا میشه و برای گذران زندگیش توی یک مهدکودک مشغول به کار میشه که اونجا با داییه یکی از بچه ها آشنا میشه.... جونگکوک آلفا و دکتر موفقی که عاشق میتشه ولی به خاطر مریضیه قلبی میتش در عذابه با من همراه باشین تا با هم داستان زندگی تهیونگ و جونگکوک رو مرور کنیم.... کاپل:کوکوی ژانر:امگاورس، روز مره، رمنس، فلاف،امپرگ، انگست و اسمات روز های آپ:جمعه
SYNDROME [ZiamFanfiction] oleh Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Membaca 116,124
  • WpVote
    Suara 19,248
  • WpPart
    Bagian 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 632,528
  • WpVote
    Suara 88,760
  • WpPart
    Bagian 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Blue Side [KookV] oleh Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Membaca 209,622
  • WpVote
    Suara 31,511
  • WpPart
    Bagian 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
difficult rules[complete] oleh jazliva
jazliva
  • WpView
    Membaca 80,767
  • WpVote
    Suara 9,135
  • WpPart
    Bagian 69
همه چیز عوض شد زندگیم اخلاقم خودم زندگیت اخلاقت خودت
Crush | L.S oleh by_harry
by_harry
  • WpView
    Membaca 39,861
  • WpVote
    Suara 8,978
  • WpPart
    Bagian 42
[Completed] همه چی از یه کراش ساده شروع شد. جایی که هری پسرخاله‌ی خبیثِ لوییه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! عنوان: کراش. وضعیت: اتمام یافته. ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. ]Cover by: mae_galaxy] 1 in larry