flxgkxgxg's Reading List
22 stories
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞�𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 144,475
  • WpVote
    Votes 14,010
  • WpPart
    Parts 33
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 183,943
  • WpVote
    Votes 16,837
  • WpPart
    Parts 23
[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................
METANOIA by feloriyaa
feloriyaa
  • WpView
    Reads 46,624
  • WpVote
    Votes 4,000
  • WpPart
    Parts 34
تهیونگ هرگز فکر نمی‌کرد که بوسیدن لب های همجنس خودش همون چیزی بود که نياز داشت و از خودش دریغ کرده بود! جونگکوک اما خورشیدی بود که بی منت به شکوفه آفتابگردان پنهان در قلب پسر تابید. - - - - این وحشتناکه من نمیخواستم عجیب باشم نمیخواستم گی باشم! - ولی عشق وحشتناک نیست؛ شبیه لمس کردن گلبرگ های گل آفتابگردونه. 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : romance | school life | full smut | little comedy 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : kookv 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Feloriya
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 307,133
  • WpVote
    Votes 18,184
  • WpPart
    Parts 98
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
𝑺𝒆𝒏𝒔𝒆𝒊|𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌 by blumer83
blumer83
  • WpView
    Reads 295,160
  • WpVote
    Votes 24,457
  • WpPart
    Parts 16
[complete] - آخه چرا باید جفت من یه پیرمرد پلاسیده باشه. آلفا پسر کوچکتر رو بین خودش و میز کارش قفل می‌کنه و با پوزخند میگه: بابات پیره بچه جون! «الهه ماه برای همه جفت خاصی رو تعیین کرده و کیم تهیونگ تمام عمرش رو وقف پیدا کردن جفتش کرد؛ درست زمانی که از پیدا شدنش ناامید شده بود اون پسرک شکلاتی رو در حال قلدربازی تو مدرسه پیدا کرده بود.» 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯, 𝘴𝘰𝘱𝘦 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘧𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘰𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺, 𝘮𝘱reg
 𝐀𝐩𝐩𝐥𝐞&𝐂𝐨𝐜𝐨𝐚 by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 66,392
  • WpVote
    Votes 8,583
  • WpPart
    Parts 40
🍏𝐀𝐩𝐩𝐥𝐞&𝐂𝐨𝐜𝐨𝐚🍫 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐭𓍯 ⊹اسـم: سـیب و کـاکـائو ⊹خـلاصه: جونگ‌کوک، امگای سیبِ سبز دانشگاه، به‌اجبار باید یک شب رو با آلفای کاکائویی به‌تنهایی صبح کنه و درست همون شب... بدن جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره با هیت بی‌موقعش، همه‌چیز رو پیچیده‌تر کنه. - متأسفی؟! دقیقاً برای کدوم کارت؟ برای اینکه مارکم کردی؟ برای اینکه ناتم کردی؟ یا برای اینکه ولم کردی و با نامزد لعنتیت بودی؟! ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: اگاورس، رومنس، انگست، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: فول
KOOKV by itsnevera_ink
itsnevera_ink
  • WpView
    Reads 140,825
  • WpVote
    Votes 11,743
  • WpPart
    Parts 28
مجموعه ای از فیک چت ها و داستان های کوتاه از کوکوی . فیک چت|ایو|روزمره زندگی|کوکوی|اسمات
Forbidden love  by iamliraaaa
iamliraaaa
  • WpView
    Reads 843,960
  • WpVote
    Votes 53,225
  • WpPart
    Parts 60
پسری که عاشق ممنوعه ترین فرد زندگیش بود... عشق ممنوعه جونگکوک به همسر خواهرش تهیونگ که از قضا سرهنگ بود چی میشه اگه جونگکوک نتونه جلوی احساساتش رو بگیره و بخاطر اینکه تهیونگ بازداشتش کنه دست به کارای خلاف بزنه؟! ___________________________ میدونستم که اشتباه بود....یک اشتباه بزرگ.... ولی من هیچوقت پشیمون نشدم.... اون زیبا ترین و لذت بخش ترین اشتباهم بود و من حتی بارها و بارها متولد میشدم باز هم با کمال میل همون اشتباه رو تکرار میکردم! چون من عاشق اشتباهم بودم!... عاشق اشتباهی بنام کیم تهیونگ.... ❗کپی برادری، باز گردانی و انتشار این بوک به هر شکلی غیر مجازه مگر اینکه اجازه نویسنده رو داشته باشید من فیک رو بجز این اکانت و چنل تلگرام خودم جای دیگه ای منتشر نمیکنم و اگه جایی دیدید که افرادی این کارو میکنند بهم اطلاع بدید writer:lira couple:vkook Genre:romance, dram, angst...
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,155,844
  • WpVote
    Votes 129,740
  • WpPart
    Parts 46
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
My Precious Trust || vkook|| by sarah1994m
sarah1994m
  • WpView
    Reads 188,153
  • WpVote
    Votes 14,371
  • WpPart
    Parts 100
ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction