Asra574's Reading List
3 stories
Death In Rebirth[2] by blueside_demian
blueside_demian
  • WpView
    Reads 5,842
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 1
《کامل‌شده》*در حال ادیت* ساعت ۵ به سمت خونه حرکت کن! ساعت ۶ دیگه هیچ کس بیرون نیست! وقتی خورشید غروب کرد توی تونل باش! وقتی آسمون به رنگ قرمز درومد درها قفل میشن. وقتی غروب میشه شهر، به یه جای متروکه تبدیل میشه و فقط از شهر یه سری باریکه راه معلومه که به داخل تونل ها منتهی میشه. موجودات شب توی سایه درختها منتظر نشستن و ماه خودشون رو صدا میکنن و از مردم چیزی نمیدونن و گرنه مردم کشته میشن! از طلوع تا غروب خورشید، زندگی میکنن و وقتی کم کم خورشید جاشو به ماه میده موجوداتی که حکم رانیش میکنن هم با ماه طلوع میکنن! در همین چرخه که برای هزارمین بار تکرار میشه... اون بالاخره تصمیم خودشو گرفته بود تا همه چیز رو فراموش کنه و یه زندگی نرمال رو شروع کنه! S 20190427 E 20190926 کاپل: ویکوک +18 - سُپ
story of my life by tsfanfic
tsfanfic
  • WpView
    Reads 24,387
  • WpVote
    Votes 2,451
  • WpPart
    Parts 112
⛓Mad kook 2 ⛓ by sahar__wa
sahar__wa
  • WpView
    Reads 2,452
  • WpVote
    Votes 303
  • WpPart
    Parts 8
•|🖇فیکشن:Madkok2# •|🖇کاپل:کوکوی •|🖇ژانر: درام، انگست، اسمات، رمنس، خشن «فصل اول» 🖇•| من جونکوکم....جئون جونکوک....بوکسر حرفه ای مسابقات غیر قانونی زیر زمینی. همسرم بخاژر برد برادرش روز مسابقه حاضر شد روی کینگ سایزم سواری کنه و بعد از اون روز کاری کرد که مثل یه احمق عاشقش بشم و مثل یه پاپی دنبالش راه بیوفتم. همسرم؟ کیم تهیونگ.....فریبنده و شهوت انگیز! اون بهم دروغ می گفت اما از یه جایی بعد باورش سخت شد پس من مجبور شدم معشوقه ش رو بفاک بدم و راضیش کنم بچه ای که از همسرم باردار شده بود، سقط کنه... «فصل دوم» فک کردم همه چی تموم شده دیگه هیچ وقت نمیبینمت من تاوان گناهمو دادم لطفا منو ببخش و بزار دوست داشته باشم