We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
venus8295's Reading List
17 stories
𝗙𝗮𝗸𝗲𝗖𝗵𝗮𝘁 𝗕𝗼𝗼𝗸 by Hooryana
Hooryana
  • WpView
    Reads 13,206
  • WpVote
    Votes 1,735
  • WpPart
    Parts 17
「𝖥𝖺𝗄𝖾𝖢𝗁𝖺𝗍 𝖡𝗈𝗈𝗄🐣💬🐯」 ❝All Couples (Mostly VMin) ❝All Genres ❝FakeChat ❝Hooryana ❝Summery: فیک‌چت‌های کوتاه و بلند از بی‌تی‌اس (بیشتر ویمین)💫✨🌟
Vmin universe  by sooah7bts
sooah7bts
  • WpView
    Reads 2,026
  • WpVote
    Votes 350
  • WpPart
    Parts 18
از همین الان بگم... هر اتفاقی توی این بوک افتاد،مسئولیتش با خودتونه...😗🫣 من فقط نوشتم... این شما بودین که تصمیم گرفتین بخونین...😂💜 اینجا دنیای ویمینِ که تکو توک توش دنیای کاپلای دیگه هم واردش میشه☺️🔥 و بیشتر فیک ها،فیک چتِ خوشگلای من🫶🏻🤭🥹 امیدوارم همراهیم کنین و دوسش داشته باشین💜
Rehabilitation - vmin by anootherloove
anootherloove
  • WpView
    Reads 11,799
  • WpVote
    Votes 1,558
  • WpPart
    Parts 21
کیم تهیونگ پزشکی که گرفتار عشق به بیمارش پارک جیمین میشه
Snooker | Vmin +18 by fuckingkaf
fuckingkaf
  • WpView
    Reads 106,648
  • WpVote
    Votes 14,671
  • WpPart
    Parts 53
کاپل اصلی: ویمین [ اسنوکر در فرهنگ لغت انگلستان به معنی زیرک، مارموز و... هست و معنی آن در بازی بیلیارد پنهان کردن، از دسترس دور کردن، سد کردن و ماسک کردن است... ] ژانر:جنایی،معمایی،انگست،رمنس،اسمات - هیچی نگفت و رفت... همیشه همین بود خودش بهم گفته بود وقتی میخواد بره یا یه‌چیزی رو تموم کنه سکوت میکنه، آروم میره یه‌جوری میره که انگار از اول نبوده... Hashtag Ranking: [آپ میشه] #1 in crime #1 in معمایی #2 in hot #3 in ویمین #5 in جنایی #6 in درام #6 in یونگی #7 in رمنس #8 in fiction #10 in vmin #10 in jimin #16 in bangtan شروع نوشتن داستان: 98/10/8 پایان داستان: 401/2/10
like crazy 🍷مانند دیوانه by khakestar
khakestar
  • WpView
    Reads 30,477
  • WpVote
    Votes 2,929
  • WpPart
    Parts 36
🩶✨ [پایان یافته] like crazy🍷 کاپل ها: یونمین، تهکوک، نامجین خلاصه: چه اتفاقی میوفته اگه پسری با چشم های آبی وقتی میخواد یک شب رو مثل آدم های عادی خوش بگذرونه راهش به یه کلاب بیوفته... و با مردی که روی صورتش زخم عمیقی نشسته روبه رو بشه... و مرد راز پشت چشم های آبی رنگ جیمین رو بدونه؟ *** ✨🩶
Someone For Me ~|| Sope Au by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 2,213
  • WpVote
    Votes 394
  • WpPart
    Parts 11
مین یونگی، طراح یاویی، از اختلال خواب رنج می‌برد، وسواس شدیدش در طراحی‌ها و تلاش برای بهتر کشیدن و بهترین بودن، خواب رو از پلک‌هاش ربوده بود. از شانس خوب طراح، جانگ هوسوک، مدیر سایت «خواب راحت فقط اندازه یک آغوش ازتون فاصله داره» یک راه حل برای این مشکل داشت! ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: شخصی برای من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: کوتاه،، عاشقانه، فلاف 🥇In #Shortstory 🥉In #کیوت
My Hands Your Wings [Vhope] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 548
  • WpVote
    Votes 108
  • WpPart
    Parts 1
「My Hands Your Wings 🦋」 𖦹 Vhope 𖦹 Fluff, Slice of Life 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: MmeIrene تقریباً یک ساعتی می‌شد که پسر داشت طبقه‌ی دوم اون موزه رو با قدم‌هاش طی می‌کرد. هوسوک حواسش به اون نبود، در واقع این‌جا اومده بود تا از هنر لذت ببره؛ فقط اون پسر یه جورایی بیشتر توجهش رو جلب می‌کرد! «He was an artwork...»
First Love [Namgi] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 798
  • WpVote
    Votes 161
  • WpPart
    Parts 1
「First Love 🌈」 𖦹 Namgi 𖦹 Slice of Life, Romance, Light Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: Mmelrene تهیونگ روی پیشخوان لمید و گفت: «برادرم امروز میاد.» یونگی مدادش رو زمین گذاشت و سرش رو بالا آورد. «آره، اسمش رو توی دفتر نوبت‌ها دیدم. نامجون، درسته؟» تهیونگ سرش رو تکون داد و لبش رو گزید. «هیونگ باید باهاش حرف بزنی و منصرفش کنی. این اولین تتوییه که می‌خواد بزنه و آستانه‌ی دردش پایینه. در حال حاضر هم درگیر مشکلات احساسیِ زیادیه و می‌ترسم بعداً از کاری که کرده پشیمون بشه.»
Petals and Ink [Yoonmin] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 48,599
  • WpVote
    Votes 5,716
  • WpPart
    Parts 18
「Petals and Ink 🥀」 𖦹 Yoonmin and Kookv 𖦹 Romance, Fluff, Fantasy, Smut 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: SugarandMint جیمین؛ پسری با لبخند نفس‌گیر، پسری که با گل‌ها حرف می‌زد. پسری که یونگی بوسیدش، کسی که بیشتر از یک بار جونش رو نجات داد. برای یونگی خیلی سخت بود که تمام احساساتش رو توی یک یا حتی چند کلمه بگنجونه. هر اسمی که داشت، عمیق بود؛ از قفسه‌ی سینه‌ش بیرون می‌زد و به نوک انگشت‌های دست و پاش می‌رسید، گیجش می‌کرد، نفس‌ کشیدن رو براش دشوار می‌کرد! این حس علاقه و عشق بود؛ همینطور نگرانی و ترس... چون نمی‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و نمی‌دونست چی در انتظارشونه. فقط میدونست همه‌ی این‌ها کنار هم بد نیست، و دقیقا همین پسر رو می‌ترسوند. چون یونگی همه‌ی بدی‌ها رو چشیده و بهشون عادت کرده بود.
In Tokyo [Namjin] by TheNelin
TheNelin
  • WpView
    Reads 653
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 1
「In Tokyo 🌃」 𖦹 Namjin 𖦹 Fluff 𖦹 Translator: Nelin 𖦹 Writer: Radicchio نامجون هر شب توی بالکنِ آپارتمانش تو توکیو می‌نشست و ماه رو تماشا می‌کرد. در کنارش، مرد زیبای ساختمون مقابل هم از پنجره زیر نظر می‌گرفت. اولش اتفاقی بود اما ادامه پیدا کرد؛ از یه جایی به بعد، کاملاً از قصد بود!