fan_Narmin's Reading List
3 stories
Everlasting Love•°vkook•° by panizloveTK
panizloveTK
  • WpView
    Reads 244,633
  • WpVote
    Votes 12,076
  • WpPart
    Parts 43
اولین فیکم حمایت کنید😉 جیمین: خرگوش احمق چرا انقدر غرغر میکنی باز کی تو پاچت گذاشته عین شتر رم کردی؟! جونگکوک: اولا جوجه زشت اونکه تو پاچش همه چی گیر میکنه تویی دوما اون اسب رم میکنه نه شتر !!.... ... .... امگا های قصه ی ما خاص اگر دوست نداری امگاورس دنبال نکن چون همه چیز بر اساس ذهن نویسنده است.. غیرمنطقی برای کسایی که دنبال منطق هستند دنیای امگاورس بدرد نمیخوره... با تشکر ژانر:امگاورس،رومنس،طنز،اسمات کاپل اصلی= Vkook کاپل های فرعی= نامجین، یونمین
Stepsisters | Jenlisa (translated) by jenlisa_6310
jenlisa_6310
  • WpView
    Reads 27,242
  • WpVote
    Votes 1,510
  • WpPart
    Parts 39
'خواهر ناتنی' (ترجمه) جنلیسا~ لیسا تامبوی بعد از ازدواج مجدد مادرش به مدرسه جدید، شهر جدید منتقل میشه. معلوم شد، اون نمیدونست که مدرسه ای که در آن جابجا می‌شه، مدرسه ای تماماً دخترانه و سخت‌گیرانه هست. اولین روزش، ملاقات با رئیس شورای دانش آموزی ترسناک و سختگیر اونو ترسوند. و هنوز نمیدونست که این دختر خواهر ناتنی‌اش هست. اما مامانش توی خونه بهش گفت، و این خیلی ناگهانی بود. این جنی رئیس شورای دانش آموزی خشن درمورد خواهر ناتنی خودش چه فکری میکنه؟
امگای شرورمن/☆MY EVIL OMEGA/☆ by Parminbanoo
Parminbanoo
  • WpView
    Reads 404,612
  • WpVote
    Votes 45,062
  • WpPart
    Parts 78
خلاصه داستان: پسری به اسم جیمین که بعدورشکستگی ومریضی سخت پدرش مجبورشدازبوسان به سئول بیادوبه سختی کارکنه تابرای خانوادش پول بفرسته.جیمینی که حالا18سالش شده و مطمئنه که قراره یه گرگ الفابشه چون ازپدرومادرالفابه دنیااومده چی میشه که درست یه مدت قبل ازتولد18سالگیش یه الفای خشن و ثروتمندترین وپرنفوذترین والبته عوضی ترین مردکره روتاسرحدجنون عصبانی کنه؟؟!! چی میشه وقتی بفهمه قرارنیست یه الفای قوی بشه و حساب اون عوضیوبرسه؟؟!! شایدم این امگابودنش به دردش بخوره و بتونه ازنظرجنسی حسابشوبرسه...!! 💦🔞😜 قسمتی ازفیک: همونطوری که دستموروچاک باسن خیس ازابم میکشیدم سعی میکردم فورمون بیشتری ازادکنم....وخبــــــــــــ همه ی ایناجلوی چشمای بشدت وحشی اون الفای تشنه به بدنم بود، نفسای تندش حتی ازاین فاصله ام حس میشدو... البته که حق دست زدن نداشت... اون بایدتنبیه میشد... دستموکه روباسن خیسم میکشیدم به سمت سوراخ پرازابم بردموانگشت اشارموکمی داخل کردم... انگشتای من خیلی کوچیک و ظریف بودن فقط نصف یه بندانگشتم داخلم شدومن تااین حددردکشیدم.....!!!! بااین حساب اگ دست این وحشی بااون عضوهیولاییو غول پیکرش بهم برسه... وضعیت:درحال آپ. ‼️در حال ادیت‼️ امگاورس، رمنس، امپرگ، کمی انگست کاپل: کوکمین، تهگی، نامجین