Kv
53 stories
𝐂𝐎𝐋𝐎𝐍𝐄𝐋🪖𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗 por sajadian
sajadian
  • WpView
    LECTURAS 1,875
  • WpVote
    Votos 240
  • WpPart
    Partes 6
«کیم تهیونگ، کارآموز تازه‌واردِ نیروهای ویژه روسیه در جایی قدم گذاشت که هر دیوار بوی درد می‌داد و هر تابلو نشانی از بقا بود. در دل جنگل‌های خفه و یخ‌زده، جایی که حتی نفس کشیدن مجازات داشت او نمی‌دانست چطور در میان انضباطِ آهنین و فرمان‌های بی‌رحمانه، دلش را به مردی باخته بودکه تمام ترسش از او بود، سرهنگ جئون .» "-چرا اشکات داغ‌تر از خونِ منن قلب؟" "-چون دارم می‌سوزم از نگفتنِ چیزایی که باید فریاد می‌زدم،از نداشتنِ تو، وقتی هنوز اینجایی" 𝑪𝒂𝒑𝒂𝒍𝒍 : 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗'𝐒𝐨𝐩𝐞 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑺𝒑𝒆𝒄𝒊𝒂𝒍 𝑭𝒐𝒓𝒄𝒆𝒔 _𝑺𝒎𝒂𝒕_𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 _... 💢کپی و انتشار این فیک ، حتی بازگردانی آن به هر طریق ممنوع میباشد !
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖫𝗂𝗅𝗒 | لیلیومِ سیاه por JN_6969
JN_6969
  • WpView
    LECTURAS 21,451
  • WpVote
    Votos 2,254
  • WpPart
    Partes 24
⤷𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄𝖫𝗂𝗅𝗒 。𖦹°‧ _ (لیلیوم سیاه) ᯓ𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:: 𝗈𝗇𝗀. •𝒞𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌≫ "𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃/𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇" 𝜗ৎ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌→𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾(𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀), 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝖿𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖺𝗀𝖾 𝗀𝖺𝗉... 🎀𝖢𝖺𝗍𝖾𝗀𝗈𝗋𝗒<𝟥 '𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇' °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» 𝖳𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽:[𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖤𝗇𝖽] 𝖡𝗒 જ⁀➴ 𝖩𝖭 ☆ اگه به سناریوهایی که توش یه باتمِ مظلوم، بیچاره و مهربون گیر یه تاپِ سرد و کثافت افتاده، علاقه دارین... به‌شدت پیشنهاد میشه(⁠^⁠^⁠)
𝙂𝙧𝙚𝙚𝙙𝙮 por ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    LECTURAS 125,910
  • WpVote
    Votos 17,489
  • WpPart
    Partes 36
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایه‌های مرگی که اطرافت می‌چرخن باش، همشون قرار نیست مثل من پشیمون بشن." Name: Greedy Couple: Kookv Genre: Romance, Criminal, Action,Angst, Smut Written by Luna🌙
Papital |ᴷⱽ| پـاپـیتال por TheThavma
TheThavma
  • WpView
    LECTURAS 4,623
  • WpVote
    Votos 571
  • WpPart
    Partes 3
«تو با حمله‌ات به قبیله‌ی هِدِرا، کلی غنیمت بردی. از برده‌ها گرفته تا جواهرات و اشیای ارزشمندمون. کمت نبود؟ منم می‌خوای علاوه کنی به غارتت؟» «تو از هر جواهری باارزش‌تری امگا. راه بیفت.» Name: #Papital Couple: Kookv Genre: Fantasy, Omegaverse, Historical, Romance, Smut Writer: Miracle *این نوشته زمان بارگذاری مشخصی نداره و کاملاً دلی پیش می‌ره روندش. اگر دنبال آپلود منظمید، پیشنهاد نمی‌کنم خوندنش رو. اجازه بدید کامل بشه و بعد بخونیدش.🤍
Fall Sleep [KookV] por Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    LECTURAS 122,004
  • WpVote
    Votos 15,697
  • WpPart
    Partes 23
"میگن وقتی که عاشق میشی دیگه نمی‌تونی بخوابی، ولی حالا که دیدمت احساس می‌کنم که بالاخره می‌تونم بخوابم." - - جونگکوک و تهیونگ با هم هم‌اتاقی شدن. ولی جونگکوک دچار اختلال اینسامنیاست و نمی‌تونه کنار بقیه بخوابه در حالی که تهیونگ تنهایی خوابش نمی‌بره! · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name: Fall Asleep Couple: KookV Genre: Angst, Romance, Slice Of Life, Smut, Comedy Writer: drannie Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
𝗜𝗴𝗻𝗶𝘁𝗶𝗼𝗻 por marcyific
marcyific
  • WpView
    LECTURAS 10,388
  • WpVote
    Votos 1,802
  • WpPart
    Partes 17
توقف «تهیونگ همیشه زندگی رو به سبک خودش پیش می‌برد. بی‌پروا، مستقل و فارغ از قوانین. براش هیچ‌چیز مهم‌تر از آزادی نبود، تا وقتی که اتفاقی شیء‌ای رو از زمین برداشت، بدون اینکه بدونه چه پیامدهایی در انتظارشه. جونگکوک همیشه مردی بود که همه‌چیز رو تحت کنترل داشت. سرد، جدی و فرمانده‌وار، هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد چیزی یا کسی مسیرش رو تغییر بده. اما این‌بار، کسی سر راهش قرار گرفته بود که هرگز نمی‌تونست نادیده بگیره. شیء‌ای که تو دست‌های تهیونگ قرار گرفته بود، ارزشی فراتر از تصور داشت. و حالا، سرنوشت دو مردی که هیچ‌وقت قرار نبود مسیرشون به هم گره بخوره، به آرومی توی آتیش تصمیماتشون شعله‌ور می‌شدن.» نویسنده: ماریا کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین ژانر: رومنس، امگاورس، اکشن، اسمات زمان آپ: نامشخص
Help, Bodyguard! (KookV) por NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    LECTURAS 88,718
  • WpVote
    Votos 11,758
  • WpPart
    Partes 22
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" por lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    LECTURAS 131,348
  • WpVote
    Votos 15,438
  • WpPart
    Partes 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _احتمالا نشئه ای که این حرف و میزنی ولی ازت میخوام که دیگه تکرارش نکنی،خواهش میکنم،چون باعث میشه من باورش کنم و بعد همش حرف های قشنگی مثل این به همدیگه میزنیم و بعد من احمق هر شب با یه عالمه فکر و یه لبخند بزرگ خوابم میبره،اون موقست که مثل یه احمق بهت میگم که دوست دارم و شاید تو هم دوباره بگی که اره تو هم برام مهمی،و در نهایت یه روز از خواب بلند میشی و تصمیم میگیری که دیگه بهم اهمیت ندی،به همین سادگی همه ی حرفاتو پس میگیری،بهم نگو که این کارو نمیکنی چون میکنی،دقیقا مثل کاری که با بقیه انجام دادی!.. • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
Appa (KookV) por NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    LECTURAS 191,195
  • WpVote
    Votos 18,830
  • WpPart
    Partes 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV por yamiic3
yamiic3
  • WpView
    LECTURAS 65,948
  • WpVote
    Votos 7,753
  • WpPart
    Partes 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴