tiredkoko88's Reading List
200 stories
𝕂𝕚𝕟𝕜 ℂ𝕙𝕒𝕥 𝕊𝕞𝕦𝕥 ℝ𝕡|ᐯK by Vkook_Serita
Vkook_Serita
  • WpView
    Reads 3,262
  • WpVote
    Votes 316
  • WpPart
    Parts 18
🔞چت رول پلی کینک اسمات🔞 . . دو تا پسر که سال‌هاست تو یه گروه چت فان عضو‌ان، همیشه با هم کل‌کل می‌کنن و ادعا می‌کنن از هم بدشون میاد. اما یه شب از سر شوخی وارد اپلیکیشن چت رول‌پلی کینک اسمات می‌شن و نمی‌دونن طرف مقابل همونه که همیشه باهاش درگیرن! چی میشه اگه هویت واقعیشون یک شب لو بره؟! . . 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐒𝐞𝐫𝐢𝐭𝐚🍒 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐊𝐚𝐩𝐞𝐥: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐊𝐚𝐩𝐞𝐥: نامشخص 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲 , 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 , 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 𝐤𝐢𝐧𝐤 , 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 , 𝐒𝐦𝐮𝐭 ، 𝐂𝐡𝐚𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲. 𝐔𝐩: [در حاله آپ...] روز های آپلود : نامشخص.. کپی برداری ممنوع🚫 پ.ن: این فیکشن چت استوری کاملاً حاصل ذهن و ایده‌ی خودمه. اپلیکیشن، موقعیت‌ها و اتفاقاتش واقعی نیستن - همش تخیلی‌ان. قراره کلی کل‌کل، شوخی و البته لحظه‌های داغ و احساسی ببینید! اولین تجربه‌ی من تو ژانر چت استوریه، پس اگه جایی ایرادی بود به بزرگی خودتون ببخشید 🍒🫠 🥇#vkook 🥇#tahkook 🥇#chatstory
📜Condition / شرط📜 by coral_underthe_ocean
coral_underthe_ocean
  • WpView
    Reads 218,631
  • WpVote
    Votes 35,334
  • WpPart
    Parts 48
شرط شماره ی 0 : دروغ گفتن ممنوع! 🚫 مثل اینکه (بابابزرگ جونگ این) حالا حالا ها قرار نیست بیخیال ما هفت تا بشه! این بار چه چیزایی انتظارمون رو میکشن؟ هیچ ایده ای ندارم.. ولی آیا قراره همون هفت نفر باشیم؟ اوه نه بیبی... مثل اینکه این بار مهمون داریم! **فصل دوم فیکشن رومر** _ کامل شده ✅
🌊|ʜᵉ ᴍᵉˡᵗᵉᵈ ᴍʸ ʜᵉᵃʳᵗ|~[ᴠᴋᴏᴏᴋ.ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ] by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 70,304
  • WpVote
    Votes 10,394
  • WpPart
    Parts 23
"ازم چی میخوای؟" "نفسای گرمتو،لبای شیرینتو،نوک‌انگشتای همیشه سردتو...من همه چیتو میخوام کوکی" یونگی،برادر بزرگتر تهیونگ، دست به قتلی غیرعمد میزنه و حالا تنها کسی که شاهد اون ماجرا بوده شخصی ناشناس و بچه یونگی، جیمین هست. و شاید یه روزی، یه جایی پسرکی به کمک کیم تهیونگ بیاد که هیچوقت اونو نمی‌دید. •نام⸙ ͎.: #HeMeltedMyHeart •ژانر⸙ ͎.: جنایی/فلاف/اسمات/‌عاشقانه •کاپل⸙ ͎.: ویکوک/چانبک •نویسنده⸙ ͎.: #رها •روزهای آپ⸙ ͎.: شنبه ها •رده سنی⸙ ͎.: +۱۸
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 412,739
  • WpVote
    Votes 42,102
  • WpPart
    Parts 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
Uncle Jeon (Fake Chat) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 65,738
  • WpVote
    Votes 9,111
  • WpPart
    Parts 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 217,577
  • WpVote
    Votes 24,055
  • WpPart
    Parts 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,102,435
  • WpVote
    Votes 81,172
  • WpPart
    Parts 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
𝗟𝗼𝘃𝗲𝗦𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁ᵗᵉˡᵐᵃ ˡᵃⁿᵈ by Telma_fic
Telma_fic
  • WpView
    Reads 972
  • WpVote
    Votes 78
  • WpPart
    Parts 1
آلفایی سی‌وچهار ساله، عاشق جفت هجده‌ ساله‌اش می‌شه! اما به‌خاطره سنش تصمیم می‌گیره از روی اجبار با اون امگا ازدواج کنه و حالا که داشت پدر می‌شد... باید از امگا می‌خواست بچه‌اش رو بکشه؟