My heart melted
11 stories
Symphony | Vkook | COMPLETED  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 151,635
  • WpVote
    Votes 17,396
  • WpPart
    Parts 19
خلاصه: جئون جونگکوک پسری که توی زندگیش از هیچی راضی نبوده. و تنها پناهگاهش کافه ی صمیمی ترین دوستشه...اما چی میشه اگه یه شب بارونی درست وقتی فکر میکنه بدبخت تر از خودش وجود نداره، پسری با چترقرمز وارد کافه بشه، پسری که راه درازی رو از آمریکا تا سئول اومده تا رابطه ی از دست رفته اش با دوست پسرش رو نجات بده... و چی میشه اگه سرنوشتش به جونگکوک، پسر بی هدفی گره بخوره، که قراره زندگیش رو دستخوش تغییرات خاص خودش بکنه؟... ............ _یادته میگفتی اگه واقعا عاشق یه نفر باشی و از دستش بدي، همه جا صداشو میشنوي؟ _من بهت گفتم دوستت ندارم، من عاشقت نیستم مگه نه؟ پس میشه یه کاري کنی دیگه صداتو نشنوم؟ صداي خنده هات توي خونه دیوونم میکنه، حتی وقتی نیستی. Symphony writer: Quake ⚡ Couple : Vkook Sub Couple: Hopemin genre: Romance, Comedy, Dram, Smut
𝗪𝗵𝗼 𝗔𝗺 𝗜 𝗦𝗹𝗲𝗽𝘁 𝗪𝗶𝘁𝗵? by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 61,911
  • WpVote
    Votes 11,081
  • WpPart
    Parts 16
دنبال کاپلش نگرد چون تا آخر داستان پیداش نمی‌کنی! 𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝘾𝙤𝙢𝙚𝙙𝙮 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - اون هایبرید ببر که یکی از قوی‌ترین گونه‌های سرزمینش بود تنها بخاطر یه هم خوابی یک شبه کسی رو مارک کرده بود که به یاد نداشت کیه! چی می‌شه اگر بین چند افراد مختلف و جذاب گیر کنه و ندونه که کی رو به عنوان میتش به فاک داده؟
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 479,767
  • WpVote
    Votes 61,945
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Lovely annoying [kookv]  by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 88,287
  • WpVote
    Votes 17,975
  • WpPart
    Parts 10
+ من نمی‌تونم ‌شکار کنم پس سعی می‌کنم از یه راه مسالمت‌آمیز شکمم رو سیر کنم. - شاید باورت نشه ولی خیلی وقته که آدم‌ها مواد غذاییشون رو از فروشگاه‌ها تهیه می‌کنن! و رستوران‌ها. + من آدم نیستم. - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
𝐂𝐚𝐫𝐚𝐦𝐞𝐥 𝐌𝐚𝐜𝐜𝐡𝐢𝐚𝐭𝐨 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 207,586
  • WpVote
    Votes 38,985
  • WpPart
    Parts 31
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] "برادران کیم بجز تهیونگ؟!" این صدای زمزمه ی زیر لبیِ تهیونگ بود که خیره به تابلوی رستوران زنجیره ایِ پدرش، که حالا به برادرانش به ارث رسیده بود، نگاه میکرد و با حرص دستهاش رو مشت کرده بود! ثانیه ای بعد پوزخندی زد و به این فکر کرد که مگه چی از اونا کمتر داره که نمیتونه رستوران خودش رو راه بندازه و پوز نابرادری هاشو به خاک بماله؟! اونموقع طی یک حرکت انتحاری اقدام به تاسیس رستوران خودش به اسم "Mine" کرد. ولی نمیدونست که یه چیز کمتر از نابرادری هاش داره.. و اون سرآشپز معروفی بود که نصف اعتبار رستورانِ "برادران کیم بجز تهیونگ" رو به دوش میکشید. سرآشپزی که جئون جونگکوک نام داشت! ──────⊹⊱✫⊰⊹────── -متاسفانه نمیتونم باهات کار کنم +چرا؟ باور کن ما با هم میتونیم پیشرفت کنیم! -علاقه ای به همکاری باهات ندارم. +برام مهم نیست من هرکاری برای کشوندنت تو رستورانم میکنم. دست از سرت برنمیدارم شِف! ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ❐داستانی عجیب و عاشقانه با حضور استاکر گلابی و جناب کلم بنفش 𖥟Name:Caramel Macchiato [کارامل ماکیاتو] 𖥤Genre:Fun, Romance, Fluff 𖥠Couple:Kookv, Sope 𖥔Writer:Luna🌙 ⊰Start:1401/01/22 ⊰End:1401/05/27 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسمات است دوست عزیز🦭
ℂ𝕣𝕒𝕫𝕪 𝕂𝕚𝕞 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 265,605
  • WpVote
    Votes 48,880
  • WpPart
    Parts 43
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] Over thinking:⇘ به حالتی گفته می‌شود که شخص نشخوار فکری دارد و به کم‌اهمیت ترین چیز ها، ساعت ها فکر می‌کند. کیم تهیونگ تقریبا از دبیرستان با این مشکل مواجه شده بود و حالا که ۲۱ سالش بود، دیگه نمیتونست تحملش کنه..همه ی اطرافیانش ازش دوری میکردن و هیچکس برای اون باقی نمونده بود. با این اوصاف به شدت منزوی شده بود و احساس افسردگی می‌کرد. پس چرا باید زنده میموند؟ به چه امیدی؟! شبی که تصمیم به خودکشی گرفت، از اونجایی که کسی از اطرافیانش مشتاق شنیدن حرفهاش نبود، تصمیم گرفت که برای آخرین بار به یک شماره ی ناشناس پیام بده و آخرین حرفهاش یا درواقع نشخوار های ذهنیش رو بگه.. ✩.・*:。≻───── ⋆♡⋆ ─────.•*:。✩ ⏤͟͟͞͞✫Name: Crazy Kim [کیمِ دیوانه] ✬Genre:Romance, Fun, Psychological, Fake chat, Fluf ✰Couple: Vkook/Kookv 𖤐Writer: Luna🌙 ◈Start:1400/12/20 ◈End:1401/01/13 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسمات است دوست عزیز🦭
🍄Mushroom🍄 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 19,428
  • WpVote
    Votes 8,576
  • WpPart
    Parts 53
دفترچه خاطرات گل‌گلیِ پسر اوتاکویی که موقع برگشت از کلبه‌ی جنگلی پدربزرگش یه قارچ قرمز گنده با خودش به خونه میاره و می‌فهمه توی اون قارچ عجیب غریب یه موجود عجیب‌ غریب‌تر زندگی می‌کنه! (*اوتاکو:عاشق انیمه و مانگا) 🍄🍄🍄 🍄کاپل:تهکوک (تاپ و باتم خاصی نداره، هرچی که دلتون می‌پسنده انتخاب کنید•~•) 🍄ژانر: خاطره‌نگاری، فانتزی، مدرسه‌ای 🍄پارتا کوتاهن و خوندن داستان خیلی وقتتونو نمی‌گیره، لذت ببرید^•~•^❤️ [Completed]
Mania AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 54,308
  • WpVote
    Votes 9,015
  • WpPart
    Parts 17
همه‌ی ماها روزانه صدها نفر رو می‌بینیم، از کنارشون رد می‌شیم، باهاشون برخورد می‌کنیم و شاید حتی چند لحظه‌ی کوتاه چشم‌تو‌چشم بشیم و بعد خیلی عادی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده از کنار هم می‌گذریم؛ بدون اینکه همدیگه رو به‌یاد بیاریم. اما تا حالا شده یک نفر رو فقط برای چند لحظه‌ی کوتاه ببینید و دیگه تا عمر دارید از خاطرتون پاک نشه؟ انگار که ذهنتون به‌طور خودکار از اون آدم عکس می‌گیره و به‌جای ثبت‌کردن توی افکار گذراتون، اون رو توی صندوقچه‌ی قلبتون نگه‌می‌داره. شاید این یک تعریف از عشق هم باشه؛ همون جمله‌ی معروف که می‌گن: عشق در نگاه اول... Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv AU Genre: Chat story, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut