Time
97 cerita
red lips oleh mamacita80
mamacita80
  • WpView
    Membaca 24,687
  • WpVote
    Vote 2,649
  • WpPart
    Bab 34
🔞اکثر پارت ها اسمات داره ممکنه یادم بره هشدار بزارم ... خلاصه : :فکر نکردی اگر منو رها کنی و بری چه اتفاقی میوفته انیگما ... : کال مراقبت بود ... : کال قدرتی نداشت ... امگایی که همه میخاستنش مال تو بودو با خودت فکر نکردی اگر ولش کنی و بری چه بلایی سرش میاد ... من با بچه ی تو تو شکمم ... و چشمهایی که میخاستن منو از هم بدرن ... #امگاورس #تاریخی #اسمات
«عشق ممنوع من»  oleh Reyhane7077
Reyhane7077
  • WpView
    Membaca 2,940
  • WpVote
    Vote 413
  • WpPart
    Bab 30
جیمین خوناشام بی قدرت و ترد شده که با برادرش جونگکوک و دوستش جین زندگی میکنه. جیمین زندگی خوبی داره ولی وقتی وارد شرکت RSJ میشه زندگیش زیرو رو میشه میفهمه جفتش ی گرگینه ست ولی نه هر گرگینه ای اون پادشاه گرگینه هاست و رئیس باند بزرگ آسیا و اروپاست، ولی جیمین از گرگینه ها متنفره همه ی خوناشاما از گرگینه ها متنفرن اما این تنفر تا کی بین خوناشاما و گرگینه ها ادامه داره... آیا بینشون جنگ میشه یا صلح. و بین این همه ماجرا جیمین قدرتاشو پیدا میکنه نه هر قدرتی...
Submissive|مطیع oleh writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Membaca 21,659
  • WpVote
    Vote 2,247
  • WpPart
    Bab 14
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperalgesia)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Bleeding oleh SamiraFateminejad
SamiraFateminejad
  • WpView
    Membaca 5,801
  • WpVote
    Vote 467
  • WpPart
    Bab 15
پسر شیطون و بی ادبی که به زور پدرش با پسر سادیسمی جناب مین ازداوج میکنه و بی‌خبر از اینکه یونگی سادیسم داره
🪽 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🤍 oleh moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Membaca 53,829
  • WpVote
    Vote 5,084
  • WpPart
    Bab 19
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🪽 اگر عاشق فیکشن امگاورس و سلطنتی هستید فیکشن ریویاکورو مخصوص شماست ☕🤍 بخشی از داستان : برخی از الفا ها همراه امگا میرقصیدن و برخی جدی و اخم آلود اطراف را نگاه میکردن تا از امنیت اطمینان حاصل کنند با نمایان شدن مو طلایی سکوت شد و همه با شگفتی به مو طلایی خیره شدن و تحسینش میکردند اما نگاه مو طلایی روی یک نفر ثابت مانده بود مرد قد بلند آلفایی که موهای مشکی رنگش را بسته بود و خراش کوچکی روی گونه اش بود یکی از دستانش پر از خالکوبی بود و لباسان و شنل مشکی رنگش آن را همانند نینجا یی کرده بود... پسرک با چشمان مشکی و کهکشانی اش داشت تهیونگ را می‌بلعید آیا او رئیس جئون بود ؟! اسم :🪽𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 ☕ کاپل : کوکوی : یونمین : نامجین : سپ ☕ ژانر : امگاورس : سلطتنی ☕ اسمات : صدرصد دارد ☕🥸🤌🏻 زمان آپ : نامشخص ☕🤌🏻
Wasted (Vkook/Kookv) oleh jk_belongs_to_Kim
jk_belongs_to_Kim
  • WpView
    Membaca 1,457
  • WpVote
    Vote 318
  • WpPart
    Bab 28
Vkook/Kookv
دوست داشتنت یک اجبار  oleh f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Membaca 97,630
  • WpVote
    Vote 14,387
  • WpPart
    Bab 60
پیوند یک آلفا و بتا غیر ممکن ، حتی اگه بشه هم یک بتا نمیتونه تاپ باشه! : این عجیبه اما انگار این یه بچه ست ، شما باردارید . : ولی من یه آلفام !! فصل اول: تمام شده. فصل دوم: بزودی.... کوکوی
Mascarade Kookv (Completed) oleh LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Membaca 15,390
  • WpVote
    Vote 1,657
  • WpPart
    Bab 13
«اتمام‌یافته.» «جونگ‌کوک فکر می‌کرد پدرش در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری با یه پسرک امگا سرگرم‌شده و اون امگا به‌قصد گول‌زدن پدرش اغواش کرده؛ اما در واقع قضیه بلعکس سپری شد و اون امگا به‌جای پدرش، اون رو مدام تحریک می‌کرد. - هم اعصابم رو خیس می‌کنه، هم کاری می‌کنه بخوام روی زانوهاش بفرستمش؛ امیدوارم پدرم از دزدیدن قاب امگاش عصبی نشه نوتلا!» ✦ 𝗡𝗮𝗺𝗲: #Mascarade | نقاب‌زن ✧ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv ✦ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Dark Romance, Smut, Omegaverse ✧ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: LARA
 suspended rings||حلقه های معلق oleh mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Membaca 35,584
  • WpVote
    Vote 4,379
  • WpPart
    Bab 35
جیمین، یک طراح لباس امگا با دو فرزند، جونگ‌کوک، یک آلفای فوتبالیست و تهیونگ، یک آلفای موفق در دنیای بیزینس. این سه نفر در گذشته به‌طور قراردادی ازدواج کردن و به‌واسطه مشکلات خانوادگی و تعارضات درونی، مجبور به جدایی شدن در خلال داستان، اون ها با چالش‌های روابط خانوادگی و مسائل حرفه‌ای روبه‌رو هستن، در حالی که رابطه‌شون تحت تاثیر رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی و تنش‌های بین خودشون و خانواده‌هاشون قرار می‌گیره. Couple:vminkook Genre:omegaverse,mpreg,angst,sport
نطفه‌ی شیطان  oleh f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Membaca 63,173
  • WpVote
    Vote 8,325
  • WpPart
    Bab 33
جادوگر گفته بود: اگر خواهرش می‌خواهد باردار شود، باید هفت شب متوالی، درست از ساعت یک بامداد تا پیش از طلوع آفتاب، زیر بزرگ‌ترین درخت جنگل بنشیند؛ با لباسی کاملاً سفید، تمیز و زیبا... مثل لباس عروس. : تو می‌خوای بچه‌دار شی، به من چه! : تهیونگا، خواهش می‌کنم... گفته شوهرم نباید همراهم باشه. تنها می‌ترسم. : حتی فکرشم نکن! اما کسی فکرش را هم نمی‌کرد... اگر تهیونگ، اشتباهی و بی‌خبر، زیر آن درخت می‌نشست چه می‌شد؟ جنی که از اعماق تاریکی ها احضار شده بود، نمی‌دانست «عروسی که قرار بود کودکش رو حمل کند» ان پسر نیست،نطفه‌ی شیطان در شکم کسی کاشته شد که نباید.... _________________ kookv