هیح :>
9 cerita
You're my masterpiece [L.s].[completed] oleh Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    Membaca 177,807
  • WpVote
    Vote 25,908
  • WpPart
    Bab 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 634,196
  • WpVote
    Vote 88,775
  • WpPart
    Bab 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Sin (persian translation) oleh larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Membaca 368,160
  • WpVote
    Vote 51,836
  • WpPart
    Bab 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Always You [L.S] ~ By Miss X oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 3,315,575
  • WpVote
    Vote 303,373
  • WpPart
    Bab 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
The Legacy [L.S] *completed* oleh sepi1919
sepi1919
  • WpView
    Membaca 13,222
  • WpVote
    Vote 2,338
  • WpPart
    Bab 11
(completed) عشق میتونه خیلی راحت جاش رو با ثروت عوض کنه مگه نه؟ Larry Ziam
Our Destiny (L.S) oleh Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Membaca 1,174,021
  • WpVote
    Vote 128,459
  • WpPart
    Bab 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Time For The Moonlight | Larry oleh heisbuterfly
heisbuterfly
  • WpView
    Membaca 3,606
  • WpVote
    Vote 962
  • WpPart
    Bab 10
خلاصه: لویی فقط قرار بود توی کتاب فروشی هری استایلز مشغول به کار بشه اما از روز اول دلش رو به اون مرد قد بلند که شبیه یکی از الهه های یونان بود باخت ولی حالا چی میشه اگه هری ظاهرش فقط شبیه یه الهه باشه و باطنش خطرناک تر از یک شیطان؟! "قاتلی که خودش قربانی شد" این جمله باید تیتر اول اخبار بشه! اولین قربانی ایی که هیچ شباهتی به قربانی های قبلی نداشت، لویی تاملینسون من اولین قربانی تو محسوب میشم... قربانی عشقِ تو! حالا ما هردو شبیه به هم دیگه ایم. هردو آلوده ایم! 📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
Game Or Love?|Larry oleh heisbuterfly
heisbuterfly
  • WpView
    Membaca 72,067
  • WpVote
    Vote 10,647
  • WpPart
    Bab 37
[ C o m p l e t e ] چه اتفاقی ميوفته،وقتي لويی تاملينسون مغرور توي نوجووني زخم عميقی روی قلب يه پسر بچه ی عاشق ايجاد ميكنه و ده سال بعد با همـون پسر روبرو ميشه؟ ⚠️ Mpreg ⚠️ 📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
Look at me [L.S] oleh barry__s
barry__s
  • WpView
    Membaca 188,104
  • WpVote
    Vote 34,975
  • WpPart
    Bab 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed