Time
105 stories
୨✧୧˚ 𝑪𝒉𝒆𝒓𝒓𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒔𝒔𝒐𝒎 ˚୨✧୧ by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 57,069
  • WpVote
    Votes 7,714
  • WpPart
    Parts 31
⋆˚✿˖° شکوفه گیلاس ⋆˚✿˖° روزهای آپ : پنج شنبه ها. کاپل : ویکوک ژانر : امگاورس ، رومنس ، لیتل اسپیس ، امپرگ، مافیا عشق میان یک رییس مافیا و پسر رقیبش ... پسر زیبایی که رازی بزرگ و با خودش حمل میکرد.
 FALL / سقوط by Esmeraldo1381
Esmeraldo1381
  • WpView
    Reads 119,300
  • WpVote
    Votes 12,383
  • WpPart
    Parts 73
من اصلا از مرگ نمیترسم،مرگ ی وسیله است برای پایان دادن ب درد و رنج من... چیزی ک منو میترسونه زندگیه! اما توی این همه سال عمری ک از الهه ماه گرفتم بهم یاد دادن ب خودم ترحم نکنم اونا بهم گفتن: "اگر ب خودت ترحم کنی زندگیت تبدیل ب کابوس میشه؟!" با این حال کنجکاوم تعریف اونارو از کابوس بدونم اخه از نظر من زندگی الانم خودش ی کابوس س بعدیه!!!! .................................... نام فیک:سقوط / FALL ژانر:امگاورس،اکشن،عاشقانه،تخیلی،روانشناسی،خانوادگی،اجتماعی کاپل:"seven some" سون سام (جیمین کلا باتم😪😝) خلاصه:پارک جیمین تنها بتای خانواده پارک...۲۵ ساله دوروغی رو با خودش حمل میکنه ک تمام محور زندگیشو تشکیل داده....اما زمان افشا شدن هویتش با ورود برادران کیم رسیده....اون قراره تمام چیز هایی رو ک با دوروغ ب چنگ اورده از دست بده... 🫡😉
Dust Bones [Punk Harry Styles] by 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    Reads 92,936
  • WpVote
    Votes 7,076
  • WpPart
    Parts 53
کار کردن برای مافیا اى که دنیا رو اداره میکنه باعث شده هری بدونه که چطورى بُكشه ، چطورى قربانی هاش رو شکار کنه و چطورى از خرج كردن هرگونه رحم و مروتى خوددارى كنه. اون به محیط تنها، ساکت و خشن عادت داره. اون در کاری که انجام میده بهترینه. ولى وقتی که اون برای حفاظت از دختر رییس در برابر قاتل هاى جهانى انتخاب ميشه ، هر کاری که انجام ميده به مشكل تبديل ميشه. کتلینا تلاش میکنه تا اون رو بفهمه، و در نتیجه شکست میخوره چون به جاش عاشق مردی میشه که به شدت در برابر اون مقاومت ميكنه. (Harry Styles AU) [Persian Translation] Copyright All Rights Reserved ©zeffervescent
Different like bitter honey by tina8585
tina8585
  • WpView
    Reads 2,439
  • WpVote
    Votes 350
  • WpPart
    Parts 17
⋆. 𓂃 ࣪ ˖ 🍯🍋‍🟩˚₊‧࿐ ازدواج کردن برای امگایی مثل جئون جونگ‌کوک که سرگرد نیروهای امنیتی بود، مثل ماموریتی به نظر می‌رسید که محکوم به شکست بود. اما با آشنا شدن با یک آلفای کم‌حرف و محتاط در بدترین وضعیت ممکن و فریب احساس پیچیده‌ای به‌ نام عشق، نه تنها با جفت پا به آن ماموریت پرت شد، بلکه خودش را بی‌هیچ سلاحی وسط میدان جنگ دید. جنگ برای نگه‌داشتن احساسی که رو به سردی می‌رفت چون تهیونگ نه شبیه کسانی بود که پیش‌تر با آنها آشنا شده بود و نه قرار بود به زندگیِ پرخطر و بی‌نظم یک سرگرد عادت کند. جونگ‌کوک آموزش‌های زیادی برای نجات دادن دیگران دیده بود، برای ایستادن مقابل خطر، برای دوام آوردن در سخت‌ترین شرایط و برای برگشتن از میدان‌هایی که دیگران در آنها شکست خورده بودند. اما هیچ‌کدام از آن آموزش‌ها به درد نگه داشتن یک ازدواج نمی‌خوردند. نه تا وقتی هیچ‌کدام کنارِهم ماندن را یاد نمی‌گرفتند. ⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆ [_خیلی باهم فرق داریم، مگه نه؟ _فرق داشتن بد نیست تهیونگ، اینکه تو فکر می‌کنی به خاطرش دوست داشتنی نیستی، بده.] 🍋‍🟩「کاپل: ویکوک」 🍯「ژانر:امگاورس، روزمره، رمنس، انگست، اسمات」
𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺1 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
Siila_95
  • WpView
    Reads 34,399
  • WpVote
    Votes 4,482
  • WpPart
    Parts 57
𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ + من کور کردم چشم کسی رو که باعث گریه های رفیقم شد قطع کردن دستی که به جفتم بخوره نباید اونقدر سخت باشه...هوم؟ لازم باشه کور میکنم چشم کسی رو که بهش چپ نگاه کنه میبرم زبونی رو که بهش طعنه بزنه قطع میکنم دستی رو که لمسش کنه آتیش میزنم کسی رو که نزدیکش باشه, پس فاصلتون باهاش بیشتر از 10 قدم باشه _________________________________________________________ + باید برات خم بشم تا راضیت کنه؟ _ چه برام خم بشی چه برات خم بشم میتونه راضیم کنه + اما بیشتر دوست داری من برات زانو بزنم _ دوست دارم من برات زانو بزنم اما تو خم بشی + کینکش رو داری! _ زمانی که به تو مربوط بشه اره + انقدر دوستم داری؟ _ انقدر میمیرم برات ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ
𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
Siila_95
  • WpView
    Reads 8,460
  • WpVote
    Votes 1,494
  • WpPart
    Parts 27
𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
ZIMA by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 78,978
  • WpVote
    Votes 12,753
  • WpPart
    Parts 56
آدما همونطور که یهویی وارد خط فرضی ای که دورت کشیدی میشن، همونطور یهویی هم بار و بندیلشون رو میبندن و جوری ناپدید میشن که انگار هیچ وقت نبودن... یکی تو بهار و زیر شکوفه ی درختا یکی تو تابستون و زیر نور تند خورشید یکی تو پاییز و خیابون هایی که بارون خیسشون کرده و سنگدل ترینشون تو برف ... با اولین برف زمستون رفت و منو با غم نبودنش تنها گذاشت. Couple: Chanbaek/Baekyeol •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• Genre: Romance, Omegaverse, Fluff, Forced Marriage, Smut ZIMA: در زبان روسی به معنی زمستان.
Jeon Family | kookmin by BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Reads 43,231
  • WpVote
    Votes 5,093
  • WpPart
    Parts 35
یه داستان سوییت از خانواده‌ی جونگکوک و جیمین به همراه بچه‌هاشون یعنی هانا و سوبین با حضور افتخاری چوکو🌈❤ ___________________________________________ ๛ Main Couple ↬ [Kookmin] ๛ Side Couple ↬ [Namjin / Taegi / J-hope×Girl] ๛ Genre ↬ [Romance / Comedy / Omegaverse / Fluff / Slice of life / Drama / Family / Mpreg / Smut🔞] ๛ Written by ↬ [Rami🦋] ___________________________________________ +"سلام من برگشتم خونه" _"عزیزم" هانا: "پاپا" سوبین: "بابایی" چوکو: "هاپ"
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 47,207
  • WpVote
    Votes 4,302
  • WpPart
    Parts 13
[*کامل شده*] چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانش‌آموز جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه
𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔 by fully00
fully00
  • WpView
    Reads 85,559
  • WpVote
    Votes 13,006
  • WpPart
    Parts 54
تهیونگ یه الفاست که اعتقادی به عشق نداره،اون به خوشگذرونی هاش ادامه میده با وجود اینکه جفتش رو پیدا کرده... کارما بازی بدی رو با امگای ما شروع کرده بود! ༺┈──-----⁣──┈༻ کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: یونمین،نامجین،هوکی ژانر: امگاورس،ومپایر "اسمات ندارد"