AtophilleXOF's Reading List
Истории 197
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 на this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Прочтений 400,211
  • WpVote
    Голосов 60,582
  • WpPart
    Частей 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
My you  на Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Прочтений 496,331
  • WpVote
    Голосов 63,103
  • WpPart
    Частей 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Black bell | ناقوس سیاه на seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Прочтений 71,217
  • WpVote
    Голосов 7,163
  • WpPart
    Частей 22
( فصل دوم ) _ آلبا ... من و ببین ..‌من خوبم خب؟... من خوبم ، نیازی به اینکار نیست... جونگکوک من و ببین ، من ناراحت نیستم ... به خودت بیا! کاپل اصلی : ویکوک . کوکوی .( ورس ) کاپل فرعی : نامجین . یونمین ژانر : عاشقانه . دارک . اکشن . هیجانی . طنز . تخیلی . اسمات نکته: فیک از هیچگونه از قوانین دنیای تخیلات و واقعی پیروی نمیکنه و فقط زاده های ذهن مریض نویسندست پس دنبال الگوریتم خاصی نباشید و از سم بودن ماجرا لذت ببرید 🫡🤝 🥉#واتپد 🥇#شیپ
NITRIC OXIDE  на Webtoon_Vkook
Webtoon_Vkook
  • WpView
    Прочтений 22,945
  • WpVote
    Голосов 1,968
  • WpPart
    Частей 18
➖خـلاصـه: - خسارت و ضرری که زدی رو چطور میخوای جبران کنی؟ با بدنت... با مکث آلفا، دستش روی رون امگا قرار گرفت و تا بین پاهاش کشیده شد. تهیونگ به نرمی لب‌هاش رو روی هم فشار داد و سعی کرد لرزش‌هایی که به‌خاطر اون لمس توی بدنش در حال جریان بودن رو کنترل کنه. - ...یا با ماشینت⁉️ __ ‏"Ti amo..." تهیونگ هوایی که حین بوسه‌هاشون حبس کرده بود رو به آرومی آزاد کرد. سرش رو به پیشونی جونگ‌کوک تکیه داد و نفس عمیقی کشید. قطرات اشک سرکش مژه‌های بلندش رو مرطوب کرده بود. امگا با چشم‌های گرد شده و متجعبش غرق باتلاق سیاه چشم‌های جونگ‌کوکی شد که متقابلا بهش خیره شده بود. حقیقت درست زمانی به صورت تهیونگ سیلی زد که جونگ‌کوک با لبخندی به لب جوابش رو زمزمه کرد: «هیچ چیزی تا ابد موندگار نیست، اما این حرف راجع به عشق ما صدق نمی‌کنه.» ‏"Ti amo" پ.ن: اصطلاح «ti amo» در زبان ایتالیایی یعنی "دوستت دارم" Genre: Omegaverse, Racing, Smut, Criminals, Angst, Action Translaotors: Fatima, Hani OTP: Kookv
TENSION🍷(vkook) на seta8603
seta8603
  • WpView
    Прочтений 248,791
  • WpVote
    Голосов 21,817
  • WpPart
    Частей 42
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
BLUE AND GREY | VKOOK на Vinctaeed
Vinctaeed
  • WpView
    Прочтений 57,381
  • WpVote
    Голосов 7,023
  • WpPart
    Частей 52
🌑 احساسات زیادی بودن که یک شخص رو به سمت یک شروعِ جدید سوق می‌دادن و یا بالعکس، کاری می‌کردن که از اون احساسات واهمه داشته باشه؛ و جئون جونگکوک، هردوی این عواطف رو داشت. قلب مُرده‌ی اون که برای تپیدنِ دوباره، نیاز به قدم گذاشتن در راهِ تازه‌ای داشت، در عین‌حال از تاریکی‌ها و تنهایی در اون مسیرِ سخت می‌ترسید؛ اما چی می‌شد اگه دستی که مرد، توقع نداشت به سمتش دراز بشه، توی اون مسیر طولانی همراهش می‌شد و به دنیای خاکستریش رنگ تازه‌ای می‌بخشید؟ *** "خندیدن و بوسیدن خنده‌هات که چیزی نیست ماهِ من؛ تو نفس بکش تا من اون هوا رو هم ببوسم." *** ژانر: رومنس، انگست، درام، اسمات کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: هوپمین نویسنده: Vinctaed
born of evil на markmrakovich
markmrakovich
  • WpView
    Прочтений 17,941
  • WpVote
    Голосов 487
  • WpPart
    Частей 1
- Освобождайтесь и возноситесь, мрази, - рычит он, вонзив катану в глаз аспида.
I swear💤KOOKV🐺 на jkjkbtsidea
jkjkbtsidea
  • WpView
    Прочтений 140,803
  • WpVote
    Голосов 15,867
  • WpPart
    Частей 27
پیان یافته ✅کاپل اصلی = کوکوی ژانر = امگاورس _ جنایی _اسمات _ هپی اند اسم فیک = قسم میخورم قسمتی از فیک جونگکوک از صنعت کثیفی که پدرش هست کنارگیری کرد اما مجبور به ازدواج با پسر عموش میشه کیم تهیونگ کسی که اینقدر تو گوشش زمزمه کردن که مال جنگکوکه کسی که توسط مادر خودش شکنجه شد . اما آیا خانواده ی شیطان پرستشون طبق قرار داد بینشون عمل میکنن یا نه _ قسم به الاهه ماه که خوشبختت میکنم _ قسم به الاهه ماه که تا آخرش باهاتم با قلم ایده
Sexy Boy | Completed  на imfelixi
imfelixi
  • WpView
    Прочтений 613,138
  • WpVote
    Голосов 2,265
  • WpPart
    Частей 2
- باورم نمیشه که تو هیچ‌کدوم از آدمای معروف دور و برت رو نمی‌شناسی ‌- باید بشناسم؟ - واو... تو خیلی از دنیا عقبی! - همین که تو نیستی کافیه. ꜰɪᴄ ɴᴀᴍᴇ : Sexy boy ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Taehyung & Jungkook 𝗴𝗲𝗻𝗲𝗿 : ᴅʀᴀᴍᴀ.ꜱᴡᴇᴇᴛ.ᴄᴏᴍᴇᴅʏ.ᴄʜᴀᴛ.ᴀᴜ
Just Hold On(completed) на eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    Прочтений 448,933
  • WpVote
    Голосов 51,147
  • WpPart
    Частей 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
+ еще 8