Azure_fanfiction's Reading List
12 stories
Hold my Hand/KOOKV  by kook_AMY_v
kook_AMY_v
  • WpView
    Reads 122,504
  • WpVote
    Votes 10,132
  • WpPart
    Parts 29
تهیونگ نفس سنگینی کشید و با حس کردن درد همیشگی آهی کشید: جونگ کوک... دستمو بگیر... جونگ کوک دست امگا رو محکم بین انگشت های سردش گرفت و گفت: من اینجام... امگا با نگاه کردن به صورت نگران آلفا لب زد: جونگ کوک... اگه من چیزیم شد... لطفا مراقب... خانواده م باش. باشه؟... من... فک نمیکنم بتونم از پسش... بر بیام...دارم می میرم جونگ کوک... COUPLE: KOOKV GENRE: HAPPY ENDING, ANGEST, OMEGAWERSE, PUSSY BOY, ROMANCE, SMUT, EMPREG. STARTED: 11 MARCH 2023 ENDED: 30 MAY 2024 Amy
Your Heart's Sound [Vkook] - Complete by LovelyQueen2020
LovelyQueen2020
  • WpView
    Reads 471,970
  • WpVote
    Votes 53,937
  • WpPart
    Parts 77
| صدای قلب تو | فصل اول : «کامل شده» «توی لعنتی...فقط چرا زبونت رو به کار نمیندازی و نمیگی که دلیل محافظت هات چیه؟؟هان؟؟» «تا وقتی که قلب هیونگم توی سینه‌ات میتپه به هیچ عنوان حق نداری آسیب ببینی کیم تهیونگ فهمیدی؟!» ~ فصل دوم : «کامل شده» «اینبار می‌خوام بلند تر بگم "تا وقتی که قلبم توی سینه‌ام میتپه به هیچ عنوان حق نداری آسیب ببینی کیم تهیونگ!"...اما گفتنش مزخرفه و درد داره، وقتی همیشه اونی که آسیب میبینه تویی!»
Tiptoe :::... (KOOKV ver.) by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 155,338
  • WpVote
    Votes 28,337
  • WpPart
    Parts 48
چه توی بزرگ ترین دانشگاهِ هنرهای موسیقاییِ جولیارد ، چه توی هر دانشگاهِ کوفتی دیگه ای ، عشق بین یک هنرجو و استاد غیر قانونیه! ولی خب...سرنوشتِ تخمیه دیگه :) ~~~ (این فیک قبلا با اسمِ why توی اینستا عاپ میشده❕) ~ معانی کلمه ی "تیپتو" : 1) در معنای لغوی : نوکِ انگشت های پا 2) در اصطلاحِ رایج : با احتیاط و بی سر و صدا روی پنجه ی پا راه رفتن 3) در دنیای رقص و موسیقی : حرکتی از رقص که رقاصه قدم هاش رو به سبکیِ پر و با ناز برمیداره 🩰 کاپل ها : اصلی ◀ کوکوی فرعی ◀ نامجین / سُپ ژانر ها : ( عاشقانه ، موزیکال ، سمات ، یونیورسیتی طور ، تا حدودی روزمره ، فان به مقدار لازم، چند قاشق غذا خوری درام ....) 🚨ورژنِ ویکوک این فیکشن هم توی این اکانت وجود داره🚨
Coral  by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 105,826
  • WpVote
    Votes 27,084
  • WpPart
    Parts 40
- پری دریایی‌مون نمی‌تونه طبیعت خودش رو بپذیره؟ - نه، همونطور که آدم‌ها نتونستن. تل‌های سگ و گربه‌ای، لباس دم پری دریایی، نیش خون‌آشام مصنوعی و ... - این‌ها فقط واسه تفریحه. - مطمئنی؟! کورال، برشیه از داستان همزیستی موجودات هوا، دریا و خشکی و روایت دوستی‌ها و اختلافات اون‌ها 🦞 ژانر: فانتزی، فلاف، روزمره، رمنس کاپل: ویکوک/ کوکوی (ورس) - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
ㅁ~KARMA~ㅁ by narsis8888
narsis8888
  • WpView
    Reads 81,060
  • WpVote
    Votes 11,209
  • WpPart
    Parts 19
کاپل:یونمـین ژانر :رومنس ,تا حدی جنایی ,اسمات ,امپرگ ,هپی اند خلاصه: پارک جیمین... پسریه بیست و چهار ساله... به درخواست خواهرش که میخواد همراه شوهرش به مسافرت بره، برای نگهداری خواهرزاده ش سوجونگ به جزیره ججو که اونا توش زندگی می کنن میره... مین یونگی عموی سوجونگه، یه مرد زورگو...... پولدار... خشن.... ... حرص درآر...... خلاصه این وسط از راه میرسه که خودش مراقب سوجونگ باشه... اما جیمینی که کوتاه بیا نیست!!... مین یونگی نامه ای مبنی برگروگانگیری سوجونگ به دستش میرسه... و اونا هم تصمیم میگیرن این پسر هفت ساله رو از اونجا دور کنن... (دو تایی!!!)... چه شود!!!.....پایان خوش🌈🌈🌈🌈 (کامل شده)
The Proposal | VKOOK | Completed  by elicasso
elicasso
  • WpView
    Reads 465,124
  • WpVote
    Votes 56,912
  • WpPart
    Parts 27
「 خواستگاری 」 • کامل شده • • ژانر: عاشقانه، کمدی، دارای محدودیت سنی . . خلاصه: تهیونگ توی کل زندگیش عاشق این بود که ویرایشگر بشه و بخاطر همین هم به سئول اومده بود، دانشگاه خوب، تحصیلات خوب و شاید یک شغل خوب؟ همه‌چیز خوب تا زمانی که اون جادوگر استرالیایی رئیسش نمی‌شد. . . - رئیس... من می‌خوام یه دستیار نمونه باشم و علاوه بر اون نمی‌خوام این سه سال زحمتی که کشیدم، تمام اوقاتی که باهم بودیم، تمام لاته‌های کاراملی، تمام قرارهای کنسل شده ، تمام پیچوندن‌های شبونه، همه برای هیچی از بین بره. و همچنین آرزوی من برای ویرایشگر بودن. می‌دونم می‌بخشیم و این کاری که میخوام بکنم به نفع توهم هست. پس فقط همکاری کن. فکر کن واقعا دوست‌پسرتم. در هر صورت واگن توهم به قطار من وصله.
💎Crystalline💎 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 1,606,868
  • WpVote
    Votes 183,084
  • WpPart
    Parts 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]
The blue of distance [vkook] by Azure_fanfiction
Azure_fanfiction
  • WpView
    Reads 1,098
  • WpVote
    Votes 128
  • WpPart
    Parts 7
آبی دور دست؛ حس، حسرت، اشتیاق؟! Couple: vkook, yoonmin, nomjin Genre: drama, medical, psychology, omegaverse, mperg, romance دروغ گاهی میتونه هیچ اثری نداشته باشه، یه پروانه می‌تونه یه جنگل رو تخریب کنه؛ ‎شاید هم برعکس..! خلاصه داستان: یک شب، بیمارستان، رویارویی! تهیونگ پشت در اتاق عمل نگران همسر و فرزندشه که اضطرابش توسط فردی تماشا و خاطرات رازی دور یاد آوری میشن. +همراه فلش‌بک‌هایی از زده شدن مخ دادستانی جدی و تاحدی عبوس توسط امگایی که 'نتونستن' جایی توی لغت‌نامش نداره! 🍼⚖️🩺❔
Fault ; fractures that moved (stony) by eternityfanfiction
eternityfanfiction
  • WpView
    Reads 2,331
  • WpVote
    Votes 239
  • WpPart
    Parts 15
گسل ؛ شکستگی‌هایی که در آن سنگ‌های دو طرف صفحهٔ شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت کرده باشند. ____________ درام/عاشقانه روان‌شناختی_پزشکی امگاورس+کمی چاشنی طنز خاطرات قدیمی +داستان دیدار زوجی عاشقانه همش در یک روز ! کاپل :استونی در کنار چریک ، استرنج‌_ویدو و .. مکان : بیمارستان /بخش زایمان_قلب. زمان : ساعاتی از روزی زمستانی. داستان : مردی که پشت در اتاق عمل ایستاده و در کمال اضطرار منتظره بدنیا امدن فرزندشه .. و تمام این قاب انتظار و هیاهو ، توسط فرد دیگری تماشا و خاطراتی بازیابی میشه .. . . دوفردی که در خاطرات گذشته و حال غوطه‌ور میشن ، درحالیکه شاید شخصیت اصلی در خوابی عمیق فرو رفته ..! شخصیتها : (مارول) استیو گرانت راجرز اریک آیزنهارت لنشر انتونی جاشوا استارک باحضور : چارلز اگزاویه ، هاوارد استارک ، ماریا جین ، جیمز (بیوکنان) بارنز ، هنری کویل ، ناتاشا رومانوف، استفن استرنج ، پگی کارتر
This is not a game by eternityfanfiction
eternityfanfiction
  • WpView
    Reads 192
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 2
این یه بازی نیست ! کمدی ، درام ، شاید هم کمی اکشن .. همه چیز مثل یه جوک میمونه ! اریک وقتی این رو فهمید که بعد از سالها بهش خبر دادن دوتا بچه داره. و این دوقلوی‌های افسانه‌ای کجا بودن ؟! درسته ، "برج استارک" ! و چه راهی برای " ورودِ دوستانه" به برج استارک خوب بود ؟؟ کمک گرفتن از یه هم‌سلولی قدیمی که توی زندان‌های مخفی روسیه باهاش آشنا شدی ؟ دقیقا !! حالا چی می‌شه اگر بفهمی روبه‌رو کردن دوتا بیلیونرِ دختربازِ خیرخواه، خیلی هم نمیتونه کمک کننده باشه ؟؟ چی می‌شه اگر اون دوتا احمق بهم لبخند بزنن و بخوان باهم شرط ببندن ؟! کراس‌اور مارول و دی‌سی اونجرز ، اروورس و ایکس‌من شیپ ها : الیور و تونی (گرین ایرون) اریک و لوکی ناتاشا و باکی و ..