daina86rf's Reading List
123 stories
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 245,168
  • WpVote
    Votes 32,624
  • WpPart
    Parts 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Rookie Dad 🌛•Ot7 by smut-lov_e
smut-lov_e
  • WpView
    Reads 18,163
  • WpVote
    Votes 1,200
  • WpPart
    Parts 3
چی شیرین تر از تصور پدر شدنه پسرامونه؟ ⛅🙂(-: تو این بوک یه داستان سوییت و البته هات از زندگی بابای های تازه کارمون داریم 🥺🍼💜 بشدت سافت 🧁 + اسمات 🤫 ♡ پارت 🐥🐰 = جیکوک ♡ ♡ پارت 🐯🐰 = تهکوک ♡
Love, Hate And everything in between  by Aurorify
Aurorify
  • WpView
    Reads 65,576
  • WpVote
    Votes 8,383
  • WpPart
    Parts 30
[کامل شده] در عمارتی که سایه‌های گذشته درش نفس می‌کشن، تهیونگ با زخم‌هایی پنهان و جونگکوک با قلبی پر از نور به هم گره می‌خورن. در دنیایی که غریزه‌ عشق رو به جنگ می‌کشونه میشه بین نفرت و بخشش، ترس و امید راهی پیدا کرد؟ رازی که به آرومی رو می‌شه و زندگی‌ رو به لبه‌ پرتگاه می‌بره. یا شاید هم به یک آغاز تازه؟ تا کجا می‌تونن برای هم بجنگن؟ ________________________________________ _تو به من دروغ گفتی. _من فقط چیزی رو گفتم که تو می‌خواستی بشنوی. General: romance, omegavers, mperg couple: vkook Cover by MasumeisAkira روزهای آپ: نامشخص
FALLING🎤 | VERSE by MJ_storiess
MJ_storiess
  • WpView
    Reads 34,059
  • WpVote
    Votes 2,804
  • WpPart
    Parts 10
🎤اسم: فالینگ (کامل شده) 🎤ژانر: درام/انگست/ریل لایف/اسمات🔞 🎤کاپل: تهکوک 🎤نویسنده: mj_storiess ⚠️خلاصه: "زیباترین روز های زندگیم وقتی به پایان رسید که عشق و دلیل نفس هام رو ازم جدا کردن، اون اولین کسی بود که توی شونزده سالگیم زمانی که هنوز نمیدونستم عشق ور چگونه مینویسن، دلم رو لرزوند." 🥇#reallife 🥇#angst
I have boy friend! by popsicle_N
popsicle_N
  • WpView
    Reads 49,023
  • WpVote
    Votes 3,645
  • WpPart
    Parts 9
کاپل:تهکوک،یونمین ژانر:چت توییتری،کمی اسمات نویسنده:POPSILE (پایان یافته*****) چی میشه اگه تهیونگ اشتباهی به جونگکوک پیام بده.. جونگکوکم از همه جا بیخبر تهیونگ میبینه چیکار کرده به نظرتون چه جوری جمعش میکنه؟ هر جوری اینکارو میکنه تهش به یه صحنه ی رمانتیک ختم میشه...
معرفی فیک🍀 by Saharsay
Saharsay
  • WpView
    Reads 24,033
  • WpVote
    Votes 341
  • WpPart
    Parts 17
معرفی و آرشیو فن فیکشن های قوی و قشنگ
تُو تنها متعلّق به منی‌! | Completed S¹ by Manelios
Manelios
  • WpView
    Reads 95,699
  • WpVote
    Votes 12,579
  • WpPart
    Parts 23
خلاصه‌ی قصه این است: ²⁰¹⁸ «_ اونقدر قوی‌ای... که حتی منو هم زمین انداختی... اونم بدون اینکه کار خاصی کنی... فقط با ساده ترین سلاحی که داری انجامش دادی... چشمات! ~~~ _ ازت بدم نمیاد، تا حالا هم انقدر به گرایشم فکر نکردم که بخوام به این نتیجه برسم که فقط از دخترا خوشم میاد... فقط... زندگی کوفتیم همیشه بهم ثابت کرده نباید چیزیو بخوام... چون بدتر، از دستش میدم و تو... خیلی خواستنی‌ای... از دست دادنت سخت به نظر میاد‌. » *** | زرد به‌سان روشناییِ روز | Nαмe: Yoυ Are Jυѕт Mιɴe! {S1}⭐ Geɴre: Roмαɴce & Sᴄʜᴏᴏʟ Lɪғᴇ & Drαмα Coυple: KooĸV, YooɴMιɴ Completed.
IN RED by ID_UNKNOWNN
ID_UNKNOWNN
  • WpView
    Reads 3,471
  • WpVote
    Votes 209
  • WpPart
    Parts 22
[ اتمام یافته.] WRITER: UNKNOWN NAME: IN RED COUPLE: VKOOK, YOONMIN GENRE: PSYCHOLOGY, CRIMINAL, SMUT «در دنیای من رجوع کن؛ بگذار بی‌تردید تنها صدای قدم‌هایت در جهانم به گوش رِسد! اجازه نده دنیای من تهی از تو باشد که هیچ کسی کوچه پس کوچه شهر مرا نمی‌داند.»
𝐇𝐀𝐈𝐑𝐎 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 272,188
  • WpVote
    Votes 33,210
  • WpPart
    Parts 30
«complete» جفت‌شدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجده‌ساله از زندگیش می‌خواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرد قراره با جفت آینده‌اش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفته‌ی اون امگای مو فندقی شده بود.