✶ ⋆𝑴𝒚 𝒇𝒂𝒗𝒐𝒖𝒓𝒊𝒕𝒆 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌𝒔⋆ ✶
7 stories
Spinning Playback Head oleh KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Bacaan 56,677
  • WpVote
    Undian 9,928
  • WpPart
    Bahagian 32
رابطه‌ها سرد می‌شن، قلب‌ها می‌میرن و حال، تبدیل به گذشته‌ای می‌شه که فکر کردن بهش چیزی جز درد به همراه نخواهد داشت. این داستان شرح حال پیروزی‌هاییه که برای رسیدن به اون‌ها بهای گزافی پرداختیم. شرح حال بازنده‌هایی بی‌قرار در حال، دلتنگ گذشته و محروم از آینده‌ای که خیلی خوب می‌دونستن هرگز شبیه رؤیاهایی که هر شب زیر گوش همدیگه می‌بافتن، نخواهد شد. ‌ ‌ *** - عاشقشی؟ - باهاش ازدواج کردم. - عاشقشی؟ - مگه مهمه؟ ‌ ‌🖤🎞🖤🎞🖤🎞🖤🎞🖤 Couple: KookV (Verse) Genre: Angst, Drama, Romance, Psychological, Adult, Smut (BDSM) Written By: Kuro ‼️ آرت استفاده‌شده برای پوستر متعلق به من نیست.
The Beast. [vkook/kookv] oleh blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Bacaan 13,755
  • WpVote
    Undian 2,153
  • WpPart
    Bahagian 22
«عروسک من، آغاز و پایان من، غم ناتمام من.. من باز هم به دنیا میام و باز هم عاشقت میشم. من این بار خوب خواهم بود؛ و جایی پیدات میکنم که عشق من برای هردوی ما کافی باشه. تو یه دنیای دیگه.» این داستان شامل خشونت، آدم‌خواری یا کانیبالیسم (Cannibalism) هست. اگر روحیه‌ی حساسی دارید از خوندن خودداری کنید. کاپل: تهکوک،کوکوی ژانر: درام، تریلر، رومنس، بخشی از زندگی، اسمات
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒ��ᵒᵏ oleh AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Bacaan 380,147
  • WpVote
    Undian 47,228
  • WpPart
    Bahagian 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
Dead Man Tale ~|| VKook Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  oleh _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Bacaan 1,504
  • WpVote
    Undian 246
  • WpPart
    Bahagian 7
توی یه روزِ مه‌آلود و دلگیر، در محاصره ی درخت‌ها، توی جاده‌ی آپیان هوژین روی نیمکتی نشسته بود. با دستمالی آغشته به خون میون انگشت‌هاش ازدحامِ جمعیت رو تماشا می‌کرد، صدای باد خنده‌های معشوقه‌اش رو همراه‌اش می‌آورد، گوش‌هاش رو نوازش می‌داد، کودک توی آغوشش گریه می‌کرد و مرد ظرفی فیروزه‌ایی که حامل خاکسترِ عزیزترین کسش بود رو به سینه‌اش تکیه داده بود و با خودش فکر می‌کرد، کدوم ورق از سرنوشت، زندگی‌هاشون رو به اینجا رسونده؟ جایی که تهیونگ یک شناگرِ ماهر و جونگکوک روزنامه‌نگاریه که در مورد اون می‌نویسه. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: حکایت مرد مرده 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ویکوک 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: سد 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: تاریخی، انگست، عاشقانه [01.09.07]
𝐀𝐭 𝐥𝐞𝐚𝐬𝐭 𝐭𝐰𝐨 𝐬𝐚𝐝 𝐰𝐡𝐚𝐥𝐞𝐬 (𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤) oleh Feranki7
Feranki7
  • WpView
    Bacaan 99,731
  • WpVote
    Undian 15,267
  • WpPart
    Bahagian 33
[Completed] {دسته جمعی یعنی حداقل چند تا نهنگ غمگین؟ پیدام کن، غمگین باش و دستمو بگیر وقتی میزنم به ساحل. دسته‌ی من باش.} ᯾︎ •کاپل: ویکوک/کوکوی •ژانر: زندگی روزمره، رومنس، انگست، اسمات •روز‌های آپ: پنج‌شنبه‌ها، ساعت ۹ شب (اتمام یافته) ᯾︎
[The Playlist] oleh BettercallmeCherry
BettercallmeCherry
  • WpView
    Bacaan 8,352
  • WpVote
    Undian 2,382
  • WpPart
    Bahagian 25
اگه دیگه با هم حرف نمی‌زدیم، برام یه آهنگ بفرست :) •Couple: Vkook •Completed
Leica oleh BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Bacaan 64,769
  • WpVote
    Undian 12,260
  • WpPart
    Bahagian 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢