kookv
93 stories
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 95,096
  • WpVote
    Votes 12,221
  • WpPart
    Parts 22
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
◇My bodyguard◇ by -KIMAJ
-KIMAJ
  • WpView
    Reads 249,083
  • WpVote
    Votes 22,903
  • WpPart
    Parts 29
تهیونگ بچه پولداره هورنی و بیقیدی که دوست داره توسط بادیگارده جذابش که بهش پا نمیده به فاک بره چی میشه یه روز طاقتش تموم بشه و با یه تنپوشه حوله ای رویه تخت واسش شویه سکسی بره تا اغواش کنه ؟ مینی فیک (شاید فیک🍭) بادیگارد من ژانر : رومنس~کمی کمدی~اسمات~درتی~جنایی~شاید ددی کینگ؟ کاپل: کوکوی~یونمین~سکرت(تو فیک متوجه میشین**) #kimaj #kookv #my-bodyguard
"You were in my blood like drugs"Kookv by Taehkook_euphoria
Taehkook_euphoria
  • WpView
    Reads 10,409
  • WpVote
    Votes 903
  • WpPart
    Parts 20
«بودی تو خونم مثل مواد» تهیونگ که دوسال پیش داشته بهش تجاوز میشده و جئون جونگکوک شوهرش فکر کرده داره بهش خیانت میکنه! تهیونگ و جونگکوک بعد دوسال همون دیدن و چی میشه که تهیونگ مشکل قلبی داشته باشه و از جونگکوک درخواست کنه که بزاره روزای اخر زندگیش رو پیشش بمونه؟ Couples: kookV Ganre: smut,dram,happyend,romance (فصل اول کامل شده) 🔺زمان اپ فصل دوم: یکشنبه و سه شنبه🔺 ❌حتما قبل شروع به خوندن فیکشن پارت characters خوانده شود!❌
Kookv | رد نیش  by cafune_ii
cafune_ii
  • WpView
    Reads 219,028
  • WpVote
    Votes 29,196
  • WpPart
    Parts 73
وقتی لونای پک خبر گم‌شدن همسرش را شنید، دنیا روی سرش اوار شد. او فقط یک امگای ساده بود، تازه سه سال از آمدنش به آلمان و داماد بودنش در خانواده جئون می‌گذشت. اما حالا، وسط طوفانی از خطر و بی‌ثباتی، باید دست به انتخابی دردناک می‌زد: جای خالی همسرش را پر کند یا قل یاغی و سرکش او را که دل از خاندان بریده بود را روی تخت پادشاهی بنشاند تا زمان بازگشت همسرش فرا برسد. بازی قدرت شروع شده بود، و هر تصمیمی می‌توانست سرنوشت پک تیغ را تغییر دهد. ( از خلاصه قضاوت نکنید این کار تریسام ندارد و اگر خوندید خوشتون نیومد هیت ندید داستان های نویسنده براشون مثل بچه هاشون هستن )
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" by lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    Reads 140,388
  • WpVote
    Votes 15,839
  • WpPart
    Parts 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _احتمالا نشئه ای که این حرف و میزنی ولی ازت میخوام که دیگه تکرارش نکنی،خواهش میکنم،چون باعث میشه من باورش کنم و بعد همش حرف های قشنگی مثل این به همدیگه میزنیم و بعد من احمق هر شب با یه عالمه فکر و یه لبخند بزرگ خوابم میبره،اون موقست که مثل یه احمق بهت میگم که دوست دارم و شاید تو هم دوباره بگی که اره تو هم برام مهمی،و در نهایت یه روز از خواب بلند میشی و تصمیم میگیری که دیگه بهم اهمیت ندی،به همین سادگی همه ی حرفاتو پس میگیری،بهم نگو که این کارو نمیکنی چون میکنی،دقیقا مثل کاری که با بقیه انجام دادی!.. • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 88,649
  • WpVote
    Votes 8,914
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
My doctor husband ☆ (Kookv)  by ot7___Bts__
ot7___Bts__
  • WpView
    Reads 13,460
  • WpVote
    Votes 1,036
  • WpPart
    Parts 11
چی میشه اگه دکتر جئون عاشق یه پسر شر شیطون و خرابکار شه؟ " فرار کن که گیرت بیارم اینو چوبُ میکنم تو ماتحتت" " ماشینم رو به فنا دادی مرتیکه دو‌به‌هم‌زن!! " " دقیقا چرا باید روز تولدش کراش لعنتی تورو بدزدیم" "من حاملم" <داستان کمدیِ یه دکتر و یه پسر دست و پاچلفتی> وضعیت: درحال آپ... درحال ادیت.. زمان آپ : پنجشنبه ها ژانر : کمدی - زندگی روزمره - عاشقانه کاپل اصلی - کوکوی کاپل فرعی : نامجین، یونمین، چانبک،جنلیسا
ORPHIC by Adrinaaliyari
Adrinaaliyari
  • WpView
    Reads 43,111
  • WpVote
    Votes 4,488
  • WpPart
    Parts 54
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسی‌اش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگی‌اش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم می‌شه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمی‌دونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسی‌ش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار می‌شن، جونگ‌کوک نمی‌تونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث می‌شه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
ᴍᴇᴍᴇɴᴛᴏ ᴍᴏʀɪᵏᵛ | به یاد مرگ باش by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 33,124
  • WpVote
    Votes 3,023
  • WpPart
    Parts 13
امگایی که برای زنده‌موندن با جئون جونگ‌کوک، اِکس قدیمیش ازدواج کرده بود، بعداز مدتی وقتی متوجه شد جونگ‌کوک یه همسر امگا داره، فهمید انتقامِ آلفا شروع شده. - فکر کردم... با این ازدواج قراره ازم محافظت کنی. + من فقط از زنم محافظت می‌کنم و از چیزهایی که صاحبشون هستم؛ اما تو مال من نیستی، امگا. GENRE ‏ະ Mafia, Omegaverse, Anget, Smut, Romance COUPLE ‏ະ Kookv PART ະ 30
Assassino | آدمکش by liafanfic
liafanfic
  • WpView
    Reads 6,218
  • WpVote
    Votes 735
  • WpPart
    Parts 17
« فیکشن آدمکش » - با پای خودت اومدی داخل عمارتم هیونگ اما هیچوقت نگفتم رفتنت هم به اختیار خودته! ...... ...... میتونست جاخالی بده. از تیررس گلوله ای که مستقیم اونو هدف قرار گرفته بود. اما اگر اینکارو میکرد گلوله صاف تو مغز پسر ۱۲ ساله پشتش فرو رفته بود. قاتلی که برای نجات جون یه پسر بچه بازوش رو سپر میکنه و پسر بچه ای که حالا بزرگ شده و دنبال عشق بچگیش میگرده. ..... ..... ژانر : اکشن، عاشقانه، مافیایی کاپل : کوکوی نویسنده : لیا