Takrothvvk's Reading List
122 historias
Clown [دلقک]  por deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    LECTURAS 259
  • WpVote
    Votos 58
  • WpPart
    Partes 3
[هشدار این فیکشن جهت رفع افسردگی است] کاپل: اصلی [VKOOK] فرعی[yonmin] زانر: romance-comedy-smut زمان اپ: نامشخص خلاصه: جونگکوک پسر تخص و دردسرسازی که تصمیم میگیره برای خلاص شدن از طلبکارای پدرش دنبال کار بگرده و تو خونه ی کیم تهیونگ، مردی پولدار اما جدی مشغول به کار میشه اما بیخبر از اتفاقاتی که قراره تو عمارت اون مرد بیفته... ______________________________________ برگشت و با عصبانیت کنترل شده ای گفت _نسبت به سنت زیادی زر میزنی! جونگکوک با لبخندی که حرصی ترش میکرد چشمکی زد + ببخشید که زیادی ریدم بهت 1404/09/24
JINX | VKOOK por deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    LECTURAS 192
  • WpVote
    Votos 40
  • WpPart
    Partes 2
کاپل: VKOOK... ژانر: رمز الود_ اروتیک_مافیا_اسمات_دارک رومنس_کمدی(کم) تایم اپ: در هفته خلاصه: : جئون جین هو قاضی وارسته شهر سئول به دلیل تعهدش به خاندان کیم مجبوره یکی از پسر هاشو تقدیم خاندان کیم کنه تا توی گروه مافیایی جینکس فعالیت کنه .اما پسرش اولش که ذاتا ساکت و اهل موسیقی و هنره اصلا برای اینکار مناسب نیست اما پسر کوچیکترش جونگکوک هات و نترس که تازه رابطه عاشقانش بهم خورده و افسرده شده خواهان پیوستن به گروه جینکسه __________________________________ تقابل و جنگ و جدل های جونگکوک هات و سکسیمون و تهیونگ مغرور و خشن بنظرتون چی پیش میاد؟ شروع: 1404/09/24
Insanity[جنون]   por deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    LECTURAS 134,088
  • WpVote
    Votos 19,712
  • WpPart
    Partes 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
His Queen [vkook,translate] por sba_lie
sba_lie
  • WpView
    LECTURAS 253,740
  • WpVote
    Votos 27,178
  • WpPart
    Partes 32
پایان یافته -------------------- "ان-انقدر به من نگو پ-پرنسس! من پرنسس نیستم!" "راست میگی بیبی. تو پرنسس نیستی. چطور میتونی پرنسس باشی وقتی قراره ملکه من بشی، درسته؟" -------------------- [داستانی درباره جئون جونگکوک هایبرید که موقع خودکشی در آغوش پادشاه شیاطین کیم تهیونگ میافتد. چیزی که انتظارش رو نداره اینه که پادشاه شیاطین عاشقش میشه و اونو ملکه خودش می‌نامد.] -------------------- Writer: yyyuehyyyie Translator: Pablo -------------------- مترجم: پابلو
Golden Captain  por Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    LECTURAS 6,244
  • WpVote
    Votos 566
  • WpPart
    Partes 22
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
HeartBeat Hospital | Vkook por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 783,661
  • WpVote
    Votos 78,291
  • WpPart
    Partes 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
TINNITUS  por moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    LECTURAS 118,263
  • WpVote
    Votos 11,382
  • WpPart
    Partes 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
King of Demons | Vkook por venorajkjhope
venorajkjhope
  • WpView
    LECTURAS 4,285
  • WpVote
    Votos 478
  • WpPart
    Partes 10
داستان فرشته ای که زیبایی اون،مثل شکوفه های بهاری تازه و عالی بود،فرشته ای که قلبش رو به شیطان باخته بود! اونم نه هر شیطانی،پادشاه شیاطین. در طرفی دیگر پادشاه شیطانی کشور ونوس،کسی که همه تا کمر برایش خم بودن،دختران دربار سعی در نزدیکی به پادشاه و قلب اون رو داشتن، فقط یک نفر در قلب اون حضور داشت. فرشته کوچولویی که معصومیت باطنش،هوش از سر کیم تهیونگ،پادشاه شیاطین کشور ونوس برده بود، جئون جونگکوک پسری زیبا و معصوم همون کسی که قلبی که حالا فقط به بخاطر اون می‌تپید رو تصاحب کرده بود کاپل :ویکوک «کاپل های دیگه هم توی فیک داریم» ژانر:فانتزی٫رومانتیک٫کمی کمدی٫امبرگ٫ سلطنت نوین٫انگست٫درام٫ماجراجویی٫اسمات نویسنده:یاسمین(وَنورا) تایم آپ: مشخص نیست بستگی به شرایط داره تعداد فصل: نامشخص
🍷 Dancing In The Dark_VKOOK 🍷 por Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    LECTURAS 385,769
  • WpVote
    Votos 59,792
  • WpPart
    Partes 49
جونگ کوک حتی تصورش هم نمی‌کرد زندگیش اینجوری بشه🍷✨ *** Couple:Vkook-Sope-Hopemin genre: Romance- Supernatural - Smut-Vampire
(GANGSTER) COMPLETED   por sahar_78
sahar_78
  • WpView
    LECTURAS 619,806
  • WpVote
    Votos 58,285
  • WpPart
    Partes 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.