سناریوهای دخترپسری از تمام اعضا...
¤ ️وقتی کوکی که یه آیدلِ مشهورِ، میفهمه ازش حامله شدی...
¤ وقتی تهیونگ یه خونآشامه و تو معشوقهای که شیفته و دلباختهشی...
¤ وقتی جیمین با اعضا دعواش شده و اومده پیش تو تا آرومش کنی...
¤ وقتی از ناپدریت کتک خوردی و هوسوک متوجه میشه...
¤ وقتی اطلاعات مهم مینیونگی رو اشتباهی پاک میکنی و کینکهای ددی بودنش برمیگرده!
¤ وقتی نامجون یه بادیگارد و تو از این شغل خطرناکش ناراحتی...
¤ وقتی قراره اولین دفعه توی بار سرویس بدی و جین [متصدی بار] بهت بوسیدن رو یاد میده...
و بیش از ۵۰ سناریو با موضوعات مختلف از همهی اعضا...
به قلم ایوا🍃
{دستشو پشتت برد و دورِ کمرت انداخت و فشاری که باعثِ دردت شد ، به کمرت وارد کرد که تنت بیشتر به تنش چسبید .
معذب شده خواستی از رو پاش بلند شی که نزاشت و با قدرتِ بیشتری نگهِت داشت .
البته که میتونستی مقابله کنی و پَسِش بزنی . تو هم یه خون آشامِ سلطنتی بودی و قطعا قدرتِ بیش از حدی داشتی اما اریک فرق داشت . اون راسِ قدرت بود و این مسئله از طرفِ جادوگرِ پیر تایید شده بود و طلسمِ سلطنت بهش خونده شده بود .
سرشو کنارِ گوشِت آورد و با صدایِ کنترل شده ای غرید: وظایفتو من تعیین میکنم(...) و تو حق نداری غیر ازین عمل کنی .}
سلام به برو بچ واتپد . چطور مطورین؟
لیلیث اینجاست با یه ایمجینِ وان شات یا شایدم در صورت حمایت یه تو شات با ژانرِ: خون آشامی_ سلطنتی_ رومنس_ فانتزی
راستش ایدش مثل ایده های دیگم یهو به ذهنم رسید و شروع کردم به نوشتنش . اولش همینجوری نوشتم و قصد نداشتم تو واتپد آپش کنم اما خب ازونجایی که فانتزیه احتمال دادم شاید دوست داشته باشین .
و اینکه همونطور که گفتم یه ایمجینه پس باید خودتونو جایِ شخصیتِ مربوطه تصور کنید . قصد از نوشتنِ این ایمجین هم این بود که ریدرهای گرام یه دنیای متفاوت رو تجربه کنن .
یه چیز دیگه ام اینکه وقتی به (...) این برخوردین اسمِ خودتونو در جای خالی قرار دهید . ۰/۵ نمره !
«وانشات»
کاراکتر: لی جانگ(EXO), تو
ژانر:رمنس، روزمره، +18
تو فقط برای انجام یه جلسه ی مذاکره ی فاکی و بعد دیدن دوستات به میامی رفته بودی، پس رییست اونجا چیکار میکرد؟؟
لبخند روی لب هاش واقعی بود، من می تونستم به صحت این موضوع قسم بخورم. و چشم هاش، می درخشید.
اون خوشحال بود.
من؟ داشتم از درون ویران می شدم.
شروع تا پایان: ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۷.
وضعیت داستان =کامل شده
خلاصه داستان:زندگی هر پرنسسی بروفق مراد و پر از عشق نیست اما پرنسس اریل ما میتونه در این بین عشقی را پیدا کنه یانه؟
پرنسسی که حاظره برای خانواده و سرزمینش هرکاری بکنه
شاید سخت باشه،دیدن خوشبختی کسایی که بهت اسیب رسوندن
اما دارن زندگیشونو میکنن؛خیلی بده نتونی خودتو خلاص کنی،بخاطر اونای که دوست دارن،اما ی روز همه ی ما ناامید میشیم از خودمون،از دنیا،از اطرافیانمون اون موقعیت که دیگه عشق اول ادمم نمیتونه همه چیزو درست کنه...
*روزای سخت دومم نمیارن اما انسانای سخت چرا*
+توعه لعنتی همه چیزمو ازم گرفتی حتی روحمو
-کسی مجبورت نکرد عاشق ی ادم خودخواه بشی
*همه همدیگر رو مقصر میدونن هیچکس فکرشم نمیکنه که همه این اتفاقا نتیجه کارای عه که خودمون انجام دادیم*
شاید همه روزا خوب نباشه اما چیزای خوب هر روز وجود داره*
دنیایی که من از اون بی خبر بودم........
زمین یا واندرلند فرقی نمیکنه،موجودات از وجود یه دنیای دیگه در اطرافشون خبر ندارند.
ولی طی یه اتفاق اون آدما از وجود یه دنیای دیگه با خبر میشن...
***********************
قاصدک ها توی آسمون بودن و توی دست مردم مینشستن،اونا حامی خبر مهمی بودن......
مثل اینکه گلدن دراگون انتخاب شده بود.
.
.
.
➦ژانر:فانتزی،تخیلی،جادویی،افسانه ای،عاشقانه
#theboyz
#twice
#gugudan
#seventeen
#goldenchild
#mamamoo
#aoa
#kimwoobin
#gongyoo
#boyxgirl
#fantasy
Couple:YOONGI & YOU
از خستگی روی چمن های کنار جنگل بامبو نشسته م و شمشیرمو کنارم گذاشتم، باید خودمو به سطح بالایی از شمشیر زنی برسونم تا بت ونم وارد قصر بشم تا بتونم امپراتورو بکشم . هیچوقت یادم نمیره ده سال پیش چطور خونوادمو قتل عام کرد،وقتی یه دختر بی پناه خودشو قایم کرده بود و شاهد کشتار خونواده و اقوامش شد آه..
➦ژانر:وانشات،تاریخی،جنگی،عاشقانه،دخترپسری
۱۳۹۹/۵/۵