در حال آپ/چند فصلی
57 stories
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 22,387
  • WpVote
    Votes 2,398
  • WpPart
    Parts 26
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 320,342
  • WpVote
    Votes 18,937
  • WpPart
    Parts 99
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
‌Ashline ‌| VKOOK by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 6,449
  • WpVote
    Votes 1,161
  • WpPart
    Parts 12
✦قسمتی از اَشلاین -خطِ خاکستر-: خب "اون"، یه موتورسوار، مبارزِ زیرزمینی، دیوونه‌ی سرعت و هیجان و از همه مهم‌تر... دوستِ صمیمیِ منه؛ کسی که حتی بیشتر از خانواده‌ام بهم اهمیت می‌ده و مراقبمه. من جئون جونگ‌کوک‌ام، "اون" صدام می‌زنه "مِی‌مِی" و توی شانگهایِ چین به‌دنیا اومدم و همون‌جا هم زندگی می‌کنم. یه امگام که به چیزهای زیادی علاقه‌داره، مثلِ لباس‌های بی‌جنسیت، لاک‌های رنگی، لیپ‌گلاس‌های خوش‌رنگ، سایه‌ی چشم، طراحیِ لباس و "اون" ما دوستیم؛ اما شاید "اون" چیزی بیشتر از یک دوست برای منه. آلفاهای زیادی از من خوششون میاد؛ اما هیچ‌کس جز "اون" نمی‌تونه نگاهِ من رو روی خودش خیره نگه‌داره. این قصه‌ی زندگیِ منه، جایی‌که "اون" ازم خواست تا پشت‌ خطِ خاکستر بایستم و من با لجبازی، از مرزی که بین خودمون تعیین کرده بود، عبور کردم... آیا این پایانِ ماست، یا یه شروعِ جدید؟ خب... کی می‌دونه؟ ✦𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘝𝘒𝘖𝘖𝘒 ✦𝘛𝘢𝘨: 𝘖𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 𝘵𝘰 𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘈𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯, 𝘐𝘭𝘭𝘦𝘨𝘢𝘭 𝘙𝘢𝘤𝘪𝘯𝘨, 𝘔𝘱𝘳𝘦𝘨, 𝘚𝘮𝘶𝘵. ✦𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: Dmitri
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 297,839
  • WpVote
    Votes 39,126
  • WpPart
    Parts 46
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - تهیونگ، مواد کشیدی؟ - نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗅𝗈𝗐 𝖻𝗎𝗋𝗇، 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ پی‌دی‌اف فول‌پارت تو کانال تلگرام قرار گرفته✅️
Silence  by kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Reads 99,807
  • WpVote
    Votes 8,728
  • WpPart
    Parts 64
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 96,047
  • WpVote
    Votes 12,099
  • WpPart
    Parts 36
کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:یونمین،نامجین زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم ب
「𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄: 𝐅𝐢𝐧𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐘𝐨𝐮 𝗜𝗜 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤」 by __Nili__
__Nili__
  • WpView
    Reads 95,868
  • WpVote
    Votes 17,014
  • WpPart
    Parts 42
「 زمآن: پیدا کردنِ تو 」 「 فصل اول 」 「 کامل شده 」 ᯈ𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄 𝐬𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐨𝐧𝐞: وقتی برای اولین بار بوسیدمش، گریه کرد! اون زمان فکر می‌کردم تویِ اشک هایی که از چشم‌هاش میچکه، پر از حسِ شوق و عشقه؛ فکر میکردم ترس های اون هم مثل ترس های منه. اما اشتباه می‌کردم! اون با وجودِ تمام خواستن هاش، انگار من رو نمی‌خواست. و من چقدر کور بودم که نمی‌دیدم! اون مثلِ کابوسِ من بود اما در همین حال بهترین رویایِ من هم بود. یا شاید سرابِ یک رویا...؟ می‌گفت که من همیشه حسرتش بودم، از روزی که من رو دید. امیدوار بودم من هم فقط یک سراب باشم؛ اما سراب فقط رویا بود و رویا همیشه حسرت. ᯈ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᯈ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐚𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐒𝐜𝐡𝐨𝐨𝐥-𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐀𝐝𝐯𝐞𝐧𝐭𝐮𝐫𝐞 ᯈ𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐍𝐢𝐋𝐢
「𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄: 𝐋𝐨𝐬𝐢𝐧𝐠 𝐘𝐨𝐮 𝗜𝗜 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤」 by __Nili__
__Nili__
  • WpView
    Reads 99,222
  • WpVote
    Votes 25,881
  • WpPart
    Parts 152
「 زمآن: از دست دادنِ تو 」 「 فصل دوم 」 「 کامل شده 」 ᯈ𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄 𝐬𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐭𝐰𝐨: زمان، وسیله‌ای برایِ انتقام از من بود و من مثل انتقامِ بی‌رحمیِ زمان بودم. در واقع؛ بی‌رحم ترین انتقامِ زمان، من بودم! من اشباع شده‌ترین آدمی بودم که شاید هرگز نباید نزدیکت می‌شدم. هیچ چیز نمی‌تونست من رو از باتلاقی که داخلش فرو رفته بودم نجات بده تهیونگ. حتی تویِ زرد رنگ با عشق بنفشت... و من کم‌کم توی خودم دفن میشم و بی‌صدا از آخرین نفس‌هام استفاده می‌کنم. ᯈ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᯈ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐫𝐲, 𝐀𝐧𝐝 𝐎𝐜𝐜𝐮𝐥𝐭 ᯈ𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫⇛𝐍𝐢𝐋𝐢
「𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄: 𝐑𝐞𝐩𝐞𝐚𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐘𝐨𝐮 𝗜𝗜 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤」 by __Nili__
__Nili__
  • WpView
    Reads 5,970
  • WpVote
    Votes 1,000
  • WpPart
    Parts 7
「 زمآن: تکرارِ تو 」 「 فصل آخر 」 ᯈ𝐀𝐛𝐨𝐮𝐭 𝐓𝐇𝐄 𝐓𝐈𝐌𝐄 𝐬𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐫𝐞𝐞: بین ما طولانی ترین فاصله زمان بود! جونگکوک؛ بهم بگو حرف زدن بهتره یا مرگ؟ ᯈ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ᯈ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐫𝐲, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐧𝐝 𝐎𝐜𝐜𝐮𝐥𝐭 ᯈ𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫⇛𝐍𝐢𝐋𝐢
961.78 °C by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 284,598
  • WpVote
    Votes 55,320
  • WpPart
    Parts 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫