^^
157 stories
ᴀɴɢᴇʟɪᴇ ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ by imdorin
imdorin
  • WpView
    Reads 143
  • WpVote
    Votes 44
  • WpPart
    Parts 3
کیم تهیونگ، امگای زیبایی که همه عاشق ظاهر ظریف و صدای فوق‌العادشن. اون سال‌ها منتظر جفت حقیقیش مونده و هر کسی که بهش نزدیک شده رو رد کرده. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد روزی برسه که جفت خودش... کسی باشه که اونو نمی‌خواد. +«تو هیچ‌وقت منو نخواستی!» -«نخواستم؟... من دارم برای موندنت می‌سوزم آنجلی.»
Bunny 2 by ana19hita
ana19hita
  • WpView
    Reads 254
  • WpVote
    Votes 54
  • WpPart
    Parts 10
یک سال از شبی که همه‌چیز تغییر کرد گذشته است. تهدیدی که زمانی سایه‌اش بر زندگی خانواده افتاده بود، ظاهراً خاموش شده... اما حقیقت هیچ‌وقت برای همیشه پنهان نمی‌ماند. حالا در آرامشی که به سختی به دست آمده، سرنخی تازه پیدا می‌شود - ردپایی که به آن‌سوی مرزها و به قلب اروپا می‌رسد. دشمنی که تصور می‌شد دور است، هنوز در حال اجرای نقشه‌ای خطرناک است؛ نقشه‌ای که ریشه در گذشته دارد و آینده را هدف گرفته. برای محافظت از خانواده و کشف حقیقت، آن‌ها مجبورند وارد بازی تازه‌ای شوند؛ نقشه‌ای پرریسک، با هویت‌های جدید، سفرهای ناشناخته، و تصمیم‌هایی که می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. پیوند خانواده عمیق‌تر، رازها تاریک‌تر، و خطر نزدیک‌تر از همیشه خواهد بود. این تازه آغاز راهی است که حقیقت «پروژه آلفا» را آشکار می‌کند...
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 595,175
  • WpVote
    Votes 56,497
  • WpPart
    Parts 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ 𝖠𝖴 : #OrangeStar 🍊 ࿔ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 ࿔ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 ⋅ 𝖲𝗆𝗎𝗍 ⋅ 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝗋𝖾𝗌 ⋅ 𝖽𝖺𝗂𝗅𝗒 ࿔ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖡𝗈𝗍𝖾 ࿔ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌: 𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 ⋆ چنل تلگرام: BlueeMondays
+8 more
𝖶︎𝗂𝗅︎𝖽 𝗏︎𝗂𝗈𝗅︎𝖾𝗍 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 18,164
  • WpVote
    Votes 2,489
  • WpPart
    Parts 24
کیم تهیونگِ ایدول با یک طرفدار دیوانه طرف بود. پسری که دیوانگی به جای خون توی رگهاش جریان داشت و برای رسیدن به چیزی یا کسی که میخواست، همه کار میکرد. چه برسه به حالا که سال‌هاست هوش و حواسش رو کنار ایدول محبوبش جا گذاشته بود! پس جونگ کوک با رگ دیوانگیش پیش رفت؛ اما در آخر با این کارش، عشق تهیونگ نصیبش میشد یا نفرتش؟ 𝖠𝖴 : #WildViolet 🪻 ࿔ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 ࿔ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 ⋅ 𝖲𝗆𝗎𝗍‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ࿔ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖡𝗈𝗍𝖾 ࿔ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌: 𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 ⋆ چنل تلگرام: BlueeMondays
My little boy in pain by Milyyhana
Milyyhana
  • WpView
    Reads 18,053
  • WpVote
    Votes 2,397
  • WpPart
    Parts 25
جئون جونگکوک امگایی که یه شب بارونی تصمیم میگیره برای نجات جون خودش و بچش از خونه همسرش فرار کنه . توی جنگل کلبه‌ای میبینه و به اونجا میره و با کیم تهیونگ آشنا میشه . اما این دونفر میتونن با آسایش و بدون مشکل پیش هم باشن ؟ Couple : Vkook Genre : Dram , Romance , Angst , Mpreg , omegavers , Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : هر جمعه
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 13,888
  • WpVote
    Votes 1,819
  • WpPart
    Parts 8
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
𝘛𝘩𝘳𝘦𝘦 𝘔𝘰𝘯𝘵𝘩𝘴 𝘪𝘯 𝘑𝘦𝘫𝘶 ᵃᵘ by Pluto_vkook
Pluto_vkook
  • WpView
    Reads 4,434
  • WpVote
    Votes 886
  • WpPart
    Parts 17
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ ɢᴇɴʀᴇ: ꜰᴀᴋᴇ ᴄʜᴀᴛ, ꜰʟᴜꜰꜰ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ꜱᴍᴜᴛ جونگکوک فکر می‌کرد این فقط یه سفر سه‌ماهه‌ست؛ یه تحقیق ساده برای رشته‌ی کشاورزی، توی جایی دور از هیاهوی شهر... اما چی میشه اگه مهمونِ خانواده‌ی کیم بشه و از مردی خوشش بیاد که مسئول مراقبت و آموزش اونه؟ یعنی ممکنه جلوی پدر و مادر تهیونگ ازش خواستگاری کنه؟ _ دردونه‌ی خاندان جئون، دل بسته‌ات شده... این دلدادگی رو می‌پذری؟ +اینجوری حرف زدن بهت نمیاد، جئون! تمومش کن. ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴘʟᴜᴛᴏ ‌ ‌
DARK HUNTER (KOOKV)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 10,493
  • WpVote
    Votes 943
  • WpPart
    Parts 6
تهیونگ لاله و نمیتونه حرف بزنه. هر روز پشت مغازه‌ی شیرینی فروشیش یه دسته گل می‌بینه و نمیدونه اون گلا رو یه قاتل براش میذاره که عاشقشه
Wrong Wish by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 6,400
  • WpVote
    Votes 861
  • WpPart
    Parts 14
جونگکوک هیجده ساله، فکر نمی‌کرد وقتی آرزو کنه بدترین آرزوی کیم تهیونگ برآورد بشه، چشم هاش رو توی اتاق خواب مشترکشون باز کنه درحالیکه پنج ساله با کیم تهوینگ ازدواج کرده و یه پسر دارن و تهیونگ باورش نمی شد بدترین تصور زندگیش تبدیل به واقعیت شده زندگی با جونگکوک، پسری که ازش متنفره! میدونستی عزیزم؟ میدونستی بدترین آرزوی تو محال ترین آرزوی من بود؟  ⟡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Kookv, Secret ⟡ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance Angst Mystery 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : Violet
Is it mine?! by mahdis89
mahdis89
  • WpView
    Reads 8,768
  • WpVote
    Votes 1,554
  • WpPart
    Parts 24
همه چیز از اونجایی شروع شد که یونگی، تنها امگای نازپرورده‌ی خاندان جانگ درحالی که آخرین دسته گل روزش رو به سفارش داییش پیچیده بود و با دوچرخه‌ی کیوتش تا خونه میرفت با اون آلفای عنق تصادف کرد! - این دسته گل مال منه؟! - تو که چیزیت نشده بود، همین الانشم که اینجا نشستی از همه سالم‌تری! - نخیر کی گفته؟ خونریزی داخلی کردم معلوم نیست! -برادرم بهم گفت از همه‌ی آلفاها دوری کنم، منم همین کارو کردم، اما تو پشت سرم دوییدی، تو اسیرم کردی! Couple: Sope/vkook