خونه رو ترک کردم.
تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد.
بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم.
از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم
برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
کریس و سوهو دو جاسوس هستن که برای سازمان مخفی ای کار میکنن. این سازمان خلاف کارهایی که محکوم به اعدام شدن رو از اعدام نجات میده و برای جاسوسی آموزش میده
ماجرا از شبی شروع میشه که اون ها مجبور میشن پسر سفیر چین رو از وسط یک کودتای محلی نجات بدن، اما اون پسر (کای) میخواد فردی که تازه باهاش آشنا شده رو هم همراه خودش بیاره
جلد دوم: نسیان
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒
-کامل شــده-
همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ سالهی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگ ذروند!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چتاستوری، توییتر، ددیکینک، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سُپ»
قسمتی از فیک ↶
_از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد!
_منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد!
•روزِ آپ: یکشنبه ها•
(اتمام یافته )
.
.
"... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه.
و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره.....
و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه....
تا زمانی که....
زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..."
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟
فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم.
جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی.
•°•°•°•°•°•°
ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات
کاپل اصلی: ویمین
کاپل فرعی: نامجین _ چانبک
( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞)
بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂
داستان یه دیوونهی جنایتکار..
یکی که زندگیش پر از شهوت و خونه!
یکی که دنبال یه آدمه تا بتونه نیاز هاش رو براورده کنه.
و احتمالا.. اون ادم رو پیدا کرده!
نام فیکشن: Death Ride
وضعیت: تکمیل شده
کاپل: سپ (هوسوک تاپ)
ژانر: اروتیک
و ارزو میکردم ای کاش اینطور نبود...
تهیونگ یه پسر با یه زندگی خیلی بد توی یه مدرسه که همه فک میکنن زندگی خوبی داره
و جئون جونگکوک سال بالایی تهیونگ
پولدار و قلدر کسی که تهیونگ عاشقشه اما جئونی که مادام قلبشو میشکنه
این مدرسه و این عشق اشتباه قرارهچه بلایی سر تهیونگ بیاره؟
کاپل اصلی : تهکوک
کاپل فرعی : یونمین /نامجین
این داستان پر از بالا و پایینه مطمعنم خوشتون میاد
ایدی اینستا foxsism
وضعیت : پایان یافته
امیدوارم دوست داشته باشید داستانمو
چون کلن همینطوری مینویسم
«yoonmin»
_من بهت اهمیت میدم از بین تمام این آدم ها از بین تمام این موجودات من عاشقتم ..اون کسی که دنبالشی منم ...من عاشقتم ولی چرا تو هیچوقت قبولم نمیکنی؟ ....ایراد از منه؟ ...بهم فرصت بده اگر عاشقم نشدی برای همیشه از زندگیت میرم جیمینا
خوندن داستان رو به زیر 15 اصلا توصیه نمی کنم.. به هیچ وجه... چون کمی فضای تاریک و افسرده کننده و صد البته پر از موارد اخلاقی داره.
توی این داستان موجودات ماوراء الطبیعه خواهیم داشت. مثل خوناشام ها... و نِکو...
نکو =انسان گربه
زمانه زمانه ی شیاطین و خوناشام ها بود. جایی که پاکی کمیاب بود و زندگانی کمیاب تر.
سر زمین های شمالی به دست خوناشام ها تسخیر شده بود و گرگنما های درنده سرزمین های جنوبی را محل قتل وغارت خود کرده بودند. در این بین موجودات بی دفاع در ترس زندگی می کردند و با کوچکترین بی احتیاطی به راحتی کشته می شدند...