با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود.
همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن.
البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت.
حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه.
خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا)
در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن
به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁)
ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا میره
قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞
Couples:
+Namjin
+Yoonmin
+Vkook/ Kookv
چه توی بزرگ ترین دانشگاهِ هنرهای موسیقاییِ جولیارد ، چه توی هر دانشگاهِ کوفتی دیگه ای ، عشق بین یک هنرجو و استاد غیر قانونیه!
ولی خب...سرنوشتِ تخمیه دیگه :)
~~~
(این فیک قبلا با اسمِ why توی اینستا عاپ میشده❕)
~
معانی کلمه ی "تیپتو" :
1) در معنای لغوی : نوکِ انگشت های پا
2) در اصطلاحِ رایج : با احتیاط و بی سر و صدا روی پنجه ی پا راه رفتن
3) در دنیای رقص و موسیقی : حرکتی از رقص که رقاصه قدم هاش رو به سبکیِ پر و با ناز برمیداره 🩰
کاپل ها :
اصلی ◀ ویکوک
فرعی ◀ نامجین / سُپ
ژانر ها :
( عاشقانه ، موزیکال ، سمات ، یونیورسیتی طور ، تا حدودی روزمره ، فان به مقدار لازم، چند قاشق غذا خوری درام ....)
🚨ورژنِ کوکوی این فیکشن هم توی این اکانت وجود داره🚨
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچهی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایدهای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده.
انگست/رومنس/ اسمات.
این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از
کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید.
~ تمام شده.
لورنزو | Lorenzo
_چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟
+ من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه...
" از طرف لورنزو "
* بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره !
کاپل اصلی : یونمین
کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ...
ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی)
نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه
*فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^
#lorenzo
- این گرگ یاغی شغالصفت، زیادی برای تو رام و دستپروردهست که اینقدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ.
- وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی.
- زخمات این رو نمیگن!
- بوسههات چی؟
𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia
𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy
𝗨𝗽: کامل شده
«این فیکشن، امگاورس نیست»
[ آکرازیا ] پایان یافته
ژانر : رمنس / امگاورس / معمایی / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین
جئون جونگکوک آلفای قدرتمندیه که قراره جانشین نسل بعدی و لیدر پک جئون باشه. تنها برتریش برای این نیست چون با لیدر شدنش، کنترل غیرقابل باوری بر روی تمامی پک ها خواهد داشت. مشکلی وجود داره و اینه که اون هنوز جفتش رو پیدا نکرده و بنا به گفتهی پدرش اگه تا پایان ماه جفت حقیقیش رو پیدا نکنه مجبور میشه با یکی از امگا یا آلفاهای خانوادههای برتر ازدواج کنه. کیم تهیونگ، یک بتا که مشاور و ک مابیش نگهبان اون آلفائه، تمام تلاشش رو میکنه تا جفت آلفا رو پیدا کنه ولی چی میشه اگه راز های خود تهیونگ منجر به پیدا شدن جفت آلفای بدخلق بشه؟
■ کاپل: نامجین
■ ژانر: سای.فای - سیاسی - رمنس - فول اسمات
■ نویسنده: ELA
□ خلاصه:
کیم سوکجین، مرد خوش چهره ای که هر کسی آرزوی داشتنش برای یک شب رو داره، مطرح ترین استریپر سیاره ی GWL شناخته میشه.
اون محکومه که تا ابد بدنش رو به دیگران عرضه کنه و حتی به یاد نمیاره که به چه سیاره ای تعلق داشته...
اما یک شب شبیه هزاران شبی که با آدم های رنگارنگ می گذرونه، مردی پیدا می شه که به جای بدنش، دنبال چیز خیلی مهم تریه...
هوسوک یه گل آفتابگردون بود که زیر سایه ی تاریک و سرد مین یونگی آروم آروم پژمرده میشد.
─────────────
Couples: Sope , JinKook , YoonMin , Vmin
Genre: angust , Sad Ending
Writer: OpalDie
-Complited.
{کامل شده}
یه یونگی عطار، با ششتا آدم مختلف توی زندگیش،
البته دوتای اونها اولش آدم کوچولو بودن، جیمینی با موهای هلویی، و گلی که باهاش دوست بوده یعنی هوسوک،
همه چیز از روزی شروع شد که جیمینی نگران گلش بود،
جانگکوک غذا میخواست،
و نامجینته زیاد از حد فضولی کردن...
ژانر: فانتزی و فلاف
با حضور هفت تن بنگتن:)))
#1 in magic
ıllıllı ویترین ıllıllı
+ خب ، جونگکوک. بهم بگو...چی میبینی؟
- یک بدبخت بیچاره...یک جنس...یک هرزه!
+ میخوای بدونی من چی میبینم؟
- ....؟
+ یک شاهکار...یک زیباییِ غیر قابل انکار!
~.~
~.~.~
فیکشنی که در "کلیشه ترین" و "قابل پیشبینی ترین" وضعیت شروع میشه و در "غیر کلیشه ترین" و "غیرقابل انتظار ترین" حالت ممکن ادامه پیدا میکنه....
~.~
~.~.~
ژانر :
( روانشناسی جنسی / سمات / رمنتیک / درام / اکشن / سیاسی ... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ تهکوک
فرعی ◀ نامشخص