ریموس تنها و طرد شده توسط همکلاسیهایش، به ماهسایهها آرزو میکنه تا دوستی پیدا کند که اون رو درک کنه. جالب اینجاست که اون آرزو نه یکبار بلکه سه بار برآورده میشه، توسط دشمنان قدیمیش، غارتگران.
ترجمه فنفیکشن: Casting Moonshadows
توسط: Moonsign
سال هشتم.
هاگوارتز.
اتاق ضروریات.
مکان سری دو پسر که میخوان تنها باشن ولی پیش هم.
Drarry, drama, romance, smut. درری، دراری.
یه درام انگست-فلافی.. بیشتر فلافی. اگه معنی میده؟
Word count: 27000 + 8000 (after)
اگه ریموس قراربود به یکی دیگه از اون قرارهایی که مامانش برنامشو چیده بود بره، با چکش صورت خودشو خرد میکرد. نه اینکه اون پسرها مشکلی داشته باشن ، اونا... خب اونا به طرز فوق العاده ای کسل کننده بودن ولی مشکل اصلی احتمالا گرگینه بودنش بود. پس وقتی نقشه ی فرارش، به شکل سیریوس بلک ظاهر شد، ریموس برای پذیرفتنش از خوشحالم خوشحال تر بود.
/Translated /
Completed
:" پس تو بطری شیرشو دزدیدی؟"
:" قرض گرفتم."
:" پس میخوای پسش بدی ؟"
ریموس کمی از چایی تو ماگش( که توش شیر بادام بود) نوشید. و با مسخرگی آدمی که تازه به دزدی علاقه پیدا کرده بود جواب داد:" نه خیر
یا :
ریموس و سیریوس چهارساله که طلاق گرفتند و تدی رو به صورت مشترک بزرگ میکنند. ولی دست از آزار و اذیت هم بر نمیدارن. تدی شونزده سالشه. امتحاناتش نزدیکه. و همه اینها عصبیش میکنه.
/ Translated/
on going