adrinaaaavo's Reading List
199 stories
𝐌𝐲 𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞 by mali_shka
mali_shka
  • WpView
    Reads 5,851
  • WpVote
    Votes 790
  • WpPart
    Parts 26
جئون جونگکوک پسری که پدر و مادرش رو تو یه تصادف بد از دست داد و تنها داراییش تو این دنیا برادر بزرگترش جئون یونگی بود.... کیم تهیونگ...پسری که تو کوچیکی مادرشو از دست داد و بعد از این تموم خوشی های دنیاشو مدیون برادر بزرگترش کیم سوکجین بود.. اما چی میشه اگر پدرش بعد فهمیدن گرایش جین رفتارش با پسر بزرگتر به کل تغییر کنه و پسر کوچکتر رو جوری تربیت کنه که راه برادرش رو نره... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐒𝐦𝐮𝐭_𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚_𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤_𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧_𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧_𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐌𝐚𝐥𝐢𝐬𝐡𝐤𝐚
LOST (Yoonmin) by Clxjhb
Clxjhb
  • WpView
    Reads 8,037
  • WpVote
    Votes 1,174
  • WpPart
    Parts 27
آخرالزمان فرا رسیده بود هیچ بازمانده ای به سادگی نمیتونست با بیماری همه گیر و مرده های متحرک به تنهایی بجنگه! و حالا ما به گوشه ای از این جهان غریب میریم تا آشنایی و جنگیدن هفت مرد که عشق و رفاقت در آینده بین اونها پدیدار میشه رو، برای بقا تماشا کنیم. couple: yoonmin, Vkook, namjin ژانر: اکشن، مهیج، اسمات، انگست
The curse of death  by aLexander__83
aLexander__83
  • WpView
    Reads 16,034
  • WpVote
    Votes 2,220
  • WpPart
    Parts 25
چی میشه اگه تهیونگ یه خونه متروکه بخره که خیلی عجیب و ترسناکه؟! و چی میشه اگه جونگ کوک صاحب این خونه عجیب و ترسناکه که هزار سال بیشتر عمرشه؟! ژانر ترسناک ،معمایی عاشقانه، اسمات، خون آشامی کاپل کوکوی
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 472,851
  • WpVote
    Votes 42,925
  • WpPart
    Parts 57
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
It Was For You by bts_girling
bts_girling
  • WpView
    Reads 20,610
  • WpVote
    Votes 1,826
  • WpPart
    Parts 32
بالای سرش ایستاد، دستش برای لمس اون حجم از مو تنگ شده بود. روی زانوهاش خم شد و دستش رو به سمت اون ها برد با نوازش های نرمش دل هردوشون رو نرم کرد. - جيمين... من اصلا متاسف نیستم. - من چیزی و اجرا کردم که بهم دستور دادن. - مسئولیت من همین بود. - اما تا وقتی تو هستی همه چی تغییر میکنه پسر، حتی مسئولیت های من.... GENRES: Criminal_ Romance_Humor Main Couples: yoonmin Other couples: namjin-kookv
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 105,786
  • WpVote
    Votes 14,963
  • WpPart
    Parts 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
Pudding (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 368,142
  • WpVote
    Votes 45,917
  • WpPart
    Parts 35
←⁩ پودینگ تمام‌شده. ✔️ به‌طور ناگهانی همه‌چیز توی زندگی تهیونگ عوض می‌شه؛ وقتی که در عوض بدهی‌های پدرش، می‌دزدنش و مجبور می‌شه چیزهایی رو تجربه کنه که هیچ‌وقت حتی خوابشون رو هم نمی‌دید! «این داستان کلیشه‌ایه؛ اما درعین‌حال به‌دور از کلیشه‌ست.» کاپل: کوکوی، مینیون ژانر: عاشقانه، کمدی، درام، امگاورس، امپرگ، ازدواج اجباری، فلاف، اس.مات
Let me love you by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 160,654
  • WpVote
    Votes 25,264
  • WpPart
    Parts 42
🔥عنوان: بذار من عاشقت بشم 🔥کاپل ها: چانبک اصلی _ کریسهو فرعی 🔥ژانر: ازدواج_اجباری رمنس اسمات انگست 🔥نویسنده: golabaton 🔥وضعیت: کامل شده 💌✂️خلاصه عشق در نگاه اول، چیز کلیشه ای به نظر میرسه به خصوص اگه برای آدم بی اعصاب و مغروری مثل چانیول باشه‌ . چانیول بلد نبود مثل عاشق پیشه ها رفتار کنه و تنها کاری که ازش برمیومد این بود که اون پسر رو برای خودش نگه داره. اون پسربچه ی بازیگوشی که از رابطه با مرد ها فراریه ، مال خودش بود. اما آیا با خشونت، بکهیون عاشقش میشد؟
𝑁𝑎𝑚𝑒: Escape from Alpha by yoonmin_fic
yoonmin_fic
  • WpView
    Reads 5,115
  • WpVote
    Votes 710
  • WpPart
    Parts 21
خلاصه داستان :پارک جیمین هفده ساله بعد از ورود غیرمنتظره‌اش به دنیای گرگینه‌ها، ماجراهای زیادی رو پشت سر گذاشت؛ اما هنوزم چیزی هست که جیمین به شدت باهاش درگیره و اون چیزی نیست جز تبدیل شدن به یه گرگ کامل. درحال حاضر جیمین تا جایی که میتونه از موضوع تغییر شکل دادن به یه موجود چهارپای پشمالو، فرار میکنه. خوشبختانه جفت جیمین ، مین یونگی، حواسش به جیمین هست و تمام سعی خودشو میکنه که پریشونی جفتش رو از بین ببره.وقتی جیمین بهترین دوستش، تهیونگ، رو بیهوش تو حموم پیدا میکنه، متوجه میشه که گنج تو راهه. تهیونگ سال‌ها پیش توسط جادوگران نفرین شده بود و جادوی سیاه، گرگشو تو تمام این مدت غیرفعال کرده بود. اما حالا گرگش بیدار شده و همون نفرین داره تهیونگ رو میکشه. جیمین نمیتونه دست روی دست بذاره وقتی تهیونگ داره جلوی چشماش جون میده. اون حاضره هرکاری بکنه تا زندگی تهیونگ رو نجات بده، حتی اگه قرار باشه با همچین جادویی دسته و پنجه نرم کنه که هیچی ازش نمیدونه! جیمین حتی حاضر میشه با گروه جادوگران تگزاس و رهبر دیوانه‌اشون که قصد داره به هر طریقی جیمین رو وارد گروه خودشون کنه، مذاکره کنه. جیمین میتونه دوستش رو نجات بده و خودش این وسط قربانی نشه؟! کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ژانر : امگاورس / امپرگ / گرگینه ای
This Changes Everything ( این همه چیز رو تغییر میده) وانگشیان | wangxian by NanHai520Fic
NanHai520Fic
  • WpView
    Reads 6,347
  • WpVote
    Votes 613
  • WpPart
    Parts 45
𓂅 🌼 𓂃𓈒 ••⌊#همه چیز_رو_تغییر_میده 🦇⌉•• ╮✮ کاپـل ❲ وانگشیان␋لان جان تاپ ❳ ╮✮ ژانـر ❲ رمانتیک، انگست، فراطبیعی، رازآلود ❳ ╮✮ ترجمه و ادیت ❲ 𝐵𝑒𝑎𝑡 ❳ 📚↷"میدونی که نمیتونی باهاش باشی. الان چند ماه از اون موقع گذشته و خب حس میکنم انرژیت بیشتر شده و رفتهرفته وضعیت سلامتیت هم بهتر میشه و این چیزیه که ما میخوایم و چیزیه که برای تو خوبه. تو اجازه داری وی ووشیان رو ببینی، اجازه داری باهاش حرف بزنی، اجازه داری باهاش وقت بگذرونی، ولی اجازه نداری با اون باشی! خودت هم خوب میدونی چرا نمیتونی همچین کاری بکنی. برای همینم بهت توصیه میکنم چیزی در این مورد بهش نگی؛ در مورد این عشق مقدس یا روح مردهات بهش چیزی نگو. فقط بهش بگو دلت برای بودن باهاش تنگ شده... نه حرفی بزن و نه کاری بکن که اونو سردرگم کنه. وانگجی... من اطمینان دارم که قانون ۲۹۸۲ام رو به یاد خواهی داشت." کامل شده!!