Jena499's Reading List
52 historias
ORPHIC por Adrinaaliyari
Adrinaaliyari
  • WpView
    LECTURAS 45,757
  • WpVote
    Votos 4,616
  • WpPart
    Partes 54
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسی‌اش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگی‌اش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم می‌شه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمی‌دونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسی‌ش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار می‌شن، جونگ‌کوک نمی‌تونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث می‌شه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ por AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    LECTURAS 396,791
  • WpVote
    Votos 48,299
  • WpPart
    Partes 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
Silk Skin Kookv por llTARAll
llTARAll
  • WpView
    LECTURAS 92,034
  • WpVote
    Votos 11,639
  • WpPart
    Partes 14
پسرعموی ناتنی تهیونگ به‌عنوان یه انیگما برای قشر امگاها بی‌خطر بود؛ چون میل‌ و کشش انیگماها فقط به دسته‌ی آلفا بود. به همین دلیل توی دو ماهی که والدین امگا به سفر کاری می‌رفتن، اون مرد قرار بود ازش مراقبت کنه؛ اما هر شب پارتی‌گرفتن، مصرف دراگ و خوابیدن با آلفاهای مختلف اصلاً شبیه به مراقبت نبود. ‌ ژانر: امگاورس، روزمره، ای‌یو، کمدی، اسمات، ایج گپ.
In The Colour Of Acacia por Annil_o
Annil_o
  • WpView
    LECTURAS 613,148
  • WpVote
    Votos 56,868
  • WpPart
    Partes 57
- این گرگ یاغی‌ شغال‌صفت، زیادی برای تو رام و دست‌پرورده‌ست که این‌قدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمی‌گن! - بوسه‌هات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: کامل شده «این فیکشن، امگاورس نیست»
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ por _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    LECTURAS 257,249
  • WpVote
    Votos 33,791
  • WpPart
    Partes 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Love in nyc por camomile_13
camomile_13
  • WpView
    LECTURAS 175,774
  • WpVote
    Votos 19,428
  • WpPart
    Partes 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
Wild [KookV] por Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    LECTURAS 419,610
  • WpVote
    Votos 55,512
  • WpPart
    Partes 38
چشم‌هاش پر از اشک بود و نگاهش پر از خشم. نمی‌خواست مقابل این مرد سر خم کنه. نمی‌خواست قبول کنه از عرش به فرش رسیده. نمی‌خواست قبول کنه که تا پنج ساعت پیش همه مقابلش خم می‌شدند و برای بردن اسبش به اسطبل پیش‌قدم می‌شدند و حالا اینطور تحقیر‌آمیز باهاش رفتار می‌کردند. مقابل رهبرِ پک دشمن زانو زده بود و دست‌هاش بسته بودند. جئون جونگ‌کوک، آلفای خون‌خالص و قدرتمندی که تنها با یک‌ماه سابقه رهبریت نیمی از کشور رو زیر سلطه داشت خیره نگاهش میکرد. بلند شد و جلو‌ اومد. مقابلش روی یک زانو نشست و محکم چونه‌اش رو توی دستش گرفت. "چه پایان غم‌انگیزی...مگه نه کیم تهیونگ؟" با نفرت به چشم‌های مرد خیره شد و جونگ‌کوک از نگاه امگا به خنده افتاد. سرش رو جلوتر برد و با لحن آرومی گفت:"از این به بعد تو قراره به من خدمت کنی امگا، هم توی قصر، هم روی تخت!" لبهاش رو به گوش امگا چسبوند و زمزمه کرد:"فقط و فقط به من نطفه نحس." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, Mystry
Along the Seine River | Vkook | Completed  por Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LECTURAS 399,543
  • WpVote
    Votos 54,473
  • WpPart
    Partes 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
Love You So Bad | VKOOK - YOONMIN por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 657,609
  • WpVote
    Votos 55,594
  • WpPart
    Partes 76
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑺𝒐 𝑩𝒂𝒅 - بدجوری دوستت دارم قسمتی از فیک: تمام انگیزه ام از اومدن به این کتابفروشی فقط دیدن اون صورت بینهایت جذابشه ...وقتی رو به قفسه ها می ایسته و کتابهارو مرتب میچینه، وقتی پشت میزش میشینه و با نگاه فوق‌العاده اش بهم نگاه میکنه و قیمت کتاب رو میگه .. زمانی که با اون لبخند لعنتیش من رو مخاطب قرار میده "مهمون من باش. " دلم میخواد دستم رو به گردنش برسونم و جلو بکشم، بعد با تموم وجودم ببوسمش ...اما ..درست نیست ..عشق من درست نیست .... من عاشق همجنس خودم شدم ..مرد جذابی که سیزده سال از خودم بزرگتره و دوماهی میشه کتابفروشیِ نزدیک مدرسه ام رو خریده و الان اونجا کار میکنه .... •Genre: Slice of life, Romance, Smut, Angst Couple: Vkook, Yoonmin Writer: RÊVE