بانی
28 stories
Helpless by mawni_o
mawni_o
  • WpView
    Reads 419,647
  • WpVote
    Votes 49,759
  • WpPart
    Parts 48
" کامل شده" +کوکو.. _هوم؟! به کوک که یه دستش روی فرمون بود و دست دیگش که دستشو گرفته بود و روی دنده بود نگاه کرد +من بوی تورو میدم.. _چی بیب؟ با تعجب به ته نگاه کرد و دوباره نگاهشو به جاده مقابلش داد + یه جایی خونده بودم هرکسی موقع مرگش بوی جایی یا کسی رو میده ک خیلی دلتنگشه یه لبخند محو زد و به درختایی که به سرعت از کنارشون رد میشدن نگاه کرد _من وقتی بمیرم بوی تورو میدم . . . __________________________ Couple :kookv,yoontae
Pinocchio by findehistori
findehistori
  • WpView
    Reads 11,287
  • WpVote
    Votes 957
  • WpPart
    Parts 19
•ویکوک. یونمین. نامجین °لیتل اسپیس‌‌. مافیا. دارک. جنایی. انگست. رمنس. اسمات ...... لبخند پررنگی روی لب‌هاش خونه کرد. بدون اینکه نگاهشو از آسمون شب و ستاره‌های آویزون شده ازش بگیره، با تر کردن لب‌هاش، ادامه داد: _میخوام بدونی که توی این دنیا کسی هست که میتونی توی هر لحظه و تو هر شرایطی پیشش برگردی ته! یادته وقتی یونجونی از عمد توپ‌ بسکتبالو تو شکمم زد و تو هم زدی صورتشو بنفش کردی؟! من همونجا همه‌ی قلب و روح و جسممو بهت دادم ته‌ته! من آدم عجیبیم و غیر عادی رفتار میکنم... میدونم! اما میخوام تا وقتی که بمیرم و این دنیای ترسناک و آدمای زشت و خسته‌کنندش رو تنها بذارم، دوستت داشته باشم و بهت نشون بدم اون هیولای ظالم و بی‌رحمی که توی ذهنت از خودت ساختی نیستی!! میخوام تا آخر عمرم و روزهای بعد اون هم دوستت داشته باشم ته‌ته..
𝗠𝘆 𝗦𝗸𝘆 by BaharJR1
BaharJR1
  • WpView
    Reads 54,098
  • WpVote
    Votes 5,832
  • WpPart
    Parts 30
خوانواده-اش توی سن کمی اون رو ول کردن و به دلیل خاطرات بد کودکی‌-ش جونگکوک یه لیتل اسپیسه و با تنها فرد و نزدیک ترین فرد تو زندگیش یعنی مین یونگی زندگی میکنه. اما چی میشه اگه یه شخص کاملا اتفاقی دل کوکیمون رو عاشق خودش کنه~ آیا تهیونگ لیاقت این عشق رو داره? ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ᮩ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌ ‌‌ ᯓ ‌BDSM ; KINK ; SMUT ; ANGST ; ROMANCE ᯓ VKOK ; ᯓ ཛྷ ;
𝓜𝓸𝓱𝓮𝓫𝓪𝓽 by N_Raz20
N_Raz20
  • WpView
    Reads 160,112
  • WpVote
    Votes 28,060
  • WpPart
    Parts 52
_ بهت گفتم من گی نیستم، انقدر سخته گورتو از توی تخت من گم کنی؟ جونگ‌کوک عصبی سمتش غرش کرد. _ فکر کردی برای من فرقی میکنه پرنس باشی یا هر کس دیگه ای، فعلا همسر منی؟ تهیونگ ترسیده بود. گاهی اون چهره بامزه جونگ‌کوک میتونه وحشت ناک تر از هر جنایتکاری به نظر برسه. _ نزدیک تر بیای نگهبان رو صدا میزنم؛ برو عقب. چشم های جونگ‌کوک ریز شد و با پوزخندی لب زد: _ اره زنگ بزن بگو ما اینجا کاندوم نداریم، ملکه خوشحال میشه پسرش دم به تله داده مگه نه؟! _______ کیم تهیونگ وارث خانواده سلطنتی کره موهبت ملکه رو به ارث برده و میتونه باردار بشه ...اون حافظ نسل ولیعهد کشورشه و مجبوره با جئون جونگ‌کوک ازدواج کنه 🔞 کاپل: kookv پارت ها کوتاهه پس نگران تعدادش نباشید💜
🍷The 100 million dollar prostitute 🍷{ Vkook Ver.} by PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    Reads 143,511
  • WpVote
    Votes 12,148
  • WpPart
    Parts 21
جنده ی کیم تهیونگ بودن....۵ کلمه...۱۸ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون کیم لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی کوک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
Hand job | Vkook by silverfic
silverfic
  • WpView
    Reads 682,852
  • WpVote
    Votes 51,028
  • WpPart
    Parts 34
¤ Summary: کوک امگای یتیمیه ک شب ها ت بار ب عنوان بارتندر کار می‌کنه و دوست داره آلفاش رو پیدا کنه ... تهیونگ آلفای میلیونر مغرور و جذابیه ک تنها مشکلات زندگیش پیدا نشدن جفتیه ک خیلی میخوادش و ارضا نشدنشه ! حالا چی میشه اگه کوک میتش رو در حالی ببینه ک دست سه نفر ت شلوارشه ...! ▪︎ ▪︎ ▪︎ ▪︎ ¤ Main couple: vkook ¤ Genre : omegavers , romance , angest , smut , happyend ‏¤ up time : جمعه ها (اگه که خدا بخواد)
One Night Stand || Persian Translation by Blind_Day
Blind_Day
  • WpView
    Reads 277,866
  • WpVote
    Votes 36,574
  • WpPart
    Parts 23
...Complete... ▪︎مقدمه: جونگکوک فکرش رو هم نمیکرد قراره تو یه مهمونی به فاک بره. همونطور که نمیدونست مردا هم باردار میشن. •ژانر:درام،اسمات،رمنس،امپرگ •کاپل اصلی:ویکوک •تعداد قسمت ها:25 •زمان آپ:شنبه،دوشنبه،چهارشنبه 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐁𝐲: 𝐋𝐮𝐬𝐡_𝐋𝐘𝐀 𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐁𝐲: 𝐌𝐚𝐫𝐦𝐚𝐥𝐚 Start: 6 Sep 2020 1399/6/16 Finish: 1399/7/23 Best Ranking: #1 Taekook #1 bts #1 translation #1 Persian #2 Taehyung #2 Taekook #2 btsfanfic #2 Persian #3 Persian
𝐵𝑒𝑙𝑜𝑛𝑔 𝑡𝑜 𝑑𝑎𝑑𝑑𝑦🤍🍼 by ciibuny
ciibuny
  • WpView
    Reads 164,023
  • WpVote
    Votes 20,203
  • WpPart
    Parts 23
(تکمیل شده) کوک نمی‌دونست بعدا قراره کسی بیاد تو زندگیش که به خاطر یکبار بغل کردنش کیلومترها راه رو طی کنه!:) . کاپل[ویکوک]،[کمی هم هیونلیکس] ژانر: اسمات،ددی بیبی هپی اند:)
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 [𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤] by Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    Reads 311,763
  • WpVote
    Votes 38,600
  • WpPart
    Parts 52
[ completed ] |زیبایی سیاه| کاپل: ویکوک~ یونمین~ نامجین ژانر: درام | رمنس| انگست | اسمات مرد برگشت و تمام روح جانگ کوک رفت. چهره ای رو دید که تمام عمر ازش نفرت داشت. مردی رو دید که نمیخواست هیچوقت دیگه باهاش روبرو بشه. مردی رو دید که زندگیش رو نابود کرده بود. مردی که اسمش هم براش نفرت انگیز بود... کیم تهیونگ... پسردایی شرورش...
Fast Draw by Moonchild_fiction
Moonchild_fiction
  • WpView
    Reads 128,985
  • WpVote
    Votes 11,421
  • WpPart
    Parts 50
کیم تهیونگ رئیس مافیای خشن که برای استراحت خودشو در شهر کوچکی معرفی میکنه! و در این بین از افسر جئون تازه کار خوشش میاد و اونو میدزده چه اتفاقاتی قراره از این به بعد بین افسر ترسو و مافیای خشن بیوفته؟ ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ پارتی از فیک: _ حالا برمیگردیم؟ _نه کوک اخمی کرد اون از دیشب بیدار بود و احساس خستگی می‌کرد. _چرا؟ _چون شمع هنوز آب نشده _هاه؟! قبل از اینکه کوک کلمه‌ای بگه با صدای انفجار حرفش قطع شد اون سریع گارد گرفت و به زیر صندلی رفت و صدای فریادش بین امواج انفجار گم شده بود اون باید میفهمید مایع چسبناک زیر کفش، بو ،شمع، طرح فرار همه چیز از قبل برنامه ریزی شده بود! کوک به ته نگاهی کرد حالت چهرش عادی بود و هیچ تغییری نکرده بود انگار که اتفاقی نیفتاده اما چیزی باعث شد نفسش در گلو حبس بشه پوزخندی دیوانه روی لب تهیونگ بود. اون قهقهه ای زد و به فرمون ماشین کوبید. _احمقا احمقا استیو احمق این نتیجه در افتادن با کیمه. Couple:Taekook,Namjin Gener:BDSM,Smut,Crime,Angst Translator:Deity Up:Thursday