Kv
54 stories
Fly Like a Cannonball [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 461
  • WpVote
    Votes 120
  • WpPart
    Parts 4
تهیونگ یک کارآگاهه که روی پرونده‌های بزرگ و خطرناک کار می‌کنه. مدتیه که درگیر پرونده‌ی آدم‌ربایی‌هایی شده که قربانی‌هاش بتاهایی هستن که ژن نادر ایکس رو دارن. این ژن خیلی کمیابه و به بتاهایی که اون رو دارن این توانایی رو می‌ده که حین رابطه‌ با پارتنرشون، به رده‌ی مخالفش تبدیل بشن؛ یعنی اگر پارتنرشون آلفا باشه، بدنشون به امگا تبدیل می‌شه و اگر پارتنرشون امگا باشه، بدنشون به آلفا تغییر می‌کنه. خود تهیونگ هم بتاییه که این ژن رو داره، ولی برای حفظ امنیتش این رو از بقیه پنهان می‌کنه. اوضاع زمانی پیچیده‌تر می‌شه که همکار جدیدی به اسم جونگ‌کوک که یک آلفاست، بهش ملحق می‌شه و تهیونگ خیلی زود متوجه می‌شه که بدنش واکنش خیلی شدیدی به همکار جدیدش نشون می‌ده. به مرور زمان، تهیونگ کم‌کم می‌فهمه که هیچ‌چیز اون‌طوری که به نظر می‌رسه، نیست. - - Name: Fly Like a Cannonball Couple: KookV Genre: Omegaverse, Mysterious, Mpreg, Romance, Smut
𝖵𝗂𝗈𝗅𝖾𝗍 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 1,237
  • WpVote
    Votes 206
  • WpPart
    Parts 3
تهیونگ، امگایی بالغ با رایحه‌ی وایولت، ناخواسته مسئولیت نگهداری از برادر کوچیکِ دوست صمیمی‌ش رو قبول می‌کنه. و اوضاع از زمانی رو به وخیم شدن میره که آلفا، بی‌توجه به تفاوت سنی‌شون، دست از لاس زدن باهاش برنمی‌داشت و وسواس‌گونه بهش دل بسته بود، و حتی بدتر، اون رو امگای خودش می‌دونست. +چرا به غذات دست نمی‌زنی؟ نکنه دوستش نداری؟ -داشتم به این فکر میکردم که به‌جای این، میتونم از یه چیز دیگه خیلی بیشتر لذت ببرم؛ مثلاً تو. روی همین میز، به جای این ظرف‌ها. ┆𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ┆𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋: Omegaverse, Erotic Romance, AgeGap, High Tension, Slice Of Life ┆𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄 𝖮𝗎𝗍 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗋𝗈𝗅𝗈𝗀𝗎𝖾 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝖨𝗇𝖿𝗈 ┆𝖯𝗎𝖻𝗅𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝖮𝗇: June 7, 2026
Not Alone  by MiraHopeTales
MiraHopeTales
  • WpView
    Reads 464
  • WpVote
    Votes 93
  • WpPart
    Parts 5
تهیونگ فکر می‌کرد فرستادن جونگ‌کوک به آلمان، اون وابستگی عجیب رو از بین می‌بره... اما جونگ‌کوک قوی‌تر برگشت؛ با مشت‌هایی سنگین‌تر، قلبی سردتر و عشقی که دیگه قصد پنهون‌کردنش رو نداشت. + خودت منو فرستادی و پشت سرم زندگی‌ای ساختی که جایی توش نداشتم. حالا برگشتم، تهیونگ... نه برای بخشیدنت؛ برای پس‌گرفتن چیزی که همیشه مال من بوده. Couple : kookV Genre : Dark Romance، Angst، Age Gap
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖫𝗂𝗅𝗒 | لیلیومِ سیاه by JN_6969
JN_6969
  • WpView
    Reads 37,518
  • WpVote
    Votes 3,378
  • WpPart
    Parts 27
⤷𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄𝖫𝗂𝗅𝗒 。𖦹°‧ _ (لیلیوم سیاه) ᯓ𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:: 𝗈𝗇𝗀. •𝒞𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌≫ "𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃/𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇" 𝜗ৎ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌→𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾(𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀), 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝖿𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖺𝗀𝖾 𝗀𝖺𝗉... 🎀𝖢𝖺𝗍𝖾𝗀𝗈𝗋𝗒<𝟥 '𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇' °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» 𝖳𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽:[𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖤𝗇𝖽] 𝖡𝗒 જ⁀➴ 𝖩𝖭 [⛔این اثر هیچ‌گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا ندارد..!]
𝙂𝙧𝙚𝙚𝙙𝙮 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 170,930
  • WpVote
    Votes 21,234
  • WpPart
    Parts 36
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایه‌های مرگی که اطرافت می‌چرخن باش، همشون قرار نیست مثل من پشیمون بشن." Name: Greedy Couple: Kookv Genre: Romance, Criminal, Action,Angst, Smut Written by Luna🌙
Fall Sleep [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 139,142
  • WpVote
    Votes 16,765
  • WpPart
    Parts 23
"میگن وقتی که عاشق میشی دیگه نمی‌تونی بخوابی، ولی حالا که دیدمت احساس می‌کنم که بالاخره می‌تونم بخوابم." - - جونگکوک و تهیونگ با هم هم‌اتاقی شدن. ولی جونگکوک دچار اختلال اینسامنیاست و نمی‌تونه کنار بقیه بخوابه در حالی که تهیونگ تنهایی خوابش نمی‌بره! · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name: Fall Asleep Couple: KookV Genre: Angst, Romance, Slice Of Life, Smut, Comedy Writer: drannie Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
𝗜𝗴𝗻𝗶𝘁𝗶𝗼𝗻 by marcyific
marcyific
  • WpView
    Reads 11,346
  • WpVote
    Votes 1,877
  • WpPart
    Parts 17
توقف «تهیونگ همیشه زندگی رو به سبک خودش پیش می‌برد. بی‌پروا، مستقل و فارغ از قوانین. براش هیچ‌چیز مهم‌تر از آزادی نبود، تا وقتی که اتفاقی شیء‌ای رو از زمین برداشت، بدون اینکه بدونه چه پیامدهایی در انتظارشه. جونگکوک همیشه مردی بود که همه‌چیز رو تحت کنترل داشت. سرد، جدی و فرمانده‌وار، هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد چیزی یا کسی مسیرش رو تغییر بده. اما این‌بار، کسی سر راهش قرار گرفته بود که هرگز نمی‌تونست نادیده بگیره. شیء‌ای که تو دست‌های تهیونگ قرار گرفته بود، ارزشی فراتر از تصور داشت. و حالا، سرنوشت دو مردی که هیچ‌وقت قرار نبود مسیرشون به هم گره بخوره، به آرومی توی آتیش تصمیماتشون شعله‌ور می‌شدن.» نویسنده: ماریا کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین ژانر: رومنس، امگاورس، اکشن، اسمات زمان آپ: نامشخص
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 194,004
  • WpVote
    Votes 23,144
  • WpPart
    Parts 32
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" by lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    Reads 267,726
  • WpVote
    Votes 24,941
  • WpPart
    Parts 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _همیشه فکر میکردم چرا ما عاشق ادمایی میشیم که نمیتونیم اونارو داشته باشیم ؟ "تو منو داری،من برای توام تهیونگ " _نه جونگکوک ،تو مجبور بودی که برای من باشی! • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 266,830
  • WpVote
    Votes 23,715
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.