Bdsm
14 historias
Baby Boy . PersianTranslate (L.s) por hami_tri
hami_tri
  • WpView
    LECTURAS 129,254
  • WpVote
    Votos 9,945
  • WpPart
    Partes 42
"ددی ...همون *پت نیمِ جنسی نیست؟" "اگه تو بخوای میتونه باشه"
Zaddy's Princess [Z.S] por elahest1d
elahest1d
  • WpView
    LECTURAS 131,438
  • WpVote
    Votos 7,921
  • WpPart
    Partes 22
Zayn:"Good boy just like that,princess"
Royal love por yeganehhhh
yeganehhhh
  • WpView
    LECTURAS 21,061
  • WpVote
    Votos 2,017
  • WpPart
    Partes 8
خلاصه داستان: داستای توی زمان قدیم اتفاق میفته زمانی که شاهزاده لویی ازدواج میکنه اما همسرش پاسخگوی نیازهای جنسی اون نیست...پس تصمیم میگیره که نیازهاش رو با برده های جنسی دختر یا پسری که میگیره برطرف کنه و در این بین با پسر چشم سبزی به نام هری آشنا میشه...
baby doll  |  Persion Ls por iris_91
iris_91
  • WpView
    LECTURAS 39,963
  • WpVote
    Votos 3,207
  • WpPart
    Partes 14
| Larry stylinson version | | Persion translation | ❌ Warning ❌ 🏳️‍🌈 BDSM & Kinky smut & manxboy 🏳️‍🌈
Punish me! por G_Larry
G_Larry
  • WpView
    LECTURAS 102,954
  • WpVote
    Votos 6,393
  • WpPart
    Partes 20
هری بردش بود لویی ددیش بود ولی این همیشگی نی! #G
Force And Hate(L.S/BDSM) por nitara70
nitara70
  • WpView
    LECTURAS 691,257
  • WpVote
    Votos 53,500
  • WpPart
    Partes 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
My Hero Daddy por tinash_xx
tinash_xx
  • WpView
    LECTURAS 545,167
  • WpVote
    Votos 53,372
  • WpPart
    Partes 10
Kitten & Daddy😻🙇 -دوستت دارم به اندازه بزرگترین اشتباهم ******
Vraiment (متاسف) por shirin_em
shirin_em
  • WpView
    LECTURAS 58,662
  • WpVote
    Votos 5,583
  • WpPart
    Partes 49
من یه عروسکم عروسکی که لبخند به لبش دوختند عروسکی که سوخت همه ی وجودش ولی همچنان لبخند میزد چون دوختنش 🔞🔞
he is my boy por nafashally
nafashally
  • WpView
    LECTURAS 20,594
  • WpVote
    Votos 2,378
  • WpPart
    Partes 27
🧸(ziam)*(Larry) _فقط چشاش از کل برده هات خوشگل تره هری! منو دست ننداز! زین پسری که از جلوی پرورشگاه دزدیده میشه و از ترس زبونش میگیره. چی میشه اگه لیام بخواد برای اولین بار یک برده داشته باشه؟ _یا لذت رو پیدا کن یا درد بهت میدم! _اون برده یه اربابه! •||لیام تاپ||• •||هری تاپ||• ____________ هشدار⚠️🔞 خشونت فیزیکی و روانی! شاید برای بعضیا مناسب نباشه ولی جوری نیست که حالتون رو بد کنه❌
‹‹ 𝗙𝘰𝘳𝘤𝘦𝐝  𝗛𝘶𝘨𝐬 ›› por tommo2844
tommo2844
  • WpView
    LECTURAS 18,392
  • WpVote
    Votos 3,820
  • WpPart
    Partes 39
میزدی و درد میکشیدم؛ شدم عاشق و نبودی مجنون! مجنون منی که مسکن بودم و تو ویروسی همچون طاعون و وبا ... به جایی رسیدم که نگران دست توهم، نه صورتِ خودم که مقصد انگشت‌هات بود ... گناهِ باهم بودن که هیچ گناهِ عذاب کشیدن من هم برای تو! شومی یک ‌اجبار!🍃 و در آخر قلب بازنده ای که مقابلت به زانو در آمد ... پناه بردم به اغوشت گرچه اجبار بود!༆ ྅𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫𝐬:𝗮𝘁𝗶 𝗮𝗻𝗱 𝗻𝗮𝗳𝗮𝘀🧘🏽‍♀🎻